ستین سانسور بوروکراتیک در کشور است. کاووسی هرگز نفس سانسور را نفى نمى‌کرد ولى به عملکردش معترض بود. کاووسى در تابستان ???? از این سمت کنار رفت و سید ابراهیم صالح بجاى او قرار گرفت. او صاحب ‌نظر و طرح خاصى نبود. در دوره? تصدى وى که تا ???? بطول انجامید دو شوراى بدوى و عالى عهده‌دار نظارت بودند. در آغاز تصدى صالح، کارها روال سابق را داشت. اما کم‌کم سانسور و اداره‌? کل نظارت و نمایش حکم مجرى امور ادارى و تشریفاتی، پیش از نمایشهاى عمومى را گرفته بود.
نکته مهم و قابل توجه در روند ممیزی پیش از انقلاب این است که تمام ممیزیها در نهایت ممیزیهای سیاسی بودند و سختگیری چندانی در خصوص نمایش فیلمهای مستهجن که خلاف آیین نامه بود، نمیشد. در واقع عملاً سانسور معطوف به مسائل سیاسی بود و این روند منجر به آن شد که صنعت سینما کاملاً به سمت تولید “فیلمهای آبگوشتی” کشیده شد. بیشتر فیلمهای مطرح کارگردانان بزرگ در این سالها به تیغ سانسور سپرده شد و چند فیلم هرگز مجوز نمایش دریافت نکرد: فیلمهای رضا موتوری، بلوچ ، خاک و گوزنها از کیمیائی ـ گاو، پستچی و دایره مینا از مهرجوئی ـ ساز دهنی و مرثیه از امیرنادری ـ آرامش در حضور دیگران از ناصر تقوائی، اوکی مستر از پرویز کیمیاوی و در غربت از سهراب شهید ثالث و بالاخره فیلم کوتاه سفر ساخته بهرام بیضائی که در مسکو جایزه بزرگ فستیوال را برد همگی (جز در غربت و اوکی مستر) با سانسور به نمایش درآمد. ضمناً فیلمهای کوتاه و مستند قعله از شیردل از ده سال پیش در توقیف است و در کنارفیلمهای ندامتگاه زنان و شهرنو خاک میخورد.
نتیجه این روند، خودسانسوری در فضای سینما و افزایش تولید فیلمفارسی بود . البته در میان فیلمهای توقیف شده شاهد فیلمهای مبتذلی هستیم که عمدتا محصول کمپانی های خارجی هستند و پس از مدتی با لحاظ “سیاست گام به گام” و “بر اثر گذشت زمان و تغییر ذوق مردم و علاقه تماشاچی به این گونه فیلمها” رفع توقیف شده و به نمایش درمیآیند.
در دوره کوتاهی پس از انقلاب اسلامی، فضای مبهمی بر سانسور و به تبع آن بر سینما حاکم بود. بیشتر فیلمهای ساخته شده در آن زمان به لحاظ محتوا حدود نظام تازه روی کار آمده را مراعات میکردند اما صورت اثر بدون آنکه از قالب خاصی پیروی کند، بسته به نظر شخصی کارگردان شکل میگرفت. بنابراین غالب فیلمهای دوره مذکور بیشتر با حال و هوای تصویری فیلمهای قبل از انقلاب همخوانی داشتند اما با محتوایی تفاوت. به عنوان مثال، بهرام بیضایی فیلم مرگ یزدگرد را با بازی سوسن تسلیمی ساخت. تسلیمی در فیلم بدون حجاب اسلامی ظاهر شده بود و فیلم نمایش عمومی نیافت. بسیاری از فیلمهای آن دوره به دلیل عدم ابلاغ قانون جدید نمایش فیلمها، به اکران عمومی درنیامدند.
با تثبیت ارزشهای انقلاب اسلامی، که مهمترین آنها در عرصه تصویر همانا حجاب کامل زنان و مرزبندی روابط زن و مرد بود، فیلمها خودبخود به چارچوب این ارزشها گردن نهادند. پیشامد جنگ تحمیلی به فاصله کمتر از دو سال از انقلاب اسلامی، سینمای ارزشی را در ایران تقویت کرد. اتمام جنگ و دور شدن از فضای هیجانی انقلاب، تنوع آرا و عقاید را بدنبال آورد. این تنوع آرا، که بعضاً موافق ارزشها یا رفتارهای حکومت اسلامی نبود، منجر به احساس نیاز حکومت به اعمال نظارت بیشتر بر محتوا و صورت فیلمها شد. این سختگیری تا سال 76 ادامه یافت.
در حوزه سینما از سال 76 رفع برخی سانسورها و قواعد دست و پاگیر در تولید فیلم موجب شد که سینمایی به نسبت آزادتر از سینمای بعد از انقلاب تا 76 داشته باشیم. این آزادی دست سینما را برای به تصویر کشیدن مقولاتی باز کرد که پیش از آن امکان نمایش نداشتند. آشکار ترین نوع استفاده از آزادی را میتوان در تغییر وضعیت ظاهری بازیگران و نوع موسیقی فیلمها نسبت به دو دهه قبل دید. آزادی سینما در پوشش بازیگران و نوع موسیقی، بخشی از آزادی ایجاد شده در جامعه در این زمینه ها بود. بخش دیگری از تغییرات به اکران چند فیلم سابقاً توقیف شده مربوط میشد که جزو فیلمهای خبرساز سینمای ایران بودند؛ مثل آدم برفی و حاجی واشنگتن.
تا سال 83، تعداد بسیار کمی فیلم توقیف شد که مهمترین آنها دایره جعفر پناهی بود. اما از سال 83 موج جدیدی از توقیفها با توقیف فیلم در حال اکران مارمولک آغاز شد. سال بعد از آن فیلم آفساید پناهی توقیف شد و حاتمیکیا بر اثر فشارهای وارده از شرکت دادن فیلم به رنگ ارغوان در جشنواره سال 84 خودداری کرد و در واقع به خود سانسوری دست زد. سال 85 همراه با توقیف فیلم سنتوری مهرجویی بود و سال 86 تکرار اتفاق مارمولک این بار برای فیلم نقاب.
همزمان با این توقیفها- که البته به دلیل خبرساز بودن بیشتر به نسبت سایر توقیفها نام برده شدند- دو فیلم در خارج تولید شده در خارج از ایران، به نامهای سکس و فلسفه، و فریاد مورچهها از محسن مخملباف به شبکه زیرزمینی فیلمهای سینمایی وارد شد. در واقع از بین فیلمهای توقیف شده فقط دو فیلم سنتوری و به رنگ ارغوان وارد شبکه زیرزمینی نشدند. اولی هنوز امیدوار به اکران است و دومی توقیف خودخواسته شده است. با این اتفاقات، پدیده سانسور و توقیف دوباره در زمره مهمترین اخبار سینمایی ایران قرار گرفت و اظهارنظرها درباره شیوع دوباره آن آغاز شده است.
نگارنده معتقد است که موج جدید توقیفها حاصل تحدید خطوط قرمز ایدئولوژی حاکم است که تجربه خوبی از چند سال آزادی نسبی سینما در ایران ندارد. هدف من در این تحقیق، سنجش نااندیشیدنیهایی است که باعث توقیف فیلمهای مطرح سینمایی شده است؛ زیرا معتقدم که توقیف مکرر تولیدات کارگردانان بزرگ- که در حرفه خود نقش روشنفکران پیشرو را بر عهده دارند- باعث رکود صنعت سینما خواهد شد.
در بخش ادبیات نظری این رساله، به چهار موضوع جداگانه خواهم پرداخت:
1- قدرت و رابطه دولت و قدرت
2- ایدئولوژی، نگاهدار سلطه دولت
3- بازتولید ایدئولوژی، خشونت نمادین و سانسور
4- مقاومت در برابر بازتولید

پرسشهای تحقیق
الف- دلایل توقیف فیلمهای نمونه آماری چیست؟
ب- دلایل توقیف فیلمها چه ارتباطی با خطوط قرمز ایدئولوژی حاکم دارد؟
ج-نتایج روند توقیف فیلمهای کارگردانان مطرح چه بوده است؟
روشهای تحقیق
عمدهترین روشهایی که در پژوهش حاضر استفاده شدهاند عبارتند از: روش اسنادی و تحلیل محتوا.
روش اسنادی
“روش اسنادی در زمره روشها یا سنجههای غیر مزاحم و غیر واکنشی به شمار میآید. به این معنی که محقق در هنگام جمعآوری اطلاعات با مواردی که در اطلاعات واقعی اختلال به وجود میآوردند- مثلاً سوگیری پاسخگو- مواجه نمیشود. در حالیکه هنگام استفاده از دیگر روشها، نظیر مشاهده، مصاحبه و …، مشکل اساسی جمعآوری اطلاعات است، به هنگام کاربرد روشهای اسنادی، اطلاعات موجودند” (ساروخانی، 1381، 254). دیگر مزیت چنین روشهایی این است که عوامل بیرونی، چون گذشت زمان و تغییر شرایط، بر پاسخی که از نمونه مورد مطالعه خواسته میشود تأثیر نمیگذارد. در رساله حاضر که با مسأله حساسیت برانگیز خطوط قرمز حکومتی سر و کار دارد، رجوع به نظرات گذشته افراد و گروهها ایجاب می کند که آن نظرات، همان طور که در چند سال پیش بودهاند، بررسی شوند. بنابراین روش اسنادی از این جنبه بسیار مؤثر است؛ زیرا معمولاً روشهای دیگر چون مصاحبه و پرسشنامه، نظرات فعلی و تغییر یافته افراد را بازتاب میکنند.همچنین به نظر ساروخانی، “اصالت یک تحقیق اسنادی به منابع حائز اهمیتی است که از آنان استفاده می شود- همانطور که اصالت و درستی یک تحقیق میدانی به روشهای درست و نمونهگیری معتبر آن بستگی دارد” (ساروخانی، 1381، 260).
روش تحلیل محتوا
تحلیل محتوا به عنوان یک روش عبارت است از: ” شناخت و برجسته ساختن محورها یا خطوط اصلی یک متن مکتوب، یک یا مجموعهای از سخنرانیها، سلسلهای از تصاویر، نوارها، وصیتنامهها، نامههای خصوصی، سؤالهای باز یک پرسشنامه و …” ( ساروخانی، 1381، 281). در این رساله از تحلیل محتوای کیفی در تحلیل موضوعات و مضمونهای فیلمها و داوری درباره دلایل ممنوعه بودن هر فیلم و نقاط برخورد آن با خطوط قرمز ایدئولوژی حاکم استفاده شده است.

جامعه و نمونه آماری
جامعه آماری این تحقیق، تمام فیلمهای توقیفشده یا خودتوقیفشده ساخته کارگردانان برجسته سینمای ایران بین سالهای 60 تا 86 است.
از بین فیلمهای جامعه آماری، فیلمهای آدم برفی، حاجی واشنگتن