ست اما خانواده‌ها از نظر ساختار با یکدیگر تفاوت زیادی دارند. تفاوت‌هایی با اهمیت و با معنا در رابطه با شکل و طرح مسکن که باعث می‌گردد خانه‌ها از نظر ابعاد و تناسب با یکدیگر متفاوت باشند. حتی زمانی که الگو یا تیپ پایه ساختار خانواده را تعریف و تعیین می‌کنیم. هنوز اشکال مختلف و متعددی که از الگوی پایه تعریف شده می‌تواند مشتق گردد؛ مانند گروه خانواده مرکب و گسترده القبایل3 که یک سری حیاط را به وجود می‌آورند، یا “خانه کشیده” قوم ایروکوا4 و یا خانواده بدون نظم پوموها5 در جنوب غرب کالیفرنیا که ترکیب و قفل و بست فضاها بر روی پلان مشاهده نمی‌گردد و زمانی این ترکیب مشاهده می‌گردد که نام و مشخصات خانواده شناخته شود.
در منطقه القبایل هر خانه محل اقامت یک خانواده می‌باشد که از زن و شوهر تشکیل گردیده؛ و خانه‌های دیگر که پیرامون حیاط مشترک قرار گرفته‌اند محل اقامت خانواده گسترده می‌باشند و به این ترتیب واحد پایه و نیز وحدت روستا شکل می‌گیرد. شاید این مسئله از الگوی اسلامی تأثیر پذیرفته باشد.6 الگویی که در آن شهر به تعدادی محله تقسیم شده‌اند که به وسیله مرزها یا محدوده‌های قومی از یکدیگر جدا گردیده‌اند و جمع قبایل- یا خانواده‌های- مختلف هر کدام آنها در درون آن محله قلمرو اختصاص یافته به خود را دارند.
“خانه کشیده” ایروکواها تنها یکی از صور یا اشکال متعدد خانه گروهی می‌باشد و فرم خاص آن با خانه پوابلو مارکای7 اقوام انکا8 قابل مقایسه می‌باشد.

1-2-3- عامل اجتماعی فرهنگی؛ نیاز به محرمیت