وپهنیشدی از همان اول هم غرق در ایمان و باور به این است که واقعیتی همهجاگیر و جهانشمول وجود دارد که بر هر چیز این هستی سیطره و چیرگی دارد، هر چیز از او سرچشمه میگیرد، با او و در او زنده است و نیز به سوی او باز میگردد، واقعیتی وجود دارد که با شناختن آن میتوان به جاودانگی دست یافت. 87
این حقیقت متعالی بدان اعتبار که حقیقتی غیرقابل تغییر و در پس این جهان “برهمن” خوانده و به آن اعتبار که روح نابود نشدنی انسانی را نیز شامل می شود “آتمن” خوانده میشود.88
“در آغاز آتمن یگانه وجود داشت”89 ؛ “این جهان در آغاز تنها آتمن بود”90.
“اگر آتمن شناخته شود همه چیز شناخته می شود” و درست همین عبارتها را درباره وجود برهمن مییابیم، “در ابتدا فقط وجود بود، بدون دومین”، “همه چیز برهمن است”، “این نفس همان برهمن است”91.
بنابراین از تأمل در متون اوپهنیشدی میتوان سه آموزه زیر به عنوان تعالیم اصلی اوپهنیشدها شناخت:
– حقیقت غایی(برهمن)
– خود حقیقی یا آتمن
– همسانی و عینیت برهمن و آتمن.
از آنجا که پل دوییسن در بخش اول از کتاب خود به تفصیل به موضوع آتمن و براهمن پرداخته است و این بخش نیز ترجمه شده است؛ پس بهتر دیدیم که در این قسمت از مقاله به تفصیل به موضوع آتمن و برهمن نپردازیم چون هر آنچه که لازم و شایسته بوده دوییسن به نحوی عالی در کتاب خود بیان کرده است و توضیح بیشتر جز تکرار مکررات چیزی دیگری نمیباشد، پس در این بخش به اجمال به بررسی آتمن و برهمن می پردازیم.
برهمن
در اوپهنیشدها در اشاره به حقیقت غایی از واژهای استفاده میشود که به لحاظ زبان شناختی بسیار مناسب است و بعدها همین واژه، واژه محوری فلسفه ودانته شد. واژه برهمن از ریشه بریه92و به معنای روئیدن، بیرون جهیدن و باز شدن است، که به معنای چیزی است که ازلی میباشد و بیوقفه دارای رشد و رویش است. گویا این واژه در ابتدا به معنای نماز و دعا بوده است در این صورت با توجه به ریشه مذکور مقصود از آن چیزی بود که خود را در سخن رسا و شنیدنی ظاهر میسازد. معنای بعدی فلسفه برهمن در اوپهنیشدها نیز به نوعی، تحول همین معناست؛ علت اولیه جهان یا آنچه به صورت طبیعت به عنوان یک کل شکفته شد.93
به طور کلی دوگونه نگرش وحدت وجودی را در ارتباط با برهمن یا امر مطلق در اوپهنیشدها تشخیص داده اند: 1- نگرش کیهانی94 2- نگرش غیر کیهانی95.
براساس نگرش اول برهمن اصلی است کیهانی که ماهیتاً جامع و در برگیرنده همه چیز است. بهترین توصیف از این نوع نگرش در چاندوگیه اوپهنیشد آمده است. در این اوپهنیشد پس از تعریف رمزگونه برهمن به عنوان تجلان96 یعنی آنکه (تت= tat) موجب(ج= ja) جهان است و آن را در خود فرو می کشد (لی=li) و از آن پشتیبانی میکند(آن= an) و در ادامه آن را چنین توصیف میکند. “آنکه در همه کارها، همه خواستهها، همه بوها، همه مزها، از او سرچشمه میگیرد، او همه این جهان را فراگرفته است”. اما مطابق نگرش غیر کیهانی، برهمن اصلی است جدای از همه چیز. این نگرش تجربی در بریهد آرنیکه اوپهنیشد توضیح یافته است. در این اوپهنیشد که گفتگویی است میان بانوی فرهیخته به نام گارگی97 و دانشمند بزرگی به نام یَجنَوَلکهیه در پاسخ به سوال گارگی درباره شالوده و اساس جهان نهایتاً به اصلی اشاره میشود که فقط با توصیف سلبی میتوان آن را وصف کرد به این معنا که حقیقت غایی فراتر از دسترس تجربه آدمیان است.