ش شخصیت به کار رفته است. نظریه پردازان معروفی چون “گوردون آلپورت” معتقدند که به دلیل عدم کاربرد مفهوم خویشتن، تلاش‌های بسیاری از روانشناسان در تبیین یکپارچگی، سازماندهی و یگانگی انسان بی ثمر مانده است. هر نظریه پرداز در غیاب مفهوم خویشتن ناچار است مفهوم دیگری را بپرورد که جنبه‌های در هم تنیده ی کنش انسان را بیان کند.

2-4-2 سطوح مختلف آگاهی و مفهوم ناهشیار
پنجمین مضمون مورد توجه بسیاری از نظریه پردازان شخصیت، چگونگی تبیین نقش سطوح مختلف هشیاری در کنش انسان است اغلب روانشناسان امکان وجود سطوح مختلف هشیاری قبول می‌کنند، اثرات مواد مخدر همراه با علاقه ی افراد به مرام‌ها و شیوه‌های مراقبه در شرق موجب شده است که توجه روان شناسان شخصیت به حالات گوناگون هشیاری افزایش پیدا کند. اغلب معتقدند که همیشه عوامل رفتارمان را تحت تاثیر قرار می‌دهد که یا به آنها توجه نداریم یا از آنها آگاه نیستیم، البته بسیاری از روانشناسان، از نظریه ی فروید درمورد ناهشیار ناخشودند واحساس می‌کنند که این نظریه در تبیین پدیده‌هایی بسیاری به کار رفته است ولی خود را در معرض تحقیق تجربی قرارنداده امابرای پدیده هایی چون لغزش‌های لفظی، رویاها، ناتوانی گاه و بیگاه در تبیین منطقی رفتارها و توانایی ما در یاد آوری رویدادهای گذشته و به ظاهر فراموش شده چه توضیح دیگری داریم؟ آیا انسان از بعضی امور مطلع و از بعضی دیگر بی خبر است؟

2-4-3 رابطه بین شناخت، عواطف و رفتار مشهود