اسوماتیسم میگویند. فعالیت متاسوماتیک از جمله سازوکارهایی است که به تشکیل نوعی از ذخایر به نام اسکارن میانجامد (Edwards et al.,1986). اسکارنها شامل سنگهای آهکی و سیلیکاته آهن و منیزیم داری (فرومینزیم) هستند که به طریق جانشینی در محل برخورد تودههای نفوذی با کربناتها و به مقدار اندک با سیلیکاتها به وجود میآیند (بابازاده،1383).
اگرچه اکثر اسکارنها در سنگ آهک یافت میشوند، آن‌ها میتوانند تقریبا در هر نوع سنگی، طی دگرگونی ناحیهای یا تماسی، بر اثر نوعی فرایند جانشینی منشا گرفته از سیالات ماگمایی و دگرگونی، سیالات جوی یا سیالات دریایی پدید آیند. سنگ میزبان توده‌نفوذی در نزدیکی همبری به طور معمول تحت تاثیر تبلور دوباره، دگرسانی و جانشینی قرار میگیرد و در شماری از آن‌ها هم کانی سازی رخ میدهد. این تغییرات تحت تاثیر حرارت و نفوذ سیالات ناشی، از تودههای نفوذی یا دیگر سیالاتی است که توده‌نفوذی در پویایی آن نقش داشته است. اگر چه اسکارنها اغلب نزدیک تودههای نفوذی یافت میشوند؛ مناطق نزدیک یا همجوار تودههای نفوذی، امتداد گسلهها و مناطق اصلی برشی، سیستمهای کمژرفای زمینگرمایی، بستر دریا و مناطق ژرف پوسته زیرین یعنی نواحی دگرگونی انباشتی یا تدفینی از مناطق معمول حضور اسکارنهاست. بنابراین الزاما، نیازی به یک توده‌نفوذی یا سنگآهک برای تشکیل اسکارن نیست (Meinert, 2005).
معمولا اسکارنهای حاوی تودههای معدنی در کنتاکت تودههای نفوذی حدواسط (گرانودیوریت، کوارتزدیوریت، مونزونیت) با سنگهای کربناته گسترش مییابند. در اسکارنهای اطراف تودههای اسیدی (گرانیتها) به ویژه تودههای نفوذی بازیک، کانسارهای کمی مشاهده میشوند. تودههای نفوذی اسکارن زا در اعماق متوسط و یا نزدیک سطح زمین جای میگیرد. به علت متاسوماتیکی بودن پدیده اسکارنزایی، تودههای معدنی اسکارنی به صورت اشکال مختلف (لایه، عدسی، استوک، رگهای) مشاهده میشوند (بابازاده،1383).

1-2- تاریخچه
استخراج از ذخایر اسکارن حداقل به 4000 سال قبل برمیگردد؛ شواهدی از استخراج اسکارن در قدیم در چین، یونان و روم یافت شده است (Nicolescu et al., 1989; Zhao et al., 1990; Gilg,1993). اگرچه تعاریف ابتدایی از فرایندهای تشکیل اسکارن وجود دارد (به عنوان مثال Peter,1861; von Cotta,1864) با این حال اولین کاربرد منتشر شده از اسکارن به زمان تورنبورم (T?rnebohm,1875) برمیگردد. این زمینشناس واژهی اسکارن را برای سنگهای پیروکسن-گارنت دار کانسار پرسبرگ (Persberg) سوئد و به صورت کلی “سنگ اسکارن” (Skarnsteins) به کار برد. تورنبورم سنگهای غنی از پیروکسن را اسکارن سبز و سنگهای غنی از گارنت را اسکارن قهوهای نامید ( Meinert, 2005).
دوبری (Daubree,1841) یکی از نخستین پژوهشگران اسکارن است؛ او اولین گزارش را از تاثیر و نقش پیدایش ماگماتیک فلزات فلوئور، بور، فسفر و ارتباط آن‌ها را با کانی سازی قلع منتشر نمود و حضور کانی های کلسیمدار مانند فلوئورین، اکسینیت و آپاتیت در کانسارهای قلع را مرتبط با سیالات ماگمایی دانست. اصطلاح کانسارهای همبری (contact deposits) را که از اواسط قرن گذشته متداول شد، نخست فوشه (Fuches) به کار برد و سپس فیشر (Fischer) در سال 1961 آن را ترویج نمود. بک (Beck,1900) هم اسکارن را برای سنگی خاص به کار برد. این نام آن زمان به طور کلی به سنگهای حاوی گارنت، پیروکسن و اپیدوت همراه با کانسارهای مگنتیت و کالکوپیریت سوئد اختصاص داشت. سنگهای مزبور را در آن هنگام مرتبط با سنگهای آذرین نفوذی نمیدانستند، چرا که هیچ نشانی از چنین ارتباطی در کانسارهای مزبور یافت نکردند. تعریف بک از اسکارن برای بسیاری از محققین هنوز کاربرد دارد، ولی با این شرایط که سری های منیزیمدار هم در آن‌ها امکان حضور داشته باشند، و دیگر آنکه بیشتر کانسارهای اسکارنی را حاصل جایگزینی و جانشینی در کربناتهای همجوار تودههای نفوذی و همیافت با آن‌ها بدانند.
شمار زیادی از پژوهشگران از زمان دوبری به اسکارن و کانسارهای اسکارنی توجه نمودند. برت (Burt) کتاب شناسی تاریخی کامل و جامعی در این مورد ارائه نموده است. تیلی (1961)، زاریکوف (Zharikov, 1968) و برتولم (1970) از جمله پژوهشگرانی هستند که در دهههای اخیر در اسکارن و کانسارهای اسکارنی مطالعاتی نموده‌اند. اینودی و همکاران (Einaudi et al., 1981) تحقیق به نسبت کاملی در مورد کانسارهای اسکارنی، مجموعه اصطلاحات (terminology) و واژگان مربوطه و طبقه‌بندی آن‌ها انجام داده‌اند.
در دهه‌ی 1990 ماری کوس، ایلیک، اینودی، لبوتکا، کریک و سرانجام مینرت درمورد دگرگونی همبری، متاسوماتیسم و شرایط فیزیکوشیمیایی و به طور کلی کانسارهای اسکارنی پژوهش و تحقیق نموده‌اند. اسکارن و کانسارهای اسکارنی را بیش از صد سال است که به صورت علمی و به عنوان گروهی از ذخایر کانیایی (mineral deposits) مورد توجه قرار داده‌اند، اما به نظر می رسد بحث و بررسی فرایند های تکوین و پیدایش یا حتی تعاریف اصطلاحات خاص آن‌ها پایان یافتنی نباشد.
1-3- تعاریف
توصیف ذخایر اسکارنی در نوشتههای علمی قرن 19 گزارش شده است (e.g., Cotta,1864). واژه اسکارن، اولین بار توسط معدن چیان سوئدی برای کانیهای باطله کلسیمی- سیلیکاته دانه درشت همراه با ذخایر مگنتیتی و سولفیدی پرکامبرین مورد استفاده قرار گرفت (Burt,1977). گلدشمیت در سال 1911 واژه اسکارن را به طور علمی تعریف کرد. امروزه اسکارن به سنگهای دگرگونی گفته میشود که بیشتر از راه متاسوماتیسم تشکیل شده و حاوی سیلیکاتهای کلسیم، آهن، منیزیم و آلومینیم میباشند این سنگها در اثر جانشینی سنگهای غنی از کربنات در شرایط دمایی نسبتا بالا تشکیل میشوند (Ray & Webster, 1991). کانسارهای اسکارن را با نامهای دیگری مانند کانسارهای همبری (Shakov, 1947)، دگرگونی همبری (Hess and Larsen.1921)، دگرگونی آذرین، تاکتیت (Hess.1919)، متاسوماتیک همبری (Tatarinov,1963)، پنوماتولیتیک همبری (Schneiderhon,1955) و پیرومتاسوماتیک (Knopf, 1933) نیز میخوانند. اخیرا واژههای دگرگونی آذرین (Park, & MacDiarmid, 1975) یا متاسوماتیک همبری (jensen & Bateman, 1979) پذیرفته شده است، گرچه اوانز (Evans, 1987)، بکارگیری واژه پیرومتاسوماتیک را دوباره مطرح کرد. از آنجا که این نوع ذخایر در محیطهای کاملا دگرگونی یا متاسوماتیک و هر محیط بین آن‌ها وجود داشته و همبری آذرین نیز ضرورتا همیشه وجود ندارد، به نظر می رسد که هیچکدام از واژههای قبلی کامل و مناسب نیست. به همین دلیل اینودی (Einaudi,1981) واژه توصیفی و غیر زایشی اسکارن را پیشنهاد نمود، واژهای که در مفهوم ژنتیکی خود از محدودیت کمتری برخوردار بوده و برای بیشتر زمینشناسان اقتصادی قابل درک است.
1-3-1- هورنفلس، اسکارن واکنشی، شبه اسکارن، اسکارن
سنگهای کلسیمی- سیلیکاته مرتبط با ذخایر اسکارن بدین دلیل که این ذخایر معمولا در مجموعهای از سنگمیزبآن‌های مختلف شامل کربنات، شیل، سنگهای آتشفشانی و درونی تشکیل میشوند؛ طیف وسیعی از بافت، ترکیب و منشا را نشان میدهند (Einaudi & Burt,1982). همانطور که در ابتدا اسکارن توسط عدهای از محققان به رسمیت شناخته شد (به عنوان مثالLindgren,1902; Barrell,1907; Fukuchi,1907; Goldischmidt,1911; Umpleby,1913; Knopf,1918)، تشکیل ذخیره اسکارنی فرایندی پویا است. در اکثر ذخایر اسکارنی یک گذار از دگرگونی اولیه/انتهایی وجود دارد که در نتیجه آن هورنفلس، اسکارن واکنشی، اسکارنوئید (شبه اسکارن) و اسکارن، به وجود میآید. با توجه به تغییرات شدید دمایی و گردش سیالات ناشی از نفوذ ماگما (Salemink & Schuiling, 1987)، دگرگونی مجاورتی میتواند به طور قابل توجهی پیچیده تر از مدل ساده تبلور مجدد همشیمیایی باشد که به طور معمول برای دگرگونی ناحیهای مورد استناد قرار میگیرد ( Meinert, 2005). در نتیجه دگرگونی همشیمیایی سنگهای آهکی ناخالص، سنگی به نام هورنفلس کالکسیلیکاتی حاصل میشود که سنگی دانه ریز و یکنواخت است (شکل1-1-A)(Evans, 1993). اما چنان که سنگهای آهکی خالص تحت تاثیر فرایندهای تراوش (infiltration) یا نشری (diffusion) سیالات متاسوماتیک حاوی سازههای بیرونی قرارگیرند، به سنگ کالک‌سیلیکاته درشتی به نام اسکارن تبدیل میشوند که آن را اسکارن ثانویه (secondary skarn)، اسکارن جانشینی (replacement skarn)، اسکارن واقعی (proper skarn)، اسکارن کانهای (ore skarn) و نیز تاکیت نامیدهاند (شکل1-1-D) (Einaudi &amp