ن اقتصاد دانش محور، موفقیت سازمان ها به توانایی مدیریت این دارایی های نامشهود بستگی دارد و برای اینکه بتوانیم این دارایی ها را مدیریت کنیم ابتدا می بایستی آنها را شناسایی و اندازه گیری کرده تا در نهایت بتوانیم آنها را مدیریت کنیم (سان چز3، 2000).
با ورود به اقتصاد دانش محور، ما به مدل جدیدی از دارایی های سازمانی نیاز داریم. بطور کلی دارایی های سازمانی را می توان به 2 دسته کلی تقسیم کرد:
1- دارایی های مشهود: این دارایی ها شامل دارایی های فیزیکی و مالی هستند که بطور تقریباً کامل در ترازنامه شرکت ها منعکس می شود. و این دارایی ها تحت اصول اقتصاد کمیابی عمل می کند یعنی با استفاده بیشتر از آنها، از ارزش آنها کاسته می شود.
2- دارایی های نامشهود: این دارایی ها هم به 2 دسته کلی تقسیم می شوند:
2-1: دارایی های نامشهودی که به وسیله قانون حمایت شده اند و به آنها عنوان مالکیت معنوی را داده اند که شامل حق امتیازها، کپی رایت ها، فرانشیز، علائم و مارک های تجاری و غیره است. برخی از موارد آن در ترازنامه منعکس میشوند.
2-2: سایر دارایی های نامشهود که شامل سرمایه های فکری است که تحت اصول اقتصاد فراوانی عمل می کنند یعنی با استفاده بیشتر از آنها از ارزش آنها کاسته نمی شود و معمولاً در ترازنامه منعکس نمی شوند (تایلز4، 2000).
تا اوایل دهه 1950، عامل اصلی عقب ماندگی کشورهای در حال توسعه را عمدتاً کمبود سرمایه های مالی و فیزیکی می پنداشتند. در چارچوب چنین طرز فکری، این کشورها از راه های مختلف و با توسل به دوست و دشمن به کسب سرمایه می پرداختند. این امر، موجب تشدید وابستگی و تخریب بنیان های اقتصادی و سیاسی این قبیل کشورها می شد. اما امروزه روشن شده کشورهایی که از سازمان های قوی و نهادهای اداری کارآمد و در عین حال از سرمایه های انسانی کارا و متخصص برخوردارند، می توانند سرمایه فیزیکی و مالی خود را به نحو مناسب تری جذب و در تسریع روند رشد و توسعه به کار گیرند. در اقتصاد نوین، تولید ثروت و رشد و ارزش آفرینی عمدتاً از داراییهای نامشهود (فکری) سرچشمه می گیرد. لذا، سرمایه فکری منبع اصلی توسعه اقتصادی است. صنعت بانکداری به دلیل ویژگیهایی که دارد باید در چرخه تجاری سایر صنایع باقی بماند. در سالهای اخیر صنعت بانکداری تحت تأثیر آزادسازی مالی و جهانی سازی تغییرات قابل توجهی را در محیط کسب و کار خود بدست آورده که این تغییرات با رقابت شدید ترکیب شده و فشار زیادی را بر بانک ها وارد آورده است. در محیط با ریسک بالا بانک ها نه تنها باید نیروی کار، دارایی مالی و سایر دارایی های مشهود را بطور موثری با هم همسو نمایند، بلکه باید توانایی خود را در مدیریت سرمایه فکری به منظور دستیابی به عملیات پایدار بهبود دهند. برای صنعت بانکداری چگونگی استفاده از فنون مدیریت دانش به منظور اندوختن سرمایه فکری در یک محیط به شدت در حال تغییر ضروری است. سرمایه فکری، که از طریق یکپارچه کردن نظام مند دانش ایجاد می شود در مورد بانک ها بیشتر صدق می کند. زیرا دانش مورد نیاز برای عملیات بانکداری نسبت به سایر صنایع پیچیده تر است. محیط پر مخاطره، بی ثباتی، و حساسیت بازار، از عناصر ذاتی عملیات بانکداری است. صنعت بانکداری، از جمله بافت هایی است که به دلایل زیر، منابع نامشهود را بیشتر می توان در آن جستجو کرده و به اهمیت استراتژیک آن ها دست یافت. نخست، برعکس مدیران بخش تولیدی که هدف اصلی آنها سودآوری است، مدیران سازمان های خدماتی تمایل دارند بیشتر اهداف چندگانه با ماهیت غیرمالی داشته باشند. دوم حتی اگر بخش های تولیدی و خدماتی ورودی های کاری یکسانی (مانند منابع انسانی، دانش، پول، مواد خام، و کارخانه) را به کار ببرند، بخش خدمات استفاده بیشتری از دو منبع اول دارد که دو منبع اول به طور قطع نامشهود هستند. در نهایت محصول نهایی سازمانهای خدماتی، نامشهود است.
بنابراین، بانک ها باید دارایی های خود را از نوطبقه بندی کنند. همچنین بانک ها باید درک کنند که چگونه سرمایه فکری می تواند اهداف راهبردی آن ها را محقق سازد. این امر مستلزم کمّی کردن سهم سرمایه فکری در ارزش سازمان است. با توجه به تفاوت سطح نظام بانکی ایران در مقایسه با کشورهای توسعه یافته و نقصان شرایط رقابت با بانکداری جهانی و هم چنین، تازه تاسیس بودن بانک های خصوصی، بهره گیری از سرمایه فکری و دانش روز، عرصه گسترده ای است. کوشش در این زمینه، به پیشرفت و دستاوردهای قابل توجهی منتهی خواهد شد. امید می رود با بکارگیری تکنیک رتبه بندی شاخص های سرمایه فکری در این پژوهش بتوان پیشنهادهای سودمند و کاربردی برای توصیه به مدیریت بانک های داخلی ارائه نمود.
در این تحقیق سعی شده است با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی و اولویت بندی معیارهای مهم در شاخص های سرمایه فکری در بانک ها گامی مهم در این خصوص برداشته شود.

1-2- بیان مسئله و چارچوب نظری پژوهش
در حسابداری، سرمایه فکری5 دارایی های هستند که فاقد خاصیت فیزیکی هستند، اما این دارایی ها، منافع قابل توجهی برای جریان نقدی آتی سازمان ها دارند. ناتوانی در گزارشگری سرمایه فکری، نشان دهنده ضعف حسابداری سنتی است. البته، ارزشگذاری آنها در معاملات تجاری مشکل بوده و با روش های موجود به سادگی امکان پذیر نیست. همچنین هیچ تئوری یا مدل اقتصادی واقعی برای سرمایه های فکری وجود ندارد. تفاوت و شکاف بین ارزش دفتری و ارزش بازار شرکت ها و افزایش و شدت این شکاف در دهه های اخیر بیانگر نقش قابل توجه اقلام سرمایه فکری در واحدهای اقتصادی است که در حسابداری مالی متداول گزارش نمی شود، چرا که فراسوی حدود و دامنه شناسایی و اندازه گیری درحسابداری است. در دو سه دهه اخیر بسیاری از پژوهشگران و محققان، سرمایه فکری را به عنوان مزیت رقابتی6 که ناشی از منابع نامشهود سازمانی است، مورد بحث قرار داده و تلاش های قابل توجهی در جهت شناسایی، اندازه گیری و گزارشگری آن انجام شده است.
مروری بر ادبیات سرمایه فکری نمایانگر توجه قابل ملاحظه به سنجش، ارزشگذاری و گزارشگری آن می باشد. سازمانها برای بقاء استراتژیکی باید مزیت رقابتی را مد نظر قرار دهند و از آنجایی که بازارها، تولیدات، تکنولوژی، رقبا و مقررات به طور سریع در جامعه در حال تغییر هستند، بهبود دانش و نوآوری مستمر، آنها را قادر به حفظ مزیت رقابتی پایدار خواهد نمود. از این رو مدیران، دانش و توانایی ایجاد و بکارگیری دانش را به عنوان مهمترین مزیت رقابتی پایدار به شمار می آورند. چرا که دانش به عنوان یک دارایی تلقی شده و تلاش در جهت مدیریت دانش و بکارگیری دارایی های فکری با موفقیت قابل ملاحظه ای در راستای هدایت سازمان ها همراه بوده است.

در عصر حاضر با رشد اقتصاد دانش محور، دارایی های نامشهود و سرمایه های فکری آنها، کلیدی برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار هستند و به همین دلیل توجه به اقلام نامشهود در زمینه های متعددی از جمله اقتصاد، حسابداری و مدیریت استراتژیک به طور سریعی رشد یافته است. دانش یک مزیت رقابتی است که در استراتژی تجاری سازمان ها مورد توجه قرار می گیرد. به گونه ای که ایجاد دانش موجب نوآوری مستمر و نوآوری مستمر منجر به ایجاد مزیت رقابتی، خواهد شد. امروزه سازمان ها برای اینکه بتوانند به موفقیت بلند مدت و پایدار و بهبود عملکرد دست یابند باید به مدیریت دانش توجه نمایند.
و مستلزم این امر تقویت و توجه به پتانسیل ها و ظرفیت های منابع انسانی است تا سازمان ها بتوانند برای دستیابی به مزیت رقابتی از طریق عملکرد و بهبود مستمر، عکس العمل سریع به تغییرات محیط تجاری و شرایط اقتصادی نشان دهند. یکی از چالش های اساسی مدیران بکارگیری پتانسیل دانش و سرمایه فکری برای خلق ارزش است. به همین علت مدیران باید محیطی را فراهم نمایند که نیروی انسانی از دانش خویش برای ایجاد ارزش استفاده نماید. نیاز به تصمیم گیری سریع و با کیفیت مناسب در مواجه با فعل و انفعالات محیطی، شرایط خاصی به تصمیم گیران تحمیل می کند. تعیین مدلی از واقعیت که روابط این متغیرها را آشکار سازد، می تواند ابزاری مناسب در تصمیم گیری باشد.
در فرایند تصمیم گیری انتخاب عواملی که بر ارزیابی راه حل ها و انتخاب راه حل رضایت بخش موثرند از جمله گامهای اساسی به شمار می آیند. معیارهایی که در اخذ تصمیم به کار می روند عواملی هستند که انتخاب یک راهکار از میا