اک کنش هستند و نه مبین شیوه انجام صحیح آ‌ن‌ها، به دیگر سخن انحراف امری مستمر بوده و قطعی و کامل نیست و برخی انحرافات از هنجارها در بخشی از زمانهای خاص مورد نظر است سومین عامل؛ عدم انطباق کامل مرزهای نظارت غیررسمی و رسمی بر رعایت هنجارها. در این چشم‌انداز مردم به‌د لیل زندگی جمعی و نه برخورد مستمر با نهادهای قانونی است که حدود هنجارها را میشناسند. سایر عواملی که باعث پیچیدگی فهم و تبیین انحراف است، شامل: وجود انحرافات ناخواسته برحسب رابطه انگیزشها با رفتار، وجود رابطه میان ادراک انحراف با انحرافات آشکار و پنهان و… میباشد. بر این اساس واژه انحراف در لغت به‌معنای عملی که به دور از هنجارها میباشد، است. انحراف ازجمله مسائلی است که در حوزه آسیب شناسی اجتماعی بدان پرداخته میشود. انحراف صفت منسوب به برخی رفتارها یا اشخاص، نظیر بزهکاری یا بیماران روانی است. این موضوع از آرا متقدم آسیب‌شناسی اجتماعی اخذ شده است. جامعهشناسان، انحراف را نه‌مانند صفتی رفتاری یا نوعی شخصیت، بلکه به‌ منزله ویژگی برخی وضعیتهای اجتماعی یا کارکردهای ساختی نظام اجتماعی در نظر میگیرند13.
مجموعه صاحبنظرانی را که تعریفی از کجرفتاری (انحراف) ارائه دادهاند میتوان به دو گروه بزرگ تقسیم کرد:
1- گروهی که کج‌رفتاری را پدیدهای واقعی و دارای صفتی میدانند که از رفتارهای بهنجار قابل تشخیص و تفکیک است. (نتلر، 1984 و هرشی، 1973).
2- دسته دوم آنانکه مدعیاند کجرفتاری لزوماً واقعی نیست و برخی افراد به اشتباه یا از روی غرض برچسب می‌خورند. از سوی دیگر صرف ارتکاب نوعی خاص از رفتار چنانچه عدهای متوجه نشوند یا قدرت انگزنی نداشته باشند باعث میشود لزوماً فرد کج‌رفتار تلقی نشود. بنابراین از نظر این گروه اساساً این انگ است که کسی را کجرفتار میکند و نه نفس رفتار. (ارمن و لاندمن، 1996؛ سیمون، 1996؛ بکر، 1973 و اریکسون، 1962)14.
به صورت عام از نظر جامعهشناسان انحراف را میتوان ناهمنوایی با مجموعه هنجارهای معینی تعریف کرد که شمار زیادی از افراد یک اجتماع یا جامعه پذیرفته‌اند. تخطی از هنجارها، طیف وسیعی دارد چنان‌ که در سطح کلان جامعه با اتلاف و قصور و بینظمی و لااُبالیگری تداعی میشود و در سطح میانه جامعه به نظامیگری و ناامنی و بیتخصصی و ناآگاهی تعبیر میگردد و در سطح خرد جامعه سر از بیماری و بزه و جرم و گناه در میآورد15.
سابقه بررسی رفتارهای کجروانه با تاریخ تفکر اجتماعی عجین است دورههای آغازین تحلیل کجروی در تمدن مغرب ‌زمین شاهد مباحثی نظری و متکی بر مواضعی فلسفی یا مذهبی است. بررسی این نظرات نشان میدهد که اندیشمندان آن دورهها، به اثرپذیری کجروی از علل گوناگون و ابعاد متفاوت این اثرپذیری توجه داشتند. نخستین گونه‌های این سخنان را میتوان در “دوران یونان باستان” دید. برای نمونه، افلاطون و ارسطو در همان حال که وقوع جرم را به عواطف و انگیزههایی درونی نسبت میدهند، از امکان تأثیرگذار بودن “تشکیلات اجتماعی و اقتصادی” سخن میگویند و “فقر” را “یکی از شرایط مساعدِ” شکلگیری و گسترش جرم قلمداد میکنند16.
کجروی همانند سایر پدیدههای اجتماعی دارای کارکردهای منفی و مثبت می‌باشدبااین توصیف که شکسته شدن هنجارهای مهم اجتماعی در سطح گسترده، زندگی اجتماعی را غیرقابل پیشبینی کرده و عامل ایجاد تضاد و کشمکش میان دو گروه همنوایان و کجرفتاران میشود که حاصل همه اینها از بعد منفی:
1. ایجاد اختلال در نظم اجتماعی خواهد بود.
2. اگر بدون مجازات بماند، تمایل به همنوایی را در مردم از بین می‌برد.
3. مخدوش کردن حس اعتماد و اطمینان عمومی باعث می‌شود.
4. صرف هزینههای هنگفت برای فعالیتهای کنترل اجتماعی لازم است.
از نظربرخی دانشمندان انحراف می‌تواند تاثیرات مثبتی نیز داشته باشداین بحث اولین ‌بار توسط امیل دورکیم مطرح شد. از نظر وی کجروی برخلاف آنچه مردم خیال میکنند، ماهیت رفتار نیست بلکه منوط به چگونگی تعبیر و تفسیر دیگران از آن رفتار است، وی معتقد است که کجروی برای بهبود و اصلاح اجتماعی مفید است. کارکردهای انحراف و کجروی عبارت‌اند از:
1. کمک به تصریح و روشن شدن هنجارها و تعیین حدود تحمل و مدارای اجتماعی17 است. شاید بتوان گفت اگر کجروان نبودند همنوایان نیز به ذهن متبادر نمیشدند.
2. حفظ و تقویت ارزشها و همبستگی و یگانگی جامعه.
3. عمل کردن به‌عنوان سوپاپ بخار برای کاهش فشار نارضایتیهای اجتماعی بدین صورت که کجرفتاری از تراکم زیاد از حد ناخشنودیهای اجتماعی کاسته، فشارهایی را که بر گروه نظم جامعه وارد میآید خنثی کرده، یا دست‌کم کاهش خواهد داد.
4. به صدا در آوردن سوت خطر بروز نقص در سازمان اجتماعی. در شرایط خاص، هنجارها به طریق گریز نهادی18 یعنی کج رفتاریهای منظم و در سطح وسیع توسط تعداد زیاد یا اکثریت مردم شکسته میشوند. برای مثال بروز گریز نهادی (طفره عمومی) در مقابل قوانینی که در غرب تفریحات روزهای یکشنبه را تعطیل میکرد بیانگر این است که چنین بیهنجاریهایی قابلیت اجرایی ندارند.
5. کجروی معمولاً به‌عنوان یک منبع تغییرات اجتماعی قلمداد میشود. آنچه امروز کجرفتاری است ممکن است فردا همنوایی باشد. هر شخص یا گروهی که تصمیم به تغییر هنجارهای موجود در یک جامعه بگیرد، به همراه آن باید خطر بدنامی و رسوایی19 را به‌ دلیل این کجروی بپذیرد20.
خلاصه اینکه کج‌رفتاری و انحراف ماهیتاً بد یا خوب نیست و با توجه به شرایط میتواند از نظر اجتماعی مفید یا مضر باشد.
به عقیده نگارنده انحراف در یک تعریف جامع و مانع می‌تواند مشتمل بر یک سری رفتارها. کنش‌های خلاف هنجارها واصول مورد قبول همگان با نمودبیرونی یا درونی باشد بنحوی که یک فرد منحرف را از سایر افراد جامعه با بروز آن رفتار یا کشف آن حالت در وی توسط دیگران متمایز سازد بدیهی است وقتی از انحراف بحث می‌شود دایره وسیعی از کج‌روی‌های اجتماعی که جرم نیز اخص از آن است در بر می‌گیرد و بسته به نوع کج‌روی و انحراف دارای تقسیم بندی‌هایی می‌گردد که ما در این مقال مشخصا در حوزه انحرافات جنسی بحث می‌کنیم.
مبحث دوم: تعریف جرایم و انحرافات جنسی