د برای رسیدن به موفقیت در سطحی بالاتر است، دارای اهمیت اساسی است (دای25 و همکاران، 1998). باورهای هوشی افراد را به عنوان سبک های عالی آنان در نظر گرفته اند. از نظر آنها باورهای هوشی به عنوان واسطه ای درونی است که ساختارهای برجسته ی ذهنی را برای شناخت، عاطفه و رفتار فراهم می آورد. از این رو می توان باورهای هوشی را درون بُعد ثبات اسنادها قرار داد. زیرا آنها عمدتاً به تغییرپذیری توانایی هوشی و نیز موثر بودن یا نبودن تلاش و تمرین توانایی هوشی اشاره دارند (دوئک و لگت26، 1998). با ارائه مدلی مبتنی بر پژوهش، دو نوع باور هوشی جوهری یا ذاتی، و باور عرضی یا افزایشی مطرح کرده اند. افرادی که باور هوشی جوهری دارند معتقدند که صفات شخصی آنها از قبیل هوش، ثابت و تغییرناپذیر است. این افراد معتقدند که توانایی آنها ذاتی، فطری و خدادادی است. در مقابل افرادی که باورهای هوشی افزایشی دارند، عقیده دارند که هوش یک جوهر ثابت و غیرقابل تغییر نیست، بلکه از طریق تلاش و تجربه می توان آن را افزایش داد. این افراد معتقدند که توانایی های شخصی آنها انعطاف پذیر و افزاینده است (دوئک و لگت، 1998؛ هیمن27 و دوئک، 1993).
باورهای هوشی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان (ارونسون، فرید و گود28، 2002 ) و دانش آموزان (استیپک و گرالینسکی29، 1996؛ بلک ول، ترزسنوسکی30 و دوئک، 2007 ؛ و کری، الیوت، دافنسکا و مولر31، 2006) ارتباط دارد. بلک ول و همکارانش (2007) در بررسی ارتباط، باورهای هوشی و نمرات ریاضی دانش آموزان در طول دوره ی دبیرستان دریافتند دانش آموزان دارای باور هوشی افزایشی نمراتشان در هر نیمسال افزایش پیدا کرد. ولی دانش آموزان دارای باورهای هوشی ذاتی در دو سال متوالی کاهش در عملکرد را به نمایش گذاشتند.
با توجه به اهمیت شناخت تأثیر آگاهی از راهبردهای یادگیری و داشتن باورهای هوشی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان، این مطالعه با هدف بررسی رابطه آگاهی از راهبردهای یادگیری و باورهای هوشی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه انجام می گیرد.
1- 3- اهمیت و ضرورت انجام پژوهش
امروزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان به عنوان یک شاخص مهم برای ارزیابی نظام های آموزشی مورد توجه قرار گرفته است. علاوه بر این، پیشرفت تحصیلی همواره برای معلمان، دانش آموزان، والدین، نظریه پردازان و محققان تربیتی نیز حائز اهمیت بوده است. برای مثال، پیشرفت تحصیلی یادگیرندگان یکی از مهمترین ملاک های ارزیابی عملکرد معلمان محسوب می شود. برای دانش آموزان و دانشجویان نیز معدل تحصیلی معرف توانایی های علمی آنها برای ورود به دنیای کار و اشتغال و مقاطع تحصیلی بالاتر است. شاید به علت همین اهمیت باشد که نظریه پردازان تربیتی بسیاری از پژوهش های خود را بر شناخت عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی متمرکز کرده اند (رستگار و همکاران، 1388).
در دنیای نامعین امروزی، یادسپاری حجم زیادی از اطلاعات در مقایسه با فرایندهای کسب دانش و مهارت های تفکر یا فرایندهای فراشناختی ارزش علمی اندکی دارند. از این رو یادگیری مهارت های فراشناختی برای موفقیت در دوره های بعدی زندگی تحصیلی و شغلی بسیار ضروری هستند و چون راهبردها و آگاهی های فراشناختی برای موفقیت در کل فرایند یادگیری و موفقیت تحصیلی تأثیرگذار است، می توان با آموزش آگاهی های فراشناختی زمینه را برای کسب یادگیری بهتر و بیشتر ایجاد کرد. (ساقی و همکاران، 1390). تا دهه اخیر اغلب پژوهش های انجام شده در رابطه با تعلیم و تربیت توسط معلمان و دبیران، بر روی کارایی و مؤثر بودن شیوه های تدریس متمرکز بوده و بیشتر معتقد بر ایجاد تغییرات در برنامه های آموزشی بودند و متأسفانه تأکید کمی بر روی فرایندهای یادگیری، به عنوان عوامل پیش نیاز مربوط به بهره مندی از برنامه های آموزشی و شیوه تدریس، صورت می گرفت. کیفیت فرایند یادگیری، اساساً وابسته به فراوانی و میزان استفاده یادگیرندگان از راهبردهای مختلف یادگیری است. برهمین اساس بررسی ظرفیت یادگیرندگان در زمینه هدایت یادگیری خود در موقعیت های تحصیلی، در سالهای اخیر به یکی از موضوعات مورد توجه متخصصان علوم تربیتی و تحصیلی تبدیل شده است. در همین راستا، توانایی خود تنظیمی و راهکارهای فراشناختی در یادگیری، به عنوان هسته مرکزی در فرایندهای یادگیری، حل مسأله، تصمیم گیری و… مد نظر قرار گرفته است. در توسعه آموزش و پرورش و پیشرفت تحصیلی ملاک ها و فاکتورهای متعددی نقش دارند. اگر پیشرفت تحصیلی را به عنوان میزان دستیابی فرد به اهداف آموزشی از پیش تعیین شده ای تعریف نمود که از آنان انتظار می رود در کوشش های یادگیری خود به آنها برسند (سیف، 1380)، براین اساس، فراشناخت نقش اساسی را در یادگیری موفقیت آمیز و پیشرفت تحصیلی خواهد داشت (ساقی و همکاران، 1390).
دوئک و لگت (1988) و دوئک (1975 و 2000) نظریهای از هوش را گسترش دادند که براساس آن باورهای افراد درباره ی هوش، رفتارشان را تحت تأثیر قرار می دهد. افرادی که هوش را ثابت و غیرقابل تغییر در نظر می گیرند، نظریه ذاتی از هوش دارند. در مقابل، افرادی دارای نظریه افزایشی هوش، بر این باورند که هوش قابل تغییر است و به تدریج افزایش پیدا می کند (دوئک، 1986). آنها اسناد انعطاف پذیر و قابل کنترل دارند و در هنگام برخورد با مشکل موفق تر عمل میک نند (تامیر و جان32، 2007). افراد دارای باور هوشی ذاتی عملکرد تحصیلی خود را شاخص توانایی خود می دانند و چالش و تلاش را نشانه ی فقدان توانایی می دانند اما افراد داری باور هوشی افزایشی چالش را نشانه لزوم تلاش بیشتر می دانند. (هنگ، چیو، دوئک، لین و وان33، 1999؛ ملدن34 و دوئک، 2006 ؛ میل35 و ملدن، 2010 ).
با توجه به تاثیر راهبردهای مطالعه و باورهای هوشی بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان، این مطالعه با هدف تعیین رابطه آگاهی از راهبردهای یادگیری و باورهای هوشی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه تنظیم گردیده است.
1- 5- اهداف مشخص پژوهش
1- 5- 1- هدف اصلی
هدف اصلی در این پژوهش بررسی رابطه آگاهی از راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و باورهای هوشی با انگیزش پیشرفت دانشجویان دانشگاه آزاد کرمانشاه در سال 94-1393 است.
1- 5- 2- اهداف فرعی
1- بررسی رابطه رابطه آگاهی از راهبردهای یادگیری خودتنظیمی با انگیزش پیشرفت دانشجویان
2- بررسی رابطه باور های هوشی با انگیزش پیشرفت دانشجویان
3- بررسی رابطه آگاهی از راهبردهای یادگیری خودتنظیمی با باور های هوشی در بین دانشجویان
4- تعیین تفاوت آگاهی از راهبردهای یادگیری خودتنظیمی در بین دانشجویان دختر و پسر
5- تعیین تفاوت باور های هوشی در بین دانشجویان دختر و پسر
1- 6- سؤالات پژوهش
1- آیا بین آگاهی از راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و باور های هوشی با انگیزش پیشرفت دانشجویان رابطه معنی داری وجود دارد؟
2- آیا بین آگاهی از راهبردهای یادگیری خودتنظیمی با انگیزش پیشرفت دانشجویان رابطه معنی داری وجود دارد؟
3- آیا بین باور های هوشی با انگیزش پیشرفت دانشجویان رابطه معنی داری وجود دارد؟
4- آیا بین آگاهی از راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و باورهای هوشی دانشجویان رابطه معنی داری وجود دارد؟
5- آیا میزان آگاهی از راهبردهای یادگیری خودتنظیمی در بین دانشجویان دختر و پسر متفاوت است؟
6- آیا میزان باورهای هوشی در بین دانشجویان دختر و پسر متفاوت است؟
1- 7- فرضیه‏های پژوهش
1. بین آگاهی از راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و باور های هوشی با انگیزش پیشرفت دانشجویان رابطه معنی داری وجود دارد.
2. بین آگاهی از راهبردهای یادگیری خودتنظیمی با انگیزش پیشرفت دانشجویان رابطه معنی داری وجود دارد.
3. بین باور های هوشی با انگیزش پیشرفت دانشجویان رابطه معنی داری وجود دارد.
4. بین آگاهی از راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و باور های هوشی دانشجویان رابطه معنی داری وجود دارد.
5. میزان آگاهی از راهبردهای یادگیری خودتنظیمی در بین دانشجویان دختر و پسر متفاوت است.
6. میزان باور های هوشی در بین دانشجویان دختر و پسر متفاوت است.
1- 8- تعریف واژه‏ها و اصطلاحات فنی و تخصصی
1-8- 1- تعاریف مفهومی
1- 8- 1- 1- یادگیری خودتنظیمی
یادگیری خودتنظیم بدین معنی است که دانش آموز مهارت هایی برای طراحی، کنترل و هدایت فرایند یادگیری خود کسب می کند و برای یادگیری تمایل دارد و قادر است کل فرایند یادگیری خود را ارزیابی کند و در مورد آن بیندیشد (بری36، 1992).
1- 8- 1- 2- باورهای هوشی
باورهای هوشی به عقاید اساسی فرد در