دازش اطلاعات و ارائه پیشنهادات بهره گرفته خواهد شد. جهت جمع آوری اطلاعات از روش اسنادی، روش مصاحبه از طریق پرسشنامه و روش مشاهده استفاده خواهد شد و پس از جمع آوری اطلاعات خام از روش های پردازش و تحلیل اطلاعات متناسب با موضوعات استفاده خواهد شد و در نهایت با استفاده از دادهها و تحلیلهای صورت گرفته عمل تجویز انجام خواهد شد.
شکل 1-1- فرآیند پژوهش
فصل دوم: مبانی و چارچوب نظری پژوهش
بخش اول: مرور پایههای مفهومی و تجربی مرتبط با
اسکان غیررسمی
2-1- تعریف و ساختیابی اسکان غیررسمی
اصطلاح حاشیهنشینی یا سکونتگاههای حاشیهای، بر فرآیند تاریخی دلالت دارد که شکلهایی از تأمین مسکن و اسکان گروههای کمدرآمد را، همچون زاغه یا آلونکنشینی به شکلهای پراکنده یا متمرکز، تصرف عدوانی و سازمان یافتهی اراضی در قالب جنبشهای اجتماعی خودجوش، تا جنب? سوداگرانه به خود گرفتن این روند به شکل خانهسازی و تفکیک غیررسمی زمین، به ویژه در مناطق روستایی، را دربرمیگیرد. با توجه به روند ساختیابی این پدیده در زمان و مکانهای گوناگون، اصطلاحهای دیگری نیز مانند؛ سکونتگاههای خودرو8، برنامهریزی نشده9، غیرقانونی10، غیررسمی11، یا نابسامان و غیرمنتظم12 برای آنها به کار بردهاند که هیچکدام بهتنهایی الزاماً نمیتواند تمامی وجوه آن را توصیف کند. زیرا ساختیابی این پدیده در امتداد زمان و مکانهای گوناگون میتواند به شکلهای متنوعی روی دهد. بنابراین، گزینش مفاهیم گوناگون از یکسو بر توصیف و شناخت سیر تحول این پدیده دلالت میکند و از سوی دیگر، میتواند بیانگر راهحل برگزیدهای برای مواجه با آن نیز باشد. در دهه هفتاد (میلادی) اصطلاحات تصرف عدوانی، سکونتگاههای برنامهریزی نشده یا غیرقانونی، بر راهحلهایی دلالت میکردند که عمدتاً بر سیاست تخریب این سکونتگاهها و جابجایی اجباری ساکنان آن مبتنی بود. در اواخر دهه هشتاد، به تدریج پس از طرح شدن مفهوم بخش غیررسمی اقتصاد از سوی سازمان جهانی کار، به مثابه بخشی از بازار اشتغال، اصطلاح سکونتگاههای غیررسمی نیز به تدریج رایج شد تا از این رهگذر در حکم بخشی از بازارهای غیررسمی زمین و مسکن که نیاز اقشار کمدرآمد شهری از دیدگاهی حقوقی، و در نتیجه مخالفت با تخریب و تجدید اسکان اجباری دلالت میکرد، و از سوی دیگر میتوانست با این سوء تعبیر همراه شود که رسمی کردن و بهسازی این گونه سکونتگاهها به معنای تعمیم معیارها و قوانینِ شهرسازیِ با برنامه رسمی است.
از مجموعه این مفاهیم، و سیر تحول تاریخی آن میتوان ساختیابی اسکان کمدرآمدهای شهری را به دو مرحله تقسیم کرد. مرحله نخست؛ را میتوان به روند مهاجرتها از نقاط روستایی و شهرهای کوچک به نقاط شهری بزرگ در مقیاس ملی و منطقهای نسبت داد، و آن را در حکم مرحلهای گذرا از روند تأمین مسکن گروه‌های کمدرآمد شهری به شمار آورد، زیرا هنگامی مهاجرت تحقق مییابد که بختهای اجتماعی افراد برای تأمین درآمد و اشتغال، تحت تأثیر وضعیت اقتصادی یا اقلیمی- جغرافیایی در مبدا به شدت رو به کاهش می‌گذارد، و به این ترتیب مهاجرت تنها به معنای پویایی یا جابجایی مکانی نیست، بلکه شکلی راهبردی برای بقا پیدا می‌کند. مرحل? دوم زمانی آغاز میشود که با افزایش بهای مسکن و خدمات شهری و ناکارآمدی سیاست‌های به اجرا گذارده شده، به تدریج بر شمار گروههایی افزوده میشود که نمیتوانند از عهد? این گونه هزینهها برآیند و رانش گروههای کمدرآمد شهری به سوی نواحی پیرامون شهری آغاز میشود؛ میتوان از این پدیده به عنوان سرریز اقتصادی- اجتماعی شهرهای بزرگ یا به بیان دیگر به حاشیه رانده شدن شهروندان سابق یاد کرد. به این ترتیب، برخلاف تصور موجود، ساکنان اینگونه سکونتگاهها فقط مهاجران روستایی نیستند، بلکه با گذشت زمان شمار چشمگیری از آنها را افراد شاغل در بخش رسمی اقتصاد شهرهای بزرگ تشکیل میدهند. افزون بر این، تهدید دائمی و پیوسته در جهت تخریب این گونه سکونتگاهها، و به رسمیت شناخته نشدن نحو? تأمین مسکن در آنها که سرمایه اصلی گروههای کمدرآمد و بخشی از سرمایه اقتصادی کل جامعه محسوب میشود، یکی از عوامل موثر بر ناپایداری اینگونه سکونتگاهها و از موانع قرار گرفتن آنها در متن روند برنامهریزی شهری، تشدید انزوای اجتماعی و در نهایت عدم تمایل به مشارکت در برنامههای بهسازی و ارتقای کیفیت سکونت به شمار میآیند (جواهریپور، 1381: 86-83).
در نهایت در تعریف کلی از سکونتگاه های غیررسمی می توان به ویژگیهای کلی آنها اشاره کرد:
– به حاشیه رانده شدن و فرو افتادن در انزوای اجتماعی ناشی از عدم بهرهمندی از منابع و ملحوظ نشدن به عنوان گروههای هدف در برنامهریزی(جواهریپور، 1381).
– گسست کالبدی از پیکره شهر و درهم ریختگی درونی از حیث فقدان یا کمبود خدمات شهری(جواهریپور، 1381).
– مکان زندگی فقرا و با شرایط نامناسب مسکن (world urban forum1)13.
– وجود ساخت و ساز های غیرقانونی و فاقد طرح های شهری Hern?ndez,2009)).
– دارای نرخ بالایی از جرم و جنایت، خودکشی، اعتیاد و بیماری، اما با پتانسیل و انگیزه بسیار بالا برای تغییر شرایط زندگی .(Gerster, 1978, p.116)
– ساخت بنا بدون رعایت حق قانونی زمین یا بدون مجوز ساختمان و پروانه ساخت Srinivas,2011)).
– عدم پذیرش جامعه شهری و سازمانهای حاکم بر آن نسبت به پذیرش آنها به عنوان شهروند(ارباب، 1386، 54).
2-2- ویژگی های سکونتگاه های غیر رسمی
هر چند شاید نتوان به یک تعریف جامع و فراگیر در توصیف ویژگیهای این نواحی رسید که تمامی وجوه حاکم بر این مناطق را بازگو نماید، لیکن در یک برداشت کلی میتوان ایجاد این نواحی در شهرها را جزیی از فرایند عدم تعادل شهری/منطقهای و سازگاری دوگانه اقتصادی در جامعه تلقی کرد که منجر به تغییر مکانی جمعیت از نواحی فقیر و توسعه نیافته روستایی به سمت و سوی نواحی برتر شهری میگردد(داداشپور و علیزاده،36:1390). سکونتگاههای انسانی، اعم از شهری و روستایی دارای مشخصات ویژهای میباشند. در پراکنش فضایی سکونتگاههای شهری هم گروههای مختلف مردم با پایگاههای اجتماعی و اقتصادی متفاوت استقرار یافتهاند که تفاوتهای خاصی در جنبههایی از قبیل خصوصیات کالبدی، مسکن، فرهنگ برخوردهای اجتماعی، عملکردهای اقتصادی، واکنش های رفتاری و روانی و بالاخره مشارکت در مسائل سیاسی نشان میدهند. این موارد در مقیاس کوچکتر در حد یک واحد مسکونی و یک خانوار نیز برای کلیه جوامع صادق است و اسکانهای غیررسمی هم جزئی از این کل است که برای تمام واحدهای مسکونی و خانوارهای ساکن در آنها خصوصیاتی مختص به خودشان میتوان تصور کرد(زمانی،35:1379). اما به دلیل گستردگی پدیده حاشیهنشینی در اغلب شهرها و خصوصاً شهرهای بزرگ برای آن که بتوان تصویری جامع و در عین حال تعمیمپذیر برای تمامی سکونتگاههای غیررسمی به دست داد، برخی از محققین خصوصیاتی را برای آن برشمردهاند(Srinivas,1997,p.2). ویژگیهای کلی اسکانهای غیررسمی را میتوان در ابعاد زیر خلاصه کرد:
2-2-1- اقتصادی
عامل اساسی و بنیادی شکلگیری و دگرگونی سکونتگاههای غیررسمی، گونهای خاص از شهرنشینی است که نه بر پایه رشد صنعتی و مولد و نه برخاسته از نیازهای واقعی توسعه ملی شکل گرفته و با تمرکز شدید فعالیتها و خدمات در مراکز و نقاط معدودی از سرزمین، عامل مهمی از فعالیتها و خدمات در مراکز و نقاط معدودی از سرزمین، عامل مهمی از جذب جمعیت گردیده و آنگاه برای پاسخگویی به “مصرف انبوه” شهرنشینان، تمرکز فزایند? بخش خدمات و شکلگیری مشاغل تبعی و حاشیهای را موجب میشود. سرانجام این دور جذب بخش وسیعی از جمعیت رانده شده از روستاها و عدم امکان ادغام آنها در نظام اقتصادی و کالبدی شهر است. از طرفی با توجه به تخریب زیرساختهای تولیدی جامعه روستایی و عدم تطابق آن با شرایط و شیوههای جدید تولید و توزیع، سیل دمافزون جمعیت به سمت شهرها، مراکز شهری بزرگ و بخصوص پایتخت سرازیر میشود؛ انبوه این مهاجران روستایی در مشاغل حاشیهای و خدماتی صرف مشغول بکار میشوند. آنها که فاقد مهارتها و دانش فنی لازم هستند در برخورد با ساختار دوگانه شهر (مدرن، سنتی-رسمی، غیررسمی و…) در فعالیتهایی جذب میشوند که عمدتاً غیررسمی نامیده شده است. بخش غیررسمی در اقتصاد شهری جهان سوم نقش قابل توجهی داشته و تفکیک آن از بخش رسمی ممکن نیست. این بخش که پناهگاه انبوه جمعیت شهری جهان سوم محسوب میشود، کارکردهای بسیار متنوع و متعددی داشته و با بخش رسمی در ارتباط تنگاتنگ قرار دارد. از آنجایی که کمدرآمدها