ش دیگر جدیدتر است و معلوم میشود که در یک زمان و یک عصر بخشهای آن تنظیم نشدهاند. موضوعی که اهمیت و تازگی دارد این است که میتری اوپهنیشد عقاید بودایی رسوخ یافته و چنین استنباط میشود که پارهای مطالب آن بعد از ظهر بودا تدوین گردیده است. این اوپهنیشد به کهنگی و قدمت بریهد آرنیکه و چاندوگیه اوپهنیشد نیست. 63
ایشه اوپهنیشد
ایشه(به معنی صاحب همه است) یا ایشا واسیه(به معنی پوشیده) این اوپهنیشد متعلق به یجور وده است که بر طبق واجس نییی مرتب شده است. واجس نییی یجور وده چهل باب دارد و ایشه اوپهنیشد آخرین است. اسم این اوپهنیشد از اولین کلمات متن گرفته شده است. موضوع اوپهنیشد تعلیم درباره ذات مطلق است که در همه هست و ماوراء همه است و با علم و با عقل دریافت نمیشود، وظیفه انسان این است که همه را در خود ببیند و خود را در همه و در روشنی این علم به کارهای زندگانی بپردازد و از طمع لذات دنیا چشم بپوشد.64
“همه این چیزها در احاطه خداوند(ایشا) ست، آنچه جنبده در این جهان متحرک است”65
پرشنه اوپهنیشد
پرشنه اوپهنیشد متعلق به اتهروه وده است، این اوپهنیشد دارای شش قسمت است، در هر قسمت شاگردان از استاد خود سوال میکنند و استاد پاسخ میدهد شاگردان میخواهند ماهیت “اوم” را بدانند، چون اوم به نظر هندوها اسم اعظم است مربوط به همه عالم و پیدایش موجودات می باشد و رشته کائنات بذات مطلق اتصال مییابد و انسان مظهر قدرت خدا است. بنابراین این مسایل در این اوپهنیشد مورد بحث قرار میگیرد و چون اساس تعلیم در این اوپهنیشد بر سوال و جواب قرار گرفته از اینرو پرشنه اوپهنیشد (سوال) نامیده شده است.66 “پس کنبدین کاتیانه آمد و پرسید: راستی این مخلوفات از کجا آمدهاند؟ به او جواب داد: آفریدگار میل به مخلوقات داشت اول ریاضت انجام داد یعداز ریاضت یک جفت خلق کرد که عبارت بود از ماده و حیاه و با خود گفت: ایندو برای من مخلوفات متفرقه بوجود خواهند آورد”67
ماندوکیه اوپهنیشد
این اوپهنیشد متعلق به اتهروه وده است، از اوپهنیشدهای قدیمی است و منثور و بسیار کوتاه است و فقط 12 بند دارد. در این اوپهنیشد کلمه “اوم” که اسم اعظم است توضیح داده شده است. تعلیم این اوپهنیشد این است که در سیر تکامل روح انسانی چهار منزل است و چون روح به منزل چهارم می رسد ذات مطلق را مشاهده می کند و مقام اناالحق را در می یابد.68
کنه اوپهنیشد69
این اوپهنیشد متعلق به سامه وده است، اسم دیگر این اوپهنیشد “تل و کار” است کین جزو تل و کار براهمن است به سامه وده. اسم این اوپهنیشد از کلمه اول متن گرفته شده است؛ کین دو قسمت دارد: قسمت اول که دارای دو فصل است منظوم است و قسمت دوم که آن هم دو فصل دارد منثور است. موضوع قسمت اول ذات مطلب است که بی صفت است و علم او با معرفت حاصل میشود و جوینده را به حق میرساند. موضوع قسمت دوم خداوند است و دانستن او به علم طالب را به راه نجات میرساند. از عبادت معرفت حاصل میشود و از معرفت وصال به حقیقت.70
“چشم به آنجا نمی رسد. صدای نطق و هوش بدان جا نمی رسد. علم به آن نداریم و نمی دانیم چگونه می توان آن را آموخت. غیر از آن است که بر ما معلوم است و در واقع مافوق آن است. این است انچه که از پیشینیان شنیده ایم”.71
شوتاشوتره اوپهنیشد
این اوپهنیشد متعلق به یجور وده است و متعلق به مکتب تیتریها است و از اوپهنیشدهای قدیمی منثور میباشد. تالیف آن به شوتاشوتره منسوب است و اوپهنیشد نیز به نام او خوانده شده است، در این اوپهنیشد از ظهور ذات مطلق در ذات ایزد “رودره” بحث شده است و می گوید رودره علت مادی و فاعلی عالم میباشد و خالق و حافظ و هدایت کننده همه در عالم است. نظریه این اوپهنیشد این است که ذات مطلق متصف به صفات است او عالم و توانا و یکتا است و آدمی باید از او فیض بگیرد و برای نجات به او توسل جوید.72
“این را به نام برهمای بزرگ سرود می خوانند، در او احوال سه گانه است، رکن استوار و لایزال اوست، عارفان برهما با دانستن آن در برهما مستغرق می گردند و با توجه به آن از تنگنای رحم آزاد می شوند”.73

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

کته اوپهنیشد
یا کتوالی اوپهنیشد متعلق به یجور وده است ولی داراشکوه در ترجمه خود آن را به اتهر بن بید منسوب نموده است، این اوپهنیشد دارای دو باب است و هر باب آن به سه جز تقسیم شده است. این اوپهنیشد از اوپهنیشدهای منثور و در ردیف اوپهنیشدهای قدیمی میباشد. بعضی بندهای این اوپهنیشد به بهگودگیتا74 شباهت دارد، قصه نچیکتاس که در این اوپهنیشد بیان شده در ریگ وده آمده است. جستجو و پرسش نچیکتاس75 در مورد علم است که روح را روشن میکند و از قید و بند سلسله مرگ و حیات نجات می دهد.76
کوشیتکی اوپهنیشد77
این اوپهنیشد وابسته به ریگوده است، اسم این اوپهنیشد از دو کلمه تشکیل شده که بر معنای “لذت دنیا قابل ملامت است” دلالت دارد. این اوپهنیشد نسبتاً قدیمی و منثور است. متون این اوپهنیشد متعدد بوده و با یکدیگر اختلافاتی دارند. کوشیتکی نام عارفی است که تعلیمات این اوپهنیشد به او منسوب میباشد.78
“روح دمنده برهماست، این است آنچه کوشیتکی معمولاّ میگفت: هوش در واقع پیام آور این روح دمنده یا برهماست و چشم نگهبان و گوش اعلام کننده و نطق کنیز اوست”. 79
ایتریه اوپهنیشد
این اوپهنیشد وابسته به ریگوده است. ریگ وده دارای یک “ارنیک” است که ایتریه آرنیک خوانده میشود و جز آیتریه براهمن میباشد. گفته میشود براهمن و ارنیک تصنیف خانوادهای است که “اتر” نامیده میشدند. ایتریه اوپهنیشد از اوپهنیشدهای قدیمی و منثور است. متن اوپهنیشد جز آرنیک و از این جهت دنباله موضوع ارنیک است. در ارنیک توضیح قربانی بزرگ آمده است. اما در این اوپهنیشد توضیح معنوی قربانی بیان شده است. ایتریه مشتمل بر باب چهارم و پنجم و ششم ارنیک دوم است. در ترجمه دارالشکوه ایتریه ارنیک در مقدمه ایتریه اپنکهیت قرار داده شده است ولی در متن سنسکریت و ترجمههای اروپایی چنین نیست.80 “در آغاز آتمن یکتای واقعی وجود داشت. با خود فکر کرد: عوالم را بیافریند. پس این عالم، آب، نور، مرگ، آبها را بیافرید”. 81

مهمترین آموزه های مطرح شده در اوپهنیشدها
مهمترین و شاید محوریترین آموزه اوپهنیشدها موضوع حقیقت متعال و یگانه، آموزه وحدت وجود و وحدت آتمن و برهمن یعنی وحدت روح یا نفس فردی و روح یا نفس کلی است. به گفته برخی، اندیشمندان و فرزانگان هندو از همان آغاز یعنی از دوران ودایی و پس از عهد براهمنهها به دنبال یافتن و درک عامل و نیروی بودهاند که در سراسر عالم هستی جاری و مایه حیات و پویایی تمام پدیدهها بوده است. آتش، ‌آب، باد و غذا از جمله عناصری بودهاند که هر یک در دورهای و نزد گروهی خاص به عنوان نیرو، عامل و علت غایی حیات و وجود تصور میشدهاند سرود آفرینش یا ناسدیه سوکته82 و نیز پوروشه سوکته83 و برخی دیگر از سرودهای ریگ وده نتیجه این گونه تأملات و تفکرات است. در این سرودها به زبان استعاره و تمثیل و در قالب اسطوره از حقیقت هستی و علت غایی سخن به میان آمده است. این تفکرات در اوپهنیشدها نیز ادامه یافت تا آنجا که به جرات میتوان گفت که محور اصلی و فکر اساسی تعلیمات آنها همین موضوع است.84 بنابراین نخستین نشانههای اندیشهورزیهای فیلسوفانه را در اوپهنیشدها پیدا میکنیم که در آنها مسائلی درباره نفس، خدا و جهان به روشنی طرح شده و مورد بحث قرار گرفته است. 85 در اوپهنیشدها بارها از اصل عالم و علت غایی هستی پرسش شده است و فرزانگان و ریشیها کوشیدهاند تا از طریق تمثیل، تصویری از آن حقیقت به دست دهند و آن را تا حدودی به مخاطبان خود بشناسانند. 86
این مسائل که مکرر در اوپهنیشدها مطرح شدهاند عبارتند از: آن واقعیتی که منشا و مبدا همه چیزهای دیگر است و همه چیز به آن زنده است و نیز در آن محو و نابود می شود چیست؟ آن چیست که با شناختن آن همه چیزهای دیگر را میتوان شناخت؟ آن چیست که با شناختن آن هر ناشناختهای شناخته میشود؟ آن چیست که با دانستن آن انسان به جاودانگی میرسد؟ برهمن چیست؟ آتمن چیست؟ همانگونه که ماهیت این پرسش ها ایجاب میکند ذه