0).
با وجود میزان بالای پروتئین و چربی، نتایج تحقیقات انجام شده بیانگر این موضوع می باشد که اکثر گونه های آرتمیا از جمله آرتمیا اورمیانا (Artemia urmiana) دارای مقادیر اندکی از اسیدهای چرب غیر اشباع بلند زنجیر سری امگا 31 به خصوص اسید ایکوزاپنتانوئیک2 بوده و فاقد اسید چرب دوکوزاهگزانوئیک3 هستند (Watanabe, 1993). لذا غنی سازی ناپلیوس آرتمیا جهت بالا بردن ارزش غذایی آن امری ضروری است.
مطالعات نشان داده اند که اسیدهای چرب ضروری (EFA) از قبیل دکوزاهگزانوئیک اسید ( DHA ،3-n22:6)، ایکوزاپنتانوئیک اسید ( EPA،3-n20:5) و آراشیدونیک اسید ( ARA،6-n20:4) در تغذیه لارو ماهیان اهمیت زیادی دارند (Takeuchi.,1997; McEvoy et al., 1998; Sargent et al., 1999; Estevez et al., 1999). این اسیدهای چرب جزء فسفولیپیدها هستند که ساختار حساسی دارند و از اجزای فیزیولوژیکی غشای سلول های اکثر بافت ها به شمار می روند. با این وجود، معمولاً در مراحل اولیه تغذیه لاروی از غذای زنده از قبیل روتیفر و آرتمیا استفاده می شود که به طور طبیعی از لحاظ این اسیدهای چرب فقیر هستند. بنابراین، غنی سازی غذاهای زنده با چربی های غنی از اسیدهای چرب ضروری، برای رشد بهتر و بقا در طول دوره دگردیسی ضروری می باشد (Rainuzzo et al., 1997).
این غذاهای زنده (آرتمیا و روتیفر) صافی خوار4 هستند و به طور موفقیت آمیزی به عنوان حامل زیستی، از طریق روش غنی سازی برای انتقال مواد مغذی ضروری برای لاروهای شکارچی به کار می روند (Leger et al., 1986; Citarasu et al., 1998; Immanuel et al., 2004). آرتمیا طی فرایند غنی سازی می تواند به عنوان حامل مواد مختلفی نظیر انواع ترکیبات مغذی (Watanabe et al., 1983)، عوامل ضدمیکروبی (Dixon et al., 1995a,b) و انواع واکسن ها (Campbell et al., 1993) عمل کند و برای انتقال پروبیوتیک ها و ترکیبات تحریک کننده سیستم ایمنی به منظور افزایش مکانیسم دفاعی میزبان (Gatesoupe, 1999) استفاده شود و ممکن است همه این ها با بهبود خواص میکروفلورهای داخل سیستم گوارشی، تاثیر مثبتی روی موجود میزبان داشته باشند.
قابلیت استفاده از آرتمیا به عنوان منبع مناسب اسیدهای چرب ضروری، اسیدهای آمینه، ویتامین ها، رنگدانه ها، آنتی بیوتیک ها و هورمون ها باعث گردیده تا این موجود از جایگاه ویژه ای برخوردار باشد و روز به روز بر اهمیت و دامنه استفاده از آن افزوده شود (Bengeston et al., 1991). غنی سازی آرتمیا با مواد ذکر شده می تواند با بهبود رشد، بقا و مقاومت لارو تاثیر بسزایی بر افزایش تولیدات آبزی پروری داشته باشد (Van Stappen., 1996).
طبق مطالعات صورت گرفته روی غنی سازی آرتمیا با اسیدهای چرب و روغن ها، اختلاف در میزان اسیدهای چرب EPA و DHA در آرتمیای غنی شده، تفاوت میزان این اسیدهای چرب را در منابع محیط غنی سازی از لحاظ کمی و کیفی (مثلاً روغن ماهی یا جلبک) نشان می دهد.
افزایش جهانی تولیدات آبزی پروری و کاهش ذخایر ماهیان مورد استفاده جهت تولید روغن ماهی، یافتن جایگزینی برای روغن ماهی در جیره غذایی ماهیان پرورشی را به مشکلی اساسی در صنعت آبزی پروری تبدیل کرده است (Bell et al., 2002; Mourente et al., 2005). روغن های گیاهی که غنی از اسیدهای چرب غیراشباع 18 کربنی (C18 PUFA) و اکثراً عاری از اسیدهای چرب غیراشباع گروه امگا 3(n-3 HUFA) شامل ایکوزاپنتانوئیک اسید (EPA) و دوکوزاهگزانوئیک اسید (DHA) که به مقادیر زیاد در روغن ماهی یافت می شوند، نماینده های شاخصی برای این جایگزینی می باشند (Mourente et al., 2005; Huang et al., 2007). تولید جهانی روغن های حاصل از دانه های گیاهی در سال های اخیر به طور پیوسته افزایش یافته، به طوری که قیمت آن ها نسبتاً ثابت و قابلیت دسترسی آن ها بیشتر شده است. در میان روغن های گیاهی آفتابگردان و کلزا و سویا، روغن کلزا نتایج بهتری از لحاظ میزان اسیدهای چرب برای غنی سازی ناپلی آرتمیا داده است (کاظمی، 1389) همچنین روغن کلزا به میزان زیادی در داخل کشور تولید می شود بنابراین استفاده از این روغن، به دلیل داشتن مقادیر بالایی از اسیدهای چرب 18 کربنه نظیر اسید لینولئیک و اسید لینولنیک می تواند نیازهای ماهیان آب شیرین و لب شور را به اسیدهای چرب تامین نماید، به همین دلایل در این تحقیق از این روغن استفاده شد. با توجه به تحقیقاتی که قبلاً در پژوهشکده آرتمیا در ارتباط با استفاده از آرتمیای غنی شده با روغن های گیاهی از جمله روغن کلزا در تغذیه لارو ماهی قزل آلا انجام شده است، می توان پیش بینی کرد که جایگزینی کامل این روغن به جای روغن ماهی در غنی سازی آرتمیا، می تواند وابستگی به روغن ماهی را که عمدتاً از خارج از کشور وارد می شود از بین برد که این امر می تواند به توسعه صنعت آبزی پروری کمک قابل توجهی نماید.
میزان موفقیت در اصلاح پروفیل اسیدهای چرب ناپلیوس تحت تاثیر رژیم غذایی غنی سازی، شرایط غنی سازی و گونه آرتمیا قرار می گیرد. اگرچه درباره غنی سازی ناپلیوس آرتمیا ارومیانا و آرتمیا فرانسیسکانا با غلظت های متفاوت روغن ها تحقیقات متعددی صورت گرفته است، ولی درباره بهینه سازی غنی سازی ناپلیوس آرتمیا ارومیانا و آرتمیا فرانسیسکانا با روغن کلزا به منظور تعیین شرایط بهینه برای غنی سازی آن ها و مقایسه آن ها از این لحاظ تحقیقی صورت نگرفته است. بدین جهت و با توجه به اهمیت بسیار زیاد ترکیب اسیدهای چرب در تغذیه آغازین لارو میگو و ماهیان پرورشی و افزایش مقاومت آن ها در برابر استرس های محیطی و نیز افزایش ارزش غذایی ناپلیوس ها برای پرورش لارو آبزیان لازم است که شرایط بهینه غنی سازی ناپلیوس آرتمیا ارومیانا و آرتمیا فرانسیسکانا مورد بررسی قرار گیرد که در تحقیق حاضر سعی شده تا تراکم ناپلی، غلظت روغن و زمان بهینه برای حداکثر غنی سازی و بقای این دو گونه با روغن کلزا به دست آید. امید است که نتایج حاصل از این تحقیق گامی در پیشرفت و توسعه بیشتر صنعت آبزی پروری کشور باشد.
1-2- کلیات
1-2-1- بررسی عمومی آرتمیا
آرتمیا سخت پوست نسبتاً کوچک و ظریفی است که از آب های شور تا خیلی شور که میزان املاح آن ها ممکن است تا چند برابر آب دریا باشد، زندگی می کند. اسم و جنس این سخت پوست به زبان لاتین با توجه به شکل ظاهری آن آرتمیا به معنی گوشواره آبی می باشد. در زبان انگلیسی به آن Artemia یا Brine shrimp می گویند. طول آرتمیا در نرها حدود mm 12-8 و در ماده ها mm 15-10 است البته گاهی ممکن است طول آن ها به mm 20 هم برسد. نرها کوچکتر از ماده ها بوده و دارای یک جفت انبرک می باشند که آن ها را از ماده ها متمایز می سازد. مشخصه مهم ماده ها نیز داشتن کیسه تخمی است که در ابتدای ناحیه شکمی قرار می گیرد (Persoone and Sorgeloos, 1980).

1-2-2- تاریخچه آرتمیا
با وجود اینکه بشر از زمان های بسیار قدیم به وجود آرتمیا در دریاچه های شور پی برده بود ولی اولین گزارش مکتوب درباره آرتمیا توسط Schlosser در سال 1756 میلادی به ثبت رسیده است. او آرتمیا را در نمونه های آبی که از آبگیرهای شور در نزدیکی Lymington انگلستان تهیه شده بود، مشاهده کرد (Sorgeloos, 1980).
بعد از وی لینه (Linnaeus) در سال 1758 میلادی آرتمیا را تحت عنوان خرچنگ آب شور (Cancer Salinas) نامگذاری نمود و در سال 1891 شخصی به نام لیچ آن را تحت عنوانArtemia salina نامگذاری نمود. البته قبل از این نامگذاری های علمی، بومیان مناطق مختلف دنیا، از زمان های بسیار قدیم آن ها را تحت عناوین مختلفی از جمله Verme de sale، Bahar el dud sofereg، Fezzan wurm، Brine worm، Salztierchen و غیره می شناختند. حتی سرخپوستان و لیبیایی ها از آن به عنوان خوراک انسان نیز استفاده می کرده اند (Sorgeloos, 1980). آرتمیای دریاچه ارومیه اولین بار در سال 1899 میلادی توسط شخصی به نام Gunther گزارش شد و در سال 1976 میلادی توسط Bowen و Clark به عنوان گونه ای جداگانه به نام Artemia urmiana شناخته و نامگذاری شد.
ارزش غذایی و کاربرد آرتمیا در تغذیه آبزیان در سال 1933 میلادی توسط Alvin Seal در آمریکا و در سال 1939 توسط Rollebson در نروژ مشخص و ثابت گشت و بدین ترتیب از سال 1939 کاربرد آن در آبزی پروری رایج گردید. در ایران برای اولین بار در سال 1351 در پرورش ماهیان خاویاری از آرتمیا استفاده شد (Sorgeloos, 1980).
با روشن شدن ارزش غذایی و