رپوشش گرفت به گونه ای که بسیاری از زبان ها در برابر این زبان صحنه را ترک کردند.
بنابراین آنچه زبان عربی را گسترش داد، ناشی از ویژگی های زبان عربی نبود بلکه پشتوانه فرهنگی آن، تأثیر اصلی را بر دوش می کشید چه این ملّت ها و از جمله خود اعراب برای بهتر شناختن کتاب الهی تلاش کردند. زبان عربی را بهتر بشناسند.
تدوین کتابهای عمده ای درباره تفسیر قرآن و علوم بلاغی و ادبی به زبان عربی و فارسی ، نشان این رویکرد همگانی به زبان قرآن می باشد . لذا با تمام علاقه دانشمندان فارسی زبان به زبان ملّی ، به جهت فهم بیشتر قرآن و متون دینی به نگارش کتابهایی در زمینه صرف ، نحو ، لغت و علوم مربوط به زبان ادبیّات عرب همّت گماشتند”(خرمشاهی،1373: 10-7).
2-3 ) بهره های زبان و ادبیّات فارسی از قرآن
با آمدن قرآن جهان بینی و تفکّری نو در ادبیّات فارسی به وجود آمد و بسیاری از واژه ها محتوای جدید گرفتند و لغات و اصطلاحات خاصی که مربوط به عبادات و نظام فکری جدید بود وارد زبان فارسی گردید.
از مهمترین بهره های زبان فارسی ترجمه قرآن توسط مسلمانان فارسی زبان بود که به حفظ و احیاء زبان کمک شایانی کرد و دانشمندان فارسی زبان براساس نیاز ما به ترجمه و تفسیر قرآن همّت گماشتند” اهمیّت تفسیرهای قدیم در این است که به قصد ایراد معادل برای لغات و ترکیبات قرآن ،معمولاً مفردات و ترکیباتی از زبان فارسی را ذکر کرده اند که بعدها فراموش شده و از میان رفته است و جز از راه داشتن معادل عربی ،درک معنی آن ها می توانست دشوار یا مورد تردید و تأمّل باشد با توجه به همین نکته های کوتاه منتقل شده از اهل نظر ، نقش ترجمه ها و تفسیرهای قرآن در حفظ و گسترش زبان فارسی و حفظ لغات و ترکیبات بسیاری برای امروز ، با روشن ساختن معانی آن ها روشن می شود “(صفا،120:1378).
2-4) زمینه ها و پیشینه ی اثرپذیری شاعران و نویسندگان از قرآن
زبان فارسی دری در سده سوم هجری، زبان معیار ورسمی انتخاب شد. از این سده است که سخنوران پارسی زبان به سرودن و نوشتن پرداختند. در این روزگاران است که ادب فارسی تازه به راه می افتد ؛ “کسانی چون حنظله بادغیسی ، محمّدبن وصیف ، ابوحفص سغدی ، ابوالعباس مروزی ، بسّام کرد ، فیروز مشرقی و … دست او را می گیرند و همراه خویش پا به پا پیش می برند و شیوه رفتن می آموزند . دیری نمی گذرد که این کودک نوپا ، آئین راه رفتن می آموزد و از این سوی و آن سوی سر درمی آورد ؛ آن چنانکه در آغاز سده چهارم همان کودک نوپای نیمه سوم جوانکی بالغ و رسیده می گردد . در این روزگار که شعر فارسی به بلوغ و رسیدگی می رسد ، تقریباً در سراسر ایران گسترده آن روز فرهنگ اسلام که خود برخاسته از قرآن و حدیث بود ، به ژرفی و شگرفی ریشه دوانیده بود و با روح و خوی ایرانی هم سمت و سو و همرنگ و بو شده بود . از سوی دیگر همراه گسترش ریشه دار و ژرف فرهنگ اسلام زبان عربی نیزکه زبان قرآن و اسلام بود و از این روی به قداست و افتخاری بزرگ دست یافته بود در ایران چنان گسترش یافت که زبان بومی ایرانیان را به کناری زد و به ویژه در مکتب و مدرسه و مسجد و دیوان و دربار و در میان اهل کتاب و قلم و درس و بحث و وعظ ، زبان رسمی و همگانی بود… از همین روزگاران بود که کم کم بازار دانش اندوزی و علم آموزی که بر محور قرآن و حدیث می چرخید ، سخت رونق گرفت… و بسیاری از شاعران و نویسندگان از این دو چشمه جوشان جامها گرفته و جرعه ها نوشیده بودند ؛ جامها و جرعه هایی که به سروده های آنان رنگ و بوی قرآن و حدیث بخشید… قرآنی که هم از دیدگاه بلاغی و هنری اوجی چنان دسترس ناپذیر داشت که دل از همگان بویژه سخن شناسان و ادب ورزان و ذوق مندان می ربود و آن ها را شیفته و بهت زده می ساخت ، و هم از معارف و مبانی و معانی و احکام چنان دلپذیر سرشار بود که بر جان و دل ها می نشست”(راستگو،1380: 4-3).
بهره گیری از قرآن نشانه دانشمندی و علم اندوزی و روشنفکری بود و این خود گونه ای افتخار محسوب می شد و بر اثر مولفان نوعی قداست و حرمت می بخشید و آنانرا ارجمندتر و پذیرفتنی تر می ساخت. گسترش مجالس وعظ و واعظی و پدیدآمدن واعظان بزرگ که بیشتر از عالمان بزرگ قرآن دان بودند و سخنان خویش را بر محور آیات قرآن و سخنان پیامبر و امامان معصوم می پرداختند و از یک سو و توجّه گسترده مردم به این مجالس و آشنایی آنان با مضامین قرآنی از سوی دیگر راه بهره گیری از قرآن را برای نویسندگان و شعرا هموار ساخته بود. (همان:7)
2-5 ) شیوه ها و گونه های اثرپذیری از قرآن
“بهره گیری از قرآن مانند بهره گیری از هر پدیده ادبی دیگر ، شکل و شیوه های گوناگون دارد که هم از دیدگاه پیدایی و پنهانی و هم از دیدگاه هنری و بلاغی در یک سطح و سنگ نیستند یعنی بهره گیری آن ها گاه آشکار و عیان است و هر کس با این مقولات اندک آشنایی داشته باشد ، به آسانی و زود آن ها را در می یابد و گاه پوشیده و پنهان است به گونه ای که تا کسی با این مقولات آشنایی بایسته نداشته باشد و کندوکاوی شایسته ننماید ، به آن ها دست نمی یابد”(همان:15).
از شیوه های اثرپذیری از قرآن می توان گونه های زیر را نام برد .
1)اثرپذیری واژگانی: که نویسنده در به کارگیری پاره ای از واژه ها و ترکیب و اصرار قرآن است.
2) اثرپذیری گزاره ای: که نویسنده عبارتی قرآنی یا روایی را با همان ساختار عربی بی هیچ گونه تغییر و دگرگونی و یا اندکی تغییر در تنگنای وزن و قافیه در سخن خود جای می دهد.
3) تأثیرپذیری گزارشی : که شاعر یا نویسنده مضمون آیه یا حدیث را به دو شیوه ترجمه یا تفسیر به پارسی گزارش می کند . گاه به شیوه نقل قول و با ذکر نام گوینده و گاهی بدون یاد کرد نام سراینده پیشین.
4) تأثیرپذیری الهامی بنیادی : در این شیوه گوینده مایه و پایه سخن خویش را از آیه یا حدیثی الهام می گیرد و سخن خویش را بر این نکته بنیادی می نهد.
5) تأثیرپذیری تلمیحی : در این شیوه گوینده سخن خویش را مانند تأثیرپذیری الهامی ، بر پایه نکته قرآنی یا روایی بنیاد می نهد و آنرا با نشانه و اشاره ای همراه می سازد و خواننده آشنا را به آن آیه یا حدیث راهنمایی می کند.
6) تأثیرپذیری تضمینی : در این شیوه گوینده عین آیه یا حدیث را در سخن خود تضمین می کند.
7) تأثیرپذیری تمثیلی : اگر گوینده مثلی از امثال سائره در نوشته خود بیاورد یا سخن ار کلامی متین یا حکیمانه باشد که بصورت ضرب المثل درآید ، آنرا تأثیرپذیری تمثیلی می گویند.
8) تأثیرپذیری اقتباسی : آنست که گوینده بخشی از یک آیه یا حدیث را در سخن خود بیاورد.
9) اثرپذیری تأویلی : در این شیوه نویسنده با ذوق ورزی و نکته یابی و با پنهان پژوهی و موی شکافی از لایه های برونی و دریافتهای همگانی و پیامهای پیدای سخن می گذرد و به لایه های درونی آن راه می یابد و پیامهای پنهانی بار می آورد . (نقل به تلخیص از راستگو ،1380)
فصل سوم
مروری بر زندگی و آثار خواجه عبدالله انصاری