و اقتصادی رنگ می بازد و دولتها مانند گذشته توان کنترل مرزها و اطلاعات را ندارند . دومین تاثیر، درگیرسازی مدنی یا مشارکت افراد و گروهها و تعامل و ارتباط آنها با یکدیگر است. و سرانجام به اشاعه اطلاعات سیاسی از طریق این فناوریها اشاره می کند و معتقد است با گسترش این فناوریها، نوعی حوزه عمومی مجازی با حضور گروههای سیاسی و اجتماعی بی شمار شکل گرفته و اطلاعات سیاسی و اجتماعی در آن، در گردش است و بازیگران فردی، گروهی و جهانی از طریق این فناوریها، اطلاعات سیاسی و اجتماعی را در سطح جهانی، پوشش می دهند. اما اولا بیشتر به صورت کلی بحث کرده و اثرات آها را در یک مورد خاص بررسی نکرده است. و ثانیا تاثیرات آنها را در بخش های مختلف به صورت مصداقی مورد توجه قرار نداده است و شواهد تجربی و آماری جهت اثبات ادعای خود مطرح نمی کند.
میناوند( 1385) در مقاله ای تحت عنوان “اینترنت و توسعه سیاسی: حوزه عمومی در فضای سایبرناتیک” پس از طرح سوالی در این زمینه که آیا ارتباطات رایانه ای در اینترنت می تواند زمینه توسعه سیاسی و تقویت دموکراسی را از طریق احیای حوزه عمومی فراهم سازد؟ به این نتیجه می رسد مطالعه درباره اینترنت، سیاست، مردم سالاری، و توسعه سیاسی جریانی بسیار سرزنده و فعال است و شاید بتوان گفت از فعالترین حوزه های تحقیق و مطالعه در ارتباطات سیاسی به شمار می آید و اینکه بسیاری از پژوهشگران اینترنت را با توجه به ویژگیهایی چون تعاملی بودن، همزمان بودن ارتباط، همه جایی بودن، فقدان کنترل مرکزی، فقدان مالکیت بر شبکه و سانسورگریزی، فضای مناسبی برای احیای ابعاد از دست رفته مشارکت سیاسی و دموکراسی در جوامع پیشرفته و تقویت مردم سالاری جوان در جوامع در حال توسعه می دانند. ویژگیهای اینترنت احتمالا بسیاری از شرایط لازم برای ایجاد حوزه عمومی در فضای سایبرناتیک را دارد. این اثر با محدود شدن به مفهوم حوزه ی عمومی هابرماس صرفا ابعاد و تاثیرات سیاسی و اجتماعی اینترنت را بررسی کرده است.
صدوقی(1384) در کتاب”تکنولوژی اطلاعاتی و حاکمیت ملی” نظری اجمالی به مناظره ای نوپا میان قرون وسطاگرایان جدید که معتقد بودند تکنولوژی اطلاعاتی موجب جابجایی قدرت از دولت ملی به بازیگران غیر دولتی فراملی و فروملی و شکستن انحصار کنترل و مدیریت دولت ها بر حجم عظیم اطلاعات می شود و فرادولت گرایان که قائل به پایان عمر”دولت- ملتها” نیستند، داشت. اما معتقد بود هر دو رویکرد دارای نارسایی هایی هستند. بر این اساس، ضمن بررسی تاریخ IT به مفهومی سازی آن ها پرداخته است و با این نتیجه می رسد که هر کدام از مولفه های شبکه های الکترونیکی بر مولفه های حاکمیت ملی در بخش های مختلف تاثیر گذار بوده اند. که در بخش اقتصادی تجارت الکترونیکی و بانکداری الکترونیکی موارد کاربردی مهم بودند و در بخش نظامی به جنگ اطلاعاتی که هدف آن فروریختن اندیشه ها و تصورات موجود در جامعه و جایگزین ساختن انواع جدیدی به جای آنهاست. و در بخش سیاسی هم عوامل مختلفی از جمله معماری شبکه و شرایط دولتی تسهیل ساز یا منع کننده پرداخته بود و در پایان هر قسمت راهکارهای پیشنهادی خود را برای برخورد با تحولات و شرایط نوظهور ارائه می دهد. تفاوت این پژوهش با این اثر به این جهت است که در اینجا در کنار بحث از حاکمیت دولتها عمدتا تاثیرات این تکنولوژی ها را با نمونه آماری بر دانشجویان مورد بررسی قرار می دهد حال اینکه در اثر یاد شده صرف حاکمیت ملی و مدیریت دولتها بر اطلاعات و ارتباط متقابل بین آنها مد نظر می باشد.
منتظر قائم(1381) در مقاله ای تحت عنوان”دموکراسی دیجیتالی وحکومت الکترونیکی: سیاست و حکومت درعصرتکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی ( Icts)”پس از شرح خلاصه و ویژگی ها و قابلیتهای تکنولوژی های ارتباطی- اطلاعاتی(Icts) به بررسی تعامل بین ارتباطات و اطلاعات با سیاست و حکومت می پردازد و به این نتیجه می رسد که بدون وجود همزمان دو عامل اراده سیاسی برای تقویت دموکراسی مستقیم و انتخاباتی از سوی حکومت و مطالبه مدنی برای افزایش قدرت مشارکتی از سوی مردم، حکومت الکترونیکی به راه اندازی سایت های اینترنتی انباشته از تبلیغات و عاری از اطلاعات آگاهی بخش و امکان ارتباط دوسویه محدود می شود. در این مقاله بیشتر به تبیین رابطه بین سیاست و حکومت و تکنولوژی های ارتباطی- اطلاعاتی در بستر توصیفی کلی می پردازد و موردی بحث نشده است.
ب) خارجی
کارتر1 (2006) در مطالعه خود درباره اینترنت و مشارکت شهروندان بیان می دارد که آن دسته از شهروندان ایالات متحده که در منزل به اینترنت دسترسی دارند(55 درصد شهروندان)، 12 درصد بیشتر از بقیه رای می دهند. هرچه میزان اعتماد افراد به سایت مورد نظر بیشتر باشد، احتمال رای دادن و شرکت در نظر خواهی کاربر اینتر نتی بیشتر خواهد بود.که از این جهت با این رساله متفاوت است که صرفا محدود به بررسی اینترنت و رفتار رای دهی می باشد.
نتایج مطالعه پیمایشی ژیگانگ2 (2005) درباره تاثیر سرمایه اجتماعی و ارتباطات رسانه ای بر درگیر شدگی شهروندان نشان میدهدکه سرمایه اجتماعی با دو شاخص عضویت در گروها و انجمن های مدنی و اعتماد و همکاری متقابل، تاثیر مهم و قوی بر درگیر شدگی شهروندان داشته است. تاثیر اینترنت بر درگیر شدگی شهروندان بیشتر از رسانه های محلی (تلویزیون و روزنامه ها) بوده، اما تاثیر هر دو نسبت به سرمایه اجتماعی فرعی و کمتر مهم بوده است. در این پژوهش، تاثیر اینترنت و رسانه های دیگر در درگیر شدگی سیاسی شهروندان، غیر مستقیم و از طریق میانجی گری ارتباطات فردی، فعالان و عضویت در نهاد های مدنی نشان داده شده است که از حیث متغیر مستقل و بررسی تاثیر آنها بر آزادی دانشجویان متفاوت از این پژوهش می باشد.
تسالیکی3 (2002) در مطالعه ای تجربی در زمینه تاثیر اینترنت بر تسهیل مشارکت و گفتگوی دمکراتیک در فنلاند، بریتانیا، هلند، اسپانیا و یونان با روش تحلیل محتوای تریبون های بر خط به این نتیجه می رسد که این تریبون ها ارتباطات دو سویه کسب اطلاعات سیاسی و تنوع نظر ها و فضای عمومی را در بین کاربران و علاقه مندان سیاسی با تجربه پیشین فعالیت سیاسی، تا حد زیادی افزایش داده است، اما تاثیری روی شهروندان نداشته است که اولا معطوف به بررسی اینترنت می باشد و ثانیا تاثیر آن بر شهروندان را خنثی می بیند.
در مجموع در مطالعات انجام شده بیشترمطالعات به صورت نظری انجام شده و شواهد عینی و آماری صورت نگرفته است؛ یعنی موضوعی که این رساله به دلیل تاکید بر آن خود را متمایز می سازد.

1-4) اهداف تحقیق:
– شناسایی فضای سایبر و وسایل نوین ارتباطی به مثابه یک موضوع نوپدید، فراگیر سیاسی و اجتماعی
– تحلیل تاثیرات تکنولوژی ارتباطی و اطلاعاتی جدید بر گستره آزادی بیان دانشجویان دانشگاه اصفهان
– تحلیل تاثیرات تکنولوژی ارتباطی و اطلاعاتی جدید بر گستره آزادی اندیشه دانشجویان دانشگاه اصفهان
– تحلیل تاثیرات تکنولوژی ارتباطی و اطلاعاتی جدید بر گستره آگاهی سیاسی دانشجویان دانشگاه اصفهان
– تحلیل تاثیرات تکنولوژی ارتباطی و اطلاعاتی جدید بر درگیر شدگی مدنی و سیاسی دانشجویان دانشگاه اصفهان