که در فقه مطرح می‌شود این است که منافع مال باید مشروع و حلال باشد و حتی برخی در تعریف مال نیز بدان اشاره کرده‌اند (المال ما کان له منافع محلله) یعنی مال آن چیزی است که دارای منافع حلال باشد، بنابراین مشروبات الکلی، تریاک، سی دی‌های مستهجن، گوشت سگ و خوک و…اینها مال نیستند و احترام از آنها برداشته شده و خرید و فروش آنها نیز طبق نظر فقها باطل و حرام است.
ممکن است گفته شود گوشت خوک نزد مسیحیان حلال است پس برای آنان مال است، حال اگر کسی خوک‌ها یا مشروبات الکلی یک مسیحی در خارج یا در داخل کشور (که در ملا عام این گونه اشیاء را ظاهر نکرده) از بین ببرد، آیا ضامن است؟ در جواب باید گفت فقها می‌گویند مالیت این گونه اشیاء تنها در میان مسلمین برداشته شده است و نه به طور مطلق و ممکن است شیئی نزد ما مال نباشد و نزد قوم دیگری مال باشد، پس در فرض سوال شخص ضامن است و باید خسارت مسیحی را جبران کند چون مال و جان اقلیت‌های مذهبی محترم است.
حال ممکن است سوال دیگری مطرح شود و آن این است که چگونه ممکن است یک چیز نزد گروهی مال باشد و نزد گروه دیگر مال نباشد؟! مگر ذات و ماهیت آن چیز عوض شده است؟ در جواب باید گفت در واقع از یک نگاه کلی تمام اموال این گونه‌اند زیرا ارزش ذاتی ندارند بلکه ارزش اموال اعتباری است، مثلا بسیاری از اشیاء در سابق ارزش زیادی داشته ولی اکنون به علت کم شدن رغبت عموم یا بخاطر رشد تکنولوژی کسی بایت آن پولی نمی‌دهد زیرا دیگر نیاز مادی یا معنوی کسی را برطرف نمی‌کند مثل بخاری نفتی یا موبایل‌های قدیمی که زمانی بسیار گران بودند و یا ماشین‌های تایپ و باز ممکن است همین اشیاء برای کسانی که تازه به آن دست یافته‌اند بسیار پر ارزش باشد.. کهنه کفشی برای شخصی بی ارزش و زننده است و آن را بیرون می‌اندازد در حالی که برای دیگری با ارزش و دلفریب است، میز، ساعت، ماشین، خانه، پست و مقام همه به همین نحو است برای یک شخص خسته کننده و ملال آور شده لیکن برای دیگری آرزویی است که در صدد رسیدن به آن است و این همان تعبیری است که خداوند از دنیا نموده و آن را دار الغرور یعنی خانه فریب نام نهاده است…فان خیر الزاد التقوی

1-1-1-2- مال منقول وغیر منقول

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

ماده 12 قانون مدنی در تعریف مال غیرمنقول می‌گوید “مال غیر منقول آنست که از محلی به محل دیگر نتوان نقل نمود، اعم از اینکه استقرار آن ذاتی باشد یا به واسط? عمل انسان، به نحوی که نقل آن مستلزم خرابی یا نقص خود مال یا محل آن شود” و ماد? 19 برای بیان خصوصیت‌های مال منقول گفته است “اشیائی که نقل آن از محلی به محل دیگر ممکن باشد، بدون اینکه به خود یا محل آن خرابی وارد آید، منقول است”.
با ملاحظ? مواد 12 تا 18 قانون مدنی، می‌توان اموال غیر منقول را به چهار گروه تقسیم کرد:
1ـ اموالی که ذاتاً غیر منقول است.
2- اموالی که در اثر عمل انسان غیر منقول شده است.
3- اموال منقولی که قانون آن را از پاره‌ای جهات در حکم غیر منقول قرارداده است.
4- غیر منقول تبعی، یا حقوق مالی و دعاوی که موضوع آن غیر منقول است، و از این لحاظ تابع اموال غیر منقول محسوب می‌شود.
اموال منقول: به موجب ماده 20 قانون مدنی کلی? دیون از حیث صلاحیت محاکم در حکم اموال منقول است، و بنابراین اموال منقول را نیز می‌توان به طریق زیر تقسیم کرد:
1-اموال منقول مادی
2-حقوقی که در حکم مال منقول است.
در اصطلاح مال عبارت است از چیزی که ارزش اقتصادی داشته و قابل تقویم به پول باشد. بنابراین حقوق مالی مانند حق تحجیر و حق شفعه و حق صاحب علامت تجاری هم مال محسوب می‌شود.8 در اصطلاح حقوقی هر چیزی که انسان می‌تواند از آن استفاده کند و قابل تملک هم باشد، مال است.9 منقول هم در لغت به معنی جابه جا شده و نقل داده شده است.10
اموال منقول در اصطلاح حقوقی به اشیایی که نقل آن از محلی به محل دیگر ممکن باشد، بدون این که به خود یا محل آن خرابی وارد آید، گفته می‌شود. کلیه دیون، از قبیل قرض و ثمن مبیع و مال الاجاره عین مستأجره، از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقول است، حتی اگر مبیع یا عین مستأجره از اموال غیر منقول باشد.11
ماده 12 قانون مدنی: “اموال غیر منقول هم در اصطلاح حقوقی به مالی که از جایی به جایی قابل انتقال نباشد، مانند زمین و معدن، گفته می‌شود. اعم از این که استقرار آن ذاتی باشد یا بواسطه عمل انسان، به نحوی که نقل آن مستلزم خرابی یا نقص خود مال یا محل آن شود”. یا مالی که منقول و قابل انتقال است، ولی به حکم قانون غیر قابل انتقال است. مانند مال منقولی که بر مال غیر منقولی نصب شده است، از قبیل بخاری دیواری و تابلوهای ثابت. همچنین مال منقولی که اختصاص به استفاده از مال غیر منقولی داده شده باشد. مانند حیوانات و اشیایی که مالک آن را برای عمل زراعت اختصاص داده باشد، از قبیل گاو و گاومیش و اسباب و ادوات زراعت، گفته می‌شود.
پس ضابطه اصلی در تشخیص مال غیر منقول و منقول، قابلیت و امکان حمل و نقل است. به این ترتیب که هر گاه مالی قابل حرکت دادن باشد، بی آنکه برای عین یا محل آن خرابی به بار آید، مال را منقول می‌نامند. برعکس، اگر مالی قابل نقل مکان نباشد، یا اگر در عمل نیز نقل آن ممکن شود، این تغییر موجب ویرانی و خرابی عین یا محل آن گردد، آن را غیر منقول می‌گویند. با وجود این، گاهی در اصطلاح قانون مدنی، غیر منقول به اموال قابل حمل و حتی حقوق مالی و منافع نیز گفته می‌شود. البته این تجاوز از قاعده استثنایی و محدود به مواردی است که، قانونگذار بنابه مصالحی، اموال قابل حمل را به صراحت در حکم اموال غیر منقول قرار داده باشد.12
غیر منقول حکمی هم ‌به مال غیر منقولی که قانون آن را محکوم به احکام و مقررات مال غیر منقول شناخته باشد، گفته می‌شود13.
تشخیص نوع مال منقول و غیر منقول در حقوق ما دارای اهمیت فراوان است و آثار زیادی دارد که به مهمترین آنها اشاره می‌شود:
1- خارجیان نمی‌توانند در ایران آزادانه اموال غیر منقول را مالک شوند، و به موجب معاهده‌ها اجازه دارند فقط برای سکونت یا شغل و صنعت خود اموال غیر منقول تحصیل و تملک کنند. در حالی که برای اموال منقول چنین محدودیتی وجود ندارد.