منتظر آن می‌باشید.17
مدت دعوت قائمیت و مهدویت سید علی‌محمد شیرازی دو سال و نیم بیشتر نبود، با وجود توبه نامه در ادعای خویش ثبات قدم نداشته است. 18
3- ادعای نسخ اسلام: علی‌محمد باب مدعی نزول کتاب جدید و دین جدید شد و با نوشتن کتاب بیان دین اسلام را نسخ کرد و در این‌باره نوشت: در هر زمان خداوند عزوجل کتاب و حجتی از برای خلق مقدر فرموده و می‌گوید در سه هزار و دویست و هفتاد از بعثت رسول الله (ص) کتاب بیان و حجت را است حروف سبع (علی‌محمد که دارای هفت حرف است)19
از آنجایی که لازمه ظهور هر شریعت جدیدی، نسخ شریعت قبلی است لذا بهائیان بیان را ناسخ‌ قرآن می‌دانند. 20
در واقعه بدشت قره‌العین گفت که : ای اصحاب این روزگار از ایام فترت شمرده می‌شود امروز تکالیف شرعیه یک باره ساقط است و این حوم و صلوه کاری بیهوده است. آن‌گاه که میرزا علی‌محمد باب اقالیم سبعه را فرو گیرد و این ادیان مختلف را یکی کند. تازه شریعتی خواهد آورد و قرآن خویش را در میان امت ودیعتی خواهد نهاد، هر تکلیف که از نو بیاورد بر خلق روی زمین واجب خواهد گشت. پس، زحمت بیهوده بر خویش روا ندارید و زنان خود را در مضاجعه طریق مشارکت بسپارید و در اموال یکدیگر شریک و سهیم باشید که در این امور شما را عقابی و عذابی نخواهد بود.21
قضیه از این قرار بود که در اجتماعی که در بدشت واقع شد ،علی‌محمد باب و حسینعلی میرزا و قره‌العین حضور داشتند، در آن زمان علی‌محمد باب تنها ادعای بابیت را داشت، در واقع نگرش نسخ اسلام و از بین بردن شریعت‌های قبلی از قره‌العین بود که به علی‌محمد باب القاء کرده بود. در مورد خصوصیات قره‌العین گفته‌اند که زنی بی‌قید و بند بوده و همانطور که در تلخیص تاریخ نبیل زرندی آمده، قامت پریوش خود را در برابر دید و تماشای همگان نهاد. 22
4-ادعای نبوت: میرزا علی‌محمد شیرازی در سن بیست و پنج سالگی ادعای نبوت و پیامبری کرد، بهائیان معتقدند که علی‌محمد باب دو مقام دارد؛ الف) پیامبری مستقل و صاحب کتاب بود؛ ب) مبشر و بشارت دهنده به ظهور پیامبر دیگری به نام میرزا حسینعلی است. آنان باب را از جمله انبیای الهی می دانند. باب را شبیه حضرت موسی و حضرت عیسی و حضرت محمد (ص) دانسته ند و گفته‌اند که صاحب آیینی مستقل و آیینی جدید است و نیز گفته‌اند همان موعود مقدس است که با ظهورش وعده همه پیامبران تحقق یافته است، میرزا علی‌محمد شیرازی می‌گفت: حضرت حجت ظاهر شد به آیات و بینات به ظهور نقطه بیان که بینه ظهور فرقان است23 باب خود را برتر از همه انبیای الهی می‌دانست و مظهر نفس پروردگار می‌پنداشت، 24باب در تفسیر سوره یوسف ادعا کرده است: “ان الله قد اوحی الی ان کنتم تحبون الله فاتبعونی و نیز گفته است. من از محمد افضل‌ام، چنان که پیغمبر گفته است بشر از آوردن یک سوره من عاجز است. من می‌گویم بشر از یک حرف کتاب من عاجز است. زیرا محمد (ص) در مقام الف و من در مقام نقطه هستم.25
وی در کتاب‌البیان آورده است:‌”قسم به خدا، امر من از امر رسول الله عجیب‌تر است. او در میان عرب تربیت شد و من در میان عجم و در سن بیست و پنج سالگی.
در نهایت این که علی‌محمد باب به مقام نبوت نیز اکتفا نکرده و ادعای خدایی می‌کند. می‌گوید: انَّ علی قبل نبیل ذات‌الله و کینو نبه.26
به هر حال در نهایت سید علی‌محمد شیرازی به خاطر آشفتگی که در اوضاع مملکت ایجاد کرده بود با ادعای منحرافه خود به اصرار امیرکبیر تیرباران شد
بند سوم: بهائیت
فرقه‌ایی برگرفته از آئین بابی است که اساس آن نفی توحید و نفی خاتمیت پیامبر، نسخ اسلام و نفی روحانیت و حجیت تقلید در اسلام است.
فرقه بهائیه را میرزا حسین‌علی نوری بنیان نهاده است، پدر میرزا حسین‌علی نوری معروف به میرزا بزرگ از مستوفیان و منشیان محمد شاه قاجار بود. میرزا حسین‌علی از پیروان باب بود.27از جمله فعالیت‌های میرزا حسین‌علی نوری در زمان باب همکاری در آزادی قره‌العین در قزوین وهمکاری در به شهادت رساندن ملا محمدتقی برغانی که درنهایت دستگیر شده بود. به استناد منابع بهایی، باب بعد از مرگ خود میرزا یحیی (برادر حسینعلی نوری) را جانشین خود اعلام کرده بود.28 ، البته اختلاف نظرهای‌هایی در این زمینه هست، ولی به هر حال بیشتر بابی‌ها به جانشین میرزا یحیی گردن نهادند و بدین سان او جانشین محمدعلی باب شد. و چون در این زمان سن میرزا یحیی کم بود، عملاً حسینعلی میرزا زمام امور را به دست گرفت، ولی چندی بعد به علت حس ریاست‌طلبی که میرزا حسینعلی داشت کم‌کم حسینعلی ادعای من یظهره الهی کرد و عده ای از بابیان این ادعای میرزا حسینعلی را پذیرفتند وعده ایی نیز به مخالف با آن برخاستند.29 در همین ایام بود که بابی‌ها عملاً‌ به سه گروه تقسیم شدند، عده‌ایی که جانشین میرزا یحیی (صبح ازل) را پذیرفتند، ازلی نام گرفتند وعدهایی که به حسینعلی بهاء پیوستند بهائی نامیده شدند و عده‌ایی که ادعای این دو برادر را نپذیرفتند بابی باقی مانند، و به این ترتیب با ادعای حسینعلی میرزا آیین بهائیت به وجود آمد، البته همانگونه که در ادامه‌ می‌آید حسینعلی میرزا ادعای دیگر نیز داشته است، ادعای ربوبیت و الوهیت داشته است و در نوشته‌های مختلف خود را خدای خدایان، آفریدگار جهان و خدای تنهای زندان نامید و پیروانش نیز خدایی او را پذیرفتند. عبدالبها مقام پدرش را احدیت ذات هویت وجودی خوانده است ،و قبر او قبله بهائیان شده است.30

بند چهارم :رهبران بهایی
الف :عباس افندی
عباس افندی (1260-1340) ملقب به عبدالبهاء، پسر میرزا حسینعلی است و جانشین میرزا حسینعلی بها محسوب می گردد. عبدالبها در این میان با برادر خود محمدعلی بها اختلافاتی داشت ولی در نهایت توانست جانشین حسینعلی بها شود31. از جمله خصوصیات جالب عبدالبهاء‌ ، در مقام رهبری بهائیان این بود که با توجه به اوضاع اجتماعی و دینی وبه منظور جلب رضایت مقامات عثمانی ،‌ رسماً و با التزام تمام، در مراسم دینی اسلامی، از جمله نمازجمعه ، شرکت می کرد و به بهائیان سفارش کرده بود که در آن دیار به کلی از سخن گفتن در باره آیین جدید بپرهیزند32 و همچنین برای روسای حکومت های مختلف از جمله برای امپراطور روس یا برای حکومت عثمانی دعا میکرد.
دریافت نشان شهسواری (نایت هود) از دولت انگلیس و ملقب شدن وی به عنوان سر نیز بعد از استقرار انگلیسیها در فلسطین صورت گرفت33 و همچنین عبدالبها به انگلیس و اروپا بسیار سفر میکرد و این نقش عمده ایی در گسترش این آیین داشت.34 پیش از این مرحله ، آیین بهائی بیشتر به عنوان یک انشعاب از اسلام بروز کرده بود و حتی رهبران بهائی در برخی مواضع ،‌در بلاد عثمانی خود را شاخه ای از متصوفه شناسانده بودند. در آن مرحله ، رهبران و مبلغان این آیین برای اثبات حقانیت خود از درون قرآن و حدیث به جستجوی دلیل می پرداختند و آنها را برای مخاطبانشان که مسلمانان، به ویژه شیعیان بودند مطرح می کردند. پیروان اولیه آیین بهائی نیز از دین جدید همین تلقی را داشتند و به همین سبب ، مهم ترین متن احکامی این آیین، کتاب اقدس است که از حیث صورت ،‌تشابه کامل بر متون فقهی اسلامی دارد و به ادعای منآبع متأخر بهائی ،‌با توجه به محیط معتقدات مذهبی ایران و سوابق عقیده و سنت و عرف و عادت مردم، در زمان پیدایی این آیین و فقط به اعتبار شیعیان و ایرانیان معاصر با ظهور آیین بهائی تدوین شده است.عبدالبهاء چندین کتاب نیز نوشت که اهم آنها بدین قرار است: مقاله شخصی سیاح، گزارشی است از زبان یک سیاح موهوم، در باره تاریخ باب و بهاء ؛ مفاوضات ،‌مکاتیب ،‌خطابات، هر سه مشتمل بر مطالب مختلف و سخنرانی ها و نامه های او، تذکره الوفا که زندگی نامه شماری از قدمای آیین بهائی است.
ب:شوقی افندی
شوقی افندی ملقب به شوقی ربانی فرزند ارشد دختر عبدالبهاء بود که بنا به وصیت وی، در رساله ای موسوم به الواح وصایا به جانشینی وی منصوب شده بود. شوقی،‌بر خلاف نیای خود، تحصیلات رسمی داشت و در دانشگاه امریکایی بیروت و سپس در آکسفورد تحصیل کرده بود35. نقش اساسی او در تاریخ بهائی، توسعه تشکیلات اداری و جهانی این آیین بود36 تشکیلات بهائی، که شوقی افندی به آن نظم اداری امرالله نام داد، زیر نظر مرکز اداری و روحانی بهائیان واقع در شهر حیفاکه به بیت العدل اعظم الهی موسوم است اداره می گردد. در زمان حیات شوقی افندی، حکومت اسرائیل در فلسطین اشغالی تأسیس شد37. شوقی افندی در زمان حیات خود چند کتاب تالیف کرد،قرن بدیع اص