ردید (مستوفی، 1381: 540/ اسکندر بیگ منشی، 1377: 420/ 1/ قزوینی، 1383: 130). به گفته فسایی، جاکی به دو گروه چهار بنیچه و لیراوی تقسیم گردیده بود که بویراحمد، نویی، دشمن زیاری و چرامی چهار بنیچه محسوب می شدند و بهمئی، طیبی، شیرعلی و یوسفی لیراوی به شمار می رفتند (فسایی، 1378: 1479/2 و دومورینی، 1375: 43). خورموجی به طور کلی “طوایف مختلفه” کهگیلویه را اینگونه بر می شمارد: “باوی، بویراحمد، نویی، طیبی، بهمئی، چروم، آقاجری، شیرعلی، یوسفی، شهرویی و دشمن زیاری” (خورموجی، 1380: 103). بنا به تحقیق فسایی، طوایف تشکیل دهنده بویراحمد در دوره قاجار،عبارت بود از : “آقایی، اردشیری، اولاد میرزاعلی، باباملکی، باده‌لونی، باتولی، برآفتابی، تاس احمدی، تامرادی، جلیل خلیلی، سرکوهک، شیخ ممو، عباسی، گودرزی، نگین تاجی، مشهدی” (فسایی، 1378: 1482/2). اکثر قریب به اتفاق طوایف مذکور، هسته اصلی بویراحمد را از عهد قاجار تا کنون شکل و انسجام داده‌اند.
حوادثی که در دوره قاجار در بویراحمد اتفاق افتاده فراوان است، که تنها بخشی از آن در منابع عصر یا روایات شفاهی آنها ضبط گشته است . چنانکه ملاحظه می گردد حضور برجسته و نقش تعیین کننده شخصیت‌های منطقه، موجب ماندگاری وقایع و ثبت آنان در منابع کتبی و شفاهی گردیده است. در واقع بررسی و پیگیری رخداد های مهم بویراحمد، با نام و عملکرد اشخاص مؤثر ممزوج گشته و در سلسله خوانین آن ادامه یافته است. بر مبنای اطلاعاتی که محمود باور در آغاز دهه 1320ارائه می دهد، محمدرحیم نامی جد بزرگ خوانین بویراحمد است که فرزندش عبدالرحیم و نوه اش قاید ملک بود (باور، 1324: ضمیمه ص 92). قاید ملک سه فرزند به نام های هادی، شاهین و عبدالخلیل داشت که هرسه مدتی حاکمیت بویراحمد را در دست داشتند.

2-4- هادی خان بویراحمدی
قاید ملک (یا کی ملک) پدر هادی خان ، دو فرزند دیگر به نام های شاهین و عبدالخلیل داشت ، که ابتدا هادی به مقام خانی اتحادیه بویراحمد رسید (کیاوند ، 66:1368 / باور ، 87:1324).هر چند سال تولد و مدت حاکمیت هادی خان معلوم نیست اما او مدتی حاکم کهگیلویه بود و لقب “والی” را کسب کرد . به رغم این، مؤلف کتاب “حکومت ، سیاست و عشایر” والی گری هادی خان بر کهگیلویه را در عهد آقامحمدخان قاجار ذکر کرده است (کیاوند ، 67:1368). بنا به نوشته فسایی: “در زمان سلاطین زند ، هادی‌خان بویراحمدی به کلانتری این ناحیه [بویراحمد] و چندی به ضابطی طوایف چهار بنیچه [بویراحمد ، چرام ، دشمن زیاری و نویی] برقرار بود” (فسایی ، 1378 : 1482/2).
در “ویژه نامه هنر و فرهنگ ایل بویراحمدی”به نقل از راویان شفاهی ، القاب “والی و عالی” را به ترتیب مخصوص هادی خان و برادرش شاهین خان دانسته که در دوره فتحعلی شاه قاجار به آنها تعلق گرفته است (نامه نور ، 106:1359). بی تردید این نکته نادرست است؛ زیرا سال وفات هر دو تن، پیش از پادشاهی فتحعلی شاه بود. به نظر نمی رسد، روایت مندرج در کتاب کیاوند صحت داشته باشد. احتمالاً بایستی نوشته فسایی را-که به زمان رخداد نزدیک تر است- ارجح دانست.
باری بر مبنای سنگ نوشته مزار هادی خان ، سال وفات او 1208 ق است و از فحوای آن برمی‌آید که مرگ وی طبیعی رخ داده . به رغم این استنباط ، کیاوند می نویسد: “هادی خان در جنگی با ایل طیبی کشته شده” (همانجا). البته نویسنده هیچ اطلاعات دیگری در باب قتل هادی خان و جنگ با طیبی ها ارایه نمی کند . منابع دیگر نیز در این رمینه خاموشند . در میان عشایر کهگیلویه و بویراحمد ، سرودن اشعار در رثای مرده – خاصه اشخاص بزرگ و معروف – معمول بود و غالباً بر سنگ قبر آنان حک می شد . اشعار زیر که شاعر آن گمنام مانده ، بر سنگ مزار هادی خان نقر گردیده است .
“آه و فریاد از جفا و جور چرخ داد و بیداد از قضای آسمان
خان عالی قدر هادی خان سرور و سردار و سرخیل جهان
در شجاعت رستم و اسفندیار در عدالت سنجر و نوشیروان