اده‌اند.
عبارت “مدین? فاضله مبتنی بر آرا و عقاید افلاطون است که به سال 427 پیش از میلاد مسیح، متولد شد و قریب هشتاد سال عمر کرد و همه را در محضر سقراط و سایر متفکرین معاصر صرف کرد.
از افلاطون در حدود سی رساله باقی مانده که نفیس‌ترین یادگار حکمت و بلاغت به شمار می‌رود. آثار افلاطون با وجود طی زمان و گذشت اعصار و قرون متمادی طراوت و تازگی خود را از دست نداد و هنوز هم اهل ذوق و اطلاع از آن لذت می‌بردند و طالبان حکمت و عرفان از خرمن حقایق و معانی آن خوشه‌چینی می‌کنند” (طبسی، 1380: 23).
“اگرچه افلاطون به حقیقت عالم نظر داشت و تا اندازه‌ای می‌توان گفت که علم الهی ساخته و پرداخت? اوست ولی به طور کلی می‌توان گفت که حکمت افلاطون ناظر بر عشق و اخلاق و سیاست بوده است” (صاحب الزمانی، 1382: 41).
2-1-3- تاریخ اندیشه آرمان‌شهر
آرمان شهر نمادی از یک واقعیت آرمانی بدون کاستس است و می تواند نمایانگر حقیقتی دست نیافتنی باشد.
گرایش به مدینه فاضله، آرمان‌شهر یا اتوپیا و هر عنوان دیگری با این مفاهیم، از مفاهیمی به‌شمار می‌روند که همواره با تولد اندیشه در آدمی همزاد است. “اندیشه‌ورزان بسیاری به تدوین آرمان‌شهر و بیان عصر طلایی و مطلوب خویش پرداخته‌اند. در بسیاری از این آرمان‌شهرها مفاهیم مشترکی مانند عدالت‌محوری، قانون‌مداری و انسجام همگانی وجود دارد و فقط در خصوصیات و جزئیات است که آن‌ها با هم تفاوت می‌یابند” (محمدی منفرد، 3.7: 1387) “اتوپیاها در طول قرون بازتاب‏دهنده نگرانی‌ها و نارضایتی‏‌‌هایی بودند، که خود زاییده‏ همان نگرانی‌ها به‌شمار می‏رفتند. می‏توان گفت هرچه‏ ذهن بشر بیشتر دستخوش خلل و اضطراب باشد، اتوپیا‌ها بیشتر به وجود می‏آیند” (ولز، 1383: 139).
این گونه به نظر می‌رسد که اتوپیا از آغاز قرن شانزدهم میلادی برای اولین بار در اروپا به کار رفته اما ردپای این تفکر از هزاران سال قبل در قالب دینی و اجتماعی و سیاسی موجود است. “آرمان‌شهر افلاطون و یا حماسه سومری گیلگمش نمونه‌‌هایی از این مدعایند که بهشتی زمینی را ترسیم می‌کنند که در آن مرگ و پیری معنا ندارد و گرگ و میش در کنار هم زندگی می‌کنند. در افسانه گیلگمش، پادشاه شهر اوروک، در سفر خود به بهشت “دیلمون” می‌رسد که دارای آرامش همیشگی، طبیعت زیبا و زندگی جاودانه و نمادی از شهر آرمانی مردم است” (اصیل 1371: 17)
از آنجا که در تمامی ادیان بزرگ به وجود منجی اشاره شده است و همه انسان‌ها منتظر منجی هستند تا جامعه را از کاستی‌ها نجات دهد، به نظر می‌رسد که امروزه واژه آرمان‌شهر واژه‌ای دینی و مذهبی باشد و ادیان مختلف در حقیقت وقتی از برابری و مساوات سخن می‌گویند، همان جامعه‌ای را به تصویر کشیده‌اند که در تفکر آرمان‌شهری از آن سخن رفته است. “مدینه فاضله و آرمان‌شهر البته نه معنای مصطلح اتوپیایی، در آموزه‌های دینی مسیحیت و یهودیت و اسلام نیز به وضوح نمایان است. بر اساس آموزه‌های این ادیان با مداخله خداوند در تاریخ، منجی مصلحی ظهور خواهد کرد که جامعه آرمانی را خواهد ساخت. این ادیان زمان و کیفیت دقیق ظهور آن منجی را نگفته‌اند و نام اتوپیا و آرمان‌شهر را بر آن ننهاده‌‌اند اما برای برخی طرح‌های ذهنی اتوپیایی الگویی ساخته‌‌اند. (محمدی منفرد، 1387: 38).
در آن تنها شهر پایانی تاریخ ،همه چیز در تسخیر انسانیت است تا در راه رسیدن به کمال از آن بهره جوید ،برخلاف امروز که رفاه مایه طغیان و سرکشی برخی می شود و در آن روز تمامی مواجب الهی در راه نزدیک شده به ذات خداوندنی استفاده خواهد شد.
گواه صدق این نظر می تواند فرموده پیامبر اکرم (ص) باشد” در امت من مهدی قیام کند و در زمان او مردم به چنان نعمت و برخورداری و رفاه دست یابند که در هیچ زمانی نیافته باشند ،آسمان مکرر بر آن ببارد و زمین چیزی از روییدنی خود را پنهان سازد”(علامه مجلسی،51:78)

طراحان اتوپیایی چه در اعصار قدیم و چه امروزه که ما آن را عصر مدرن می‌نامیم غالبأ “آینده مثبت و زیبایی را برای بشریت ترسیم می‌کنند که در آن همه آرمان‌های بشری از جمله عدالت، آزادی، صلح و امنیت به وقوع می‌پیوندد. ویل دورانت در “لذات فلسفه”، اتین کابه در “سفر به ایکاری”، ارسطو در “سیاست”، خواجهنصیر طوسی در “اخلاقالملوک”، کامپلانلا در “شهر خورشید”، فرانسیس بیکن در “ارغنون جدید”، “آتلانتیس نو” [دنیای گمشده] جیمز هرینگتون در”اوسئانا”، فرانسوا ماری ملقب به ولتر در “شهر زرین” و فلاسفهی دیگری چون کانت، هگل، راسل از افرادی هستند که تلاش نمودند شاخصه‌هایی را برای مدینهی فاضلهی مطلوب بشریت ترسیم نمایند.
اما در طول تاریخ تفکر، کمتر شخصیتی چون “کارل مارکس” می‌توان یافت که آرمان‌شهری در انتهای تاریخ برای بشر تصویر کند و راه دستیابی به این بهشت زمینی را نشان دهد” ( مصباح یزدی، 1372: 411).
2-2- گونه‌ها اتوپیا
برخی از اندیشمندان، اتوپیا را شهر یا مکانی خاص دانسته‌اند و برخی آن را یک تفکر و نوعی نگرش و تغییر رفتار که اگر در آدمی به وجود آید به تمام خواسته‌هایش می‌رسد و هرکجای زمین شهر آرمانی او خواهد شد.
انواع اتوپیاها را می‏توان بر حسب جنبه‏های کارکردی گوناگون تقسیم بندی کرد. در زیر به برخی از این تقسیم بندی‏ها اشاره می‏شود:
2-2-1- اتوپیاهای زمانی و اتوپیاهای مکانی
این تمایز ‏ چنان‏ که پیداست با جنبه‏‌های زمانی و مکانی در ارتباط است. تا قرن نوزدهم میلادی سنت بر این بود که اتوپیاها هم‏زمان می‏توانستند در چندین مکان روی بدهند؛ ولی دنیاگرایی نوین تاریخ و جایگزینی جوامع بازرگانی و صنعتی به جای نظام‏های فئودالی و نیز روند تکاملی کشف نقاط دور افتاده کره زمین، همگی به کم‌رنگ شدن اتوپیاهای مکانی انجامید. پس از این، اتوپیاهای زمانی که قرارگاه‏های آن‌ها در آینده بود و یا از آینده به عقب می‏نگریستند، جای اتوپیاهای مکانی را گرفتند.
2-2-2- اتوپیاهای مثبت و اتوپیاهای منفی
این تمایز با میزان مطلوب بودن ایده‏آل (مورد بحث در اتوپیا) ارتباط دارد. به عبارت دیگر، آیا این ایده‏آلِ مثبت مطلوب است و یا مطرود است. اتوپیاها را می‏توان به دو دسته تقسیم کرد:
الف ـ گروهی که ویژگی اصلی آن‌ها ترس و دلهره است؛
ب ـ گروهی دیگر که ویژگی اصلی‏شان، شوق و آرزو است. دگرگونی از اتوپیای خوش‏بین به اتوپیای بدبین، در آغاز قرن بیستم روی داد.
نوع‏شناسی دوگانه یاد شده را می‏توان از نظر تاریخی نگریست. تا قرن هجدهم، ادبیات اتوپیایی پُر از اتوپیاهای خوش‏بینانه مکانی بود. در پایان قرن هجدهم، اتوپیاهای زمانی خوش‏بینانه شکل گرفتند. اتوپیای بدبین، نوع برتر و بی‏چون‏وچرای این قرن بود” (حکیمی، 1380: 67)
2-2-3- افلاطون و مدینه فاضله