بطور خلاصه می‏دانیم که بسیاری از این زنان که خود زن و یا صیغه شاه بودند،‏ برای داشتن توجه و محبت شاه، برای شاه دختران زیبایی پیدا کرده و نزد خود تربیت می‏نمودند. این کاری است که حتی اشرف پهلوی برای غافل کردن برادرش از فوزیه همسر شاه انجام می‏دهد. و یا از مهربانی و اعتماد چند تن از زنان اشاره شده است. در مورد مادر ناصرالدین شاه و تأثیرات او بسیار نوشته شده اما اشکال عمده این کتاب‌ها تقلیل تاریخ ایران و بسیاری از مسائل مملکتی ایران و نیز کشورهای دیگر به نفوذ زنان است و تحلیل مسائل به یک حد سطحی بودن می‏رسد.
اما خانم نجم?آبادی درباره تأثیر زن در دوران مشروطیت کتاب ارزشمندی تحت عنوان حکایت دختران قوچان دارد. در این کتاب می?توان درباره دورانی از تاریخ ایران و نقش زن در آن دوران خواند بدون اینکه زیاده?روی بر روی نقش زن در مسائل آن دوران، مشاهده گردد. و همچنین می?توان در این کتاب مشاهده کرد که چگونه قدرت مردسالارانه، سبب شده که امروز چیزی درباره نقش زنان در آن حوادث، ندانیم.
از دیگر کتاب‌ها، توصیه‏هایی به زنان‏اند در راستای اینکه چگونه خانواده آرام و شادتری داشته باشند که این توصیه‏ها توصیه‏هایی مفیدند اما در این کتاب‌ها در مورد مسائل جنسی بسیار گذرا و سطحی حرف زده شده است. حال یا واقعاً نویسنده تا این حد کم به آن پرداخته و یا مترجم مجبور به سانسور شده است. توصیه‏ها در این موارد بسیار تکراری‏اند و از جمله اینکه لباس خواب‏های زیبا و متنوع بپوشید و بیشتر از این وارد بحث نمی‏شود. اما کتاب‌هایی که دقیقاً به رفتارها اشاره می‏کنند مفیدترند. مثلاً این که صرفاً گفته شود همسرتان را درک کنید و به او گوش دهید کافی نیست. بلکه بهتر است رفتار را دقیقاً توصیف کرده و برای کاربرد بهتر از جانب خوانندگان بگوید،وقتی همسرتان با شما حرف می‏زند، روزنامه و تماشای تلویزیون و هر کار دیگری را کنار بگذارید و تمام حواستان به او باشد،‏ تماس چشمی را حفظ کنید، وسط حرفش نپرید،‏ نه اینکه صرفاً‏ گفته شود به حرف‌هایش گوش کنید. زیرا بسیاری از زنان و حتی مردان این توصیه‏ها را شنیده‏اند و سعی در کاربرد آن دارند اما نمی‏دانند یک شنونده خوب دقیقاً چه رفتارهایی انجام می‏دهد. مسئله عدم توضیح دقیق رفتار، در مورد مسائل جنسی د رحداکثر میزان می‏باشد. مثلاً‏ به زنان توصیه می‏شود که در مورد مسائل جنسی پرشور باشند اما هیچ توصیفی نمی‏شود از اینکه یک زن پرشور چه رفتارهایی از خود نشان می‏دهد.
یعنی زنان ما گاه اطلاعات زیادی دارند اما این اطلاعات کاربردی نشده‏اند و اطلاعاتی که نتوان استفاده کرد، بسیار کم می‏تواند مثمرثمر باشد و نگارنده یکی از راه‏های کاربردی کردن اطلاعات را توصیف دقیق رفتارهای مربوط به آن می‏داند.
برخی از کتاب‌ها مانند کتاب‌های دکتر باربارا دی‏انجلیس و دکتر جان‏گری از کتاب‌های مفید روان‏شناختی در این زمینه‏اند. البته لازم به ذکر است که این کتاب‌ها به بحث قدرت نمی‏پردازند بلکه در راستای زندگی سالم و شاد و آرام نوشته شده‏اند و به افراد کمک می‏کنند که راحت‏تر همدیگر را درک کرده، مسائل را حل نموده و در کنار هم سالم‏تر و شادتر بزیند که هدف این کتاب‌ها با هدف نهایی در این تحقیق در یک راستا قرار دارند. (دوینگ، 1373، بیکر، 1376، نوابی نژاد، 1378، پاندر 1381) که در تحقیق حاضر نیز از مطالب آنها به طور مستقیم و غیرمستقیم بهره فراوان برده شده است.
و اما کتابی که تا حدودی بیشتر از دیگر کتاب‌ها به مسئله مورد بحث ما پرداخته است و البته در حوزه کتاب‌های روان‏شناسی است، کتابی است به نام زن بودن که خانم دکتر تونی‏ گرنت آن را نگاشته است. تونی گرنت معتقد است که فمینیسم سبب استحاله شخصیت حقیقی زن شده است و بنیان خانواده را به خطر انداخته و او از “دروغ بزرگ آزادسازی” سخن می‏گوید.
دکتر گرنت معتقد به وجود چهار جنبه به نام‏های:

1- مادونا “بازتابنده محسنات کامل زنانه از لحاظ بردباری، وقار و وفای به عهد”
2- مادر یعنی حامی و سرپرست نه تنها فرزندان که سایر خویشاوندان و دوستان مونث و مردان زندگیش
3- آمازون شدیداً دارای تمرکز حواس و فزون‏خواه، متکی به نفس، ارتباطش با مردانِ زندگیش در قالب رفیق و همکار و رقیب و بالاخره

  • 2