تمایلی به اطاعت ندارند نسبت به آنها بی علاقگی نشان می دهند و حتی گاهی آنان را طرد می کنند و هر گاه فرزند حرف آنان را بی چون و چرا نپذیرد به زور و تنبیه متوسل خواهند شد.
سبک فرزندپروری سهل گیرانه: این والدین از اعمال هر گونه سخت گیری و کنترل اجتناب می‌کنند و به فرزندانشان اجازه می دهند در سنی که آنها توانایی لازم را ندارند تصمیمات مهم و سرنوشت سازی بگیرند (بامریند، 1991).
حمایت های اجتماعی: برم و همکاران (1996) بر مبنای نظر کوب14 (1976) حمایت اجتماعی را به عنوان تعلق ادراک شده به یک شبکهی ارتباط اجتماعی تعریف کردهاند. حمایت اجتماعی بهعنوان عاملی در کاهش درماندگی روانشناختی به هنگام تجربهی رویداد فشارزا شناخته شده است .
1-5-2- تعاریف عملیاتی
راهبردهای مقابله ای: منظور نمره است که فرد در پرسشنامه نسخه ی کوتاه فهرست مقابله با موقعیت های استرسزا اندلر و پارکر (1990) کسب می کند.
کیفیت زندگی: منظور نمره است که فرد در پرسشنامه فرم کوتاه پرسش نامه 100WHOQOL-سازمان بهداشت جهانی،1996 کسب می کند.
نشانگان روانشناختی: منظور نمره ای است که فرد در پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ ( 1972) کسب می کند.
سبک های فرزندپروری: منظور نمره است که فرد در مقیاس فرزند پروری بامریند (1991) کسب می کند.
حمایت های اجتماعی: منظور نمره است که فرد در مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی ادراک شده زیمنت و همکاران(1988) کسب می کند.
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه تجربی
2-1- مبانی نظری پژوهش

2-2- کیفیت زندگی
هاز15(1999، به نقل از همتیان، 1385) کیفیت زندگی را چنین تعریف کرده است: کیفیت زندگی بررسی چند بعدی از شرایط کنونی فرد با توجه به بستر فرهنگی است که شخص در آن زندگی می کند و ارزش هایی که به آنها اعتقاد دارد، می باشد. کیفیت زندگی درک ذهنی از بهزیستی است و مرکب از ابعاد فیزیکی، روان شناختی، اجتماعی و مذهبی می باشد. کیفیت زندگی شامل هر دو بعد عینی و ذهنی و در مجموع دارای هفت بعد: بهزیستی، سلامتی، بهره وری، صمیمیت، امنیت، بهزیستی عاطفی و اجتماعی می باشد (کامینز، 1997 به نقل ازکوت و والاندر16، 2001)، سازمان بهداشت جهانی (1998 ، به نقل از اسمیت، 2000)، کیفیت زندگی را به عنوان درک افراد از موقعیتشان در زندگی و همچنین در ارتباط با بافت فرهنگی و نظام های ارزشی محیطی زندگیشان و مرتبط با اهداف، معیارها و علائق شان تعریف کرده است، این کیفیت تحت تعامل عواملی چون سلامتی فرد، حالت ذهنی، مذهبی بودن، روابط و عناصر محیطی می باشد. بل17 (2005) کیفیت زندگی را چنین تعریف کرده است: کیفیت زندگی و به طور اخص کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی به زمینه های سلامتی فیزیکی، روان شناختی و اجتماعی ارتباط دارد که تحت تاثیر تجربه ها، اعتقادات، انتظارات و ادراکات فرد است .
کیفیت زندگی توانایی افراد در ارائه عملکرد مناسب و احساس آن ها در مورد ابعاد اجتماعی، سلامت روانی و جسمی زندگی می باشدو مجموعه ای از واکنش های عاطفی و شناختی افراد در برابر این ابعاد است( هایز و ریو18، 2008)
اسکالاک ( 2000، به نقل از بل، 2005) کیفیت زندگی را به عنوان مفهومی که شرایط مطلوب فرد را در ارتباط با هشت بعد اصلی زندگی یعنی بهزیستی عاطفی، روابط بین فردی، بهزیستی مادی، رشد فردی، بهزیستی فیزیکی، خود تعیینی، شمول اجتماعی، و حقوق را منعکس می کند تعریف کرده است. در بازسازی کیفیت زندگی سه هدف عمده دنبال می شود
1- شرایط مادی زندگی که مربوط به خود فرد و پاکیزگی محیط پیرامون است مانند هوای خوب برای نفس کشیدن، مصونیت غذایی، مکان زندگی، امنیت، آسایش، دسترسی و پیشرفت در آموزش، و خدمات اجتماعی.
2-رضایتمندی از زندگی19 یعنی تا چه میزان افراد از خود و زندگی رضایت دارند.
3-توانمند کردن افراد20: یعنی افراد قادر شوند نوع زندگی خود را با توجه به فرصت های به دست آمده انتخاب کنند، یعنی فرد اختیارات و انتخابات خود را تحقق بخشد، یعنی وسائل آسایش و امنیت در اختیار داشته باشد، از نظر مالی تامین و به خدمات و سرویس های جامعه دسترسی داشته باشد، همچنین فرد آزاد از تبعیض ها باشد، مورد تایید قرار گیرد، دارای اعتماد به نفس و نگرش های قابل قبول باشد (براون، 1999).
2-3- مدلهای کیفیت زندگی
2-3-1- مدل فلس و پری
از نظر فلس و پری (1995) کیفیت زندگی در بر گیرنده پنج عوامل است. این مدل پنج حیطه اصلی را در بر می گیرد از جمله:
1- بهزیستی جسمی21: که شامل سلامت22،تناسب23، تحرک24 و امنیت شخصی25 است.
2- بهزیستی مادی26: که شامل در آمد، کیفیت محیط زندگی، ثروت، حریم شخصی، تغذیه مناسب، حمل و نقل، ایمنی و سکونت دایم یا اجاره نشینی می باشد.
3- بهزیستی اجتماعی27: که در بر گیرنده ارتباطات درخانواده و ارتباط با اقوام یا با دوستان، فعالیتهای ارتباطی و حمایت اجتماعی است.
4- بهزیستی عاطفی28: در بر گیرنده عاطفه، رضایتمندی، شادکامی، تکامل، عزت نفس، احترام و منزلت29 و اعتقادات مذهبی می باشد.
5- رشد و فعالیت30: که به مهارتهای مربوط به خودتعیینی، شایستگی، استقلال، اشتغال، کارهای خانه31، اوقات فراغت، تحصیلات، تولید یا مشارکت32 و قدرت انتخاب در فعالیتها می باشد. این مدل در شکل 2-2 نمایان است.
2-3-2- مدل کلی کیفیت زندگی
در این مدل کیفیت زندگی به عنوان نوعی بهزیستی کلی تعریف می شود که توصیفهای عینی و ارزیابی های ذهنی از بهزیستی جسمی، مادی، اجتماعی و عاطفی با رشد و فعالیتهای هدفمند ترکیب شده است. هر سه حیطه شرایط عینی زندگی، احساس ذهنی رضایت از زندگی و ارزشها و آرزوهای شخصی با هم در تعامل هستند. بدین معنا که تغییر در بعضی از زمینه های عینی، تغییراتی در رضایتمندی یا ممکن است تغییراتی در ارزشهای فرد ایجاد کند و همینطور تغییر در ارزشها ممکن است تغییر در رضایت از زندگی و شرایط عینی زندگی ایجاد نماید و تغییر در احساس رضایت از زندگی ممکن است تغییراتی در ارزشها ایجاد نماید. البته این سه مولفه تحت تاثیر شرایط بیرونی قرار می گیرند از جمله این تاثیرات می تواند ژنتیک، سن، اشتغال، ارثیه های مادی، شرایط اجتماعی، تاریخچه تکاملی و دیگر متغیرهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی باشد
.
شکل 2-1- مدل کلی کیفیت زندگی
2-3-3- مدل توضیحی
(لی، یانگ، وی، ژانگ، ژنگ، اکسیو، وانگ و چن، 1998) مدلی در ارتباط با کیفیت زندگی به شرح شکل 2-4 ارائه دادند. طبق شکل2- 4، ساختار مفهومی زندگی باید حداقل شامل چهار بعد یا زمینه ی گسترده ی زندگی و دو محور عینی و ذهنی باشد. رضایت زندگی ذهنی فرد توسط شرایط زندگی عینی، نظام سلسله مراتبی نیازهای زندگی و استانداردهای مقایسه شده با زندگی حاضر فرد تعیین می شود. ارزیابی بر اساس شخصیت، تجربه های زندگی و منابع شخصی در بافت های فرهنگی، اجتماعی و محیطی می باشد (لی و دیگران، 1998)، طبق مدل توضیحی (لی و دیگران، 1998)کیفیت زندگی به چهار بعد از جمله سلامت جسمی، سلامت روان شناختی، ادراک محیط زندگی و روابط اجتماعی تقسیم می شود، و منظور از ادراک محیط زندگی دسترسی به اطلاعات، میزان درآمد، خدمات بهداشتی، مسافرت، استفاده از اوقات فراغت و شرایط مکانی می باشد.
شکل2-2- مدل توضیحی کیفیت زندگی ( لی و دیگران، 1998)
2-4- نظریه ی کیفیت زندگی
نظریه کیفیت زندگی (ونتگوت، مریک و اندرسن، 2003) نظریه ای کلی می باشد که حاوی هشت نظریه در یک طیف ذهنی- اصالت وجود- عینی33 می باشد. در اینجا به این سه طیف می پردازیم.
1-کیفیت ذهنی زندگی34: عبارت است از احساسی که فرد از لذت بخش بودن زندگی خود دارد. هر فرد شرایط، احساسات و عقایدش را شخصا ارزیابی می کند. رضایتمندی از زندگی این جنبه از زندگی را منعکس می کند.
2-کیفیت اصالت وجودی زندگی35: به معنی لذت بخش بودن زندگی فرد در سطح عمیق تر می باشد. در این دیدگاه فرض بر آنست فرد دارای ماهیت عمیق تری است که شایسته احترام بوده و اینکه فرد می تواند منطبق با ماهیت خود زندگی کند. به عنوان مثال نیازهای بیولوژیکی فرد برطرف شود، رشد به حد کمال خود برسد و اینکه جریان زندگی منطبق با شاخص های معنوی یا باورهای دینی فرد باشد.
3-کیفیت عینی زندگی36 : به معنی درک چگونگی لذت بخش بودن زندگی فرد توسط دنیای پیرامون می باشد (دنیای پیرامون لذت بخش بودن یا وضعیت فرد را درک کند)، این دیدگاه تحت تاثیر فرهنگی می باشد که فرد در آن زندگی کند.
این نظریه جامع و یکپارچه از کیفیت زندگی حاوی انواع نظریات از ذهنی تا عینی می باشد که هر کدام در بر گیرنده جنبه هایی از زندگی می باشند.