هداف شناختی، عاطفی و روانی – حرکتی موجود در کتاب فارسی دوره ی دوم ابتدایی، بر اساس راهنمای برنامه درسی فارسی دوره ی ابتدایی تعیین شده است و آخرین ویرایش این راهنما مربوط به سال 1386 می باشد، لذا این راهنما از آخرین تغییرات برنامه درسی مطابق با تغییرات روز جهان محروم مانده و محقق نیز محدود به بهره گیری از راهنمای مذکور بوده است.

فصل دوم

مطالعات نظری

مقدمه
کتاب درسی مهمترین و پرکاربردترین رسانه آموزشی است که در نظامهای تعلیم و تربیت جهان مورد استفاده قرار میگیرد آل تبیج3 (1991) معتقد است “کتابهای درسی همه روزه توسط معلمان و شاگردان به کار میرود و گاهی اوقات به عنوان تمام برنامه درسی مورد تاکید معلم قرار میگیرد این در حالی است که در نظامهای آموزشی که الگوی برنامه درسی آنها مبتنی بر موضوعهای درسی مدون و یا مبتنی بر طرحهای قابلیتهای خاصی4 است کتاب درسی مهمترین و تنها منبع مورد استفاده در فرآیند یاددهی و یادگیری است و آموزش و پرورش کشور ایران در بخش آموزشهای فنی و حرفهای از دو الگوی فوق استفاده مینماید بدین صورت که برخی از دروس که مربوط به آموزش فنون و مهارتها است از الگوی صلاحیتهای خاص و دروس نظری از الگوی مبتنی بر موضوعهای درس مدون استفاده مینماید اهمیت کتابهای درسی تنها از جنبهی ابزاری برای آموزش مطرح نیست بلکه کاربرد گستردهی آن در مدارس، دانشآموزان را در معرض عقاید، ایدهها و افکار گوناگونی قرار میدهد که از سوی ناشران و تولید کنندگان کتابهای درسی به طور مستقیم و یا غیر مستقیم ارائه میشود. (واتییکر و دیبر5 2000).
کتاب درسی به عنوان تنها رسانهای که نقش هدایت فعالیتهای یاددهی – یادگیری را در کلاس ایفا میکند دارای اجزاء و عناصری است و ارتباط منطقی و صحیح عناصر یک کتاب درسی به کار آیی آن در آموزش کمک شایان توجهی میکند اهداف، محتوا (شامل متن نوشتاری، تصاویر، نوارها، جداول) و تمرینها سه بخش مهم یک کتاب درسی را تشکیل میدهند.
محتوا و تمرینها باید در جهت تحقق اهداف کتاب درسی باشند مسئله اصلی این تحقیق آن است که آیا عناصر کتابهای فارسی دوره دوم ابتدائی از انسجام درونی لازم برخوردار است و با اهداف پرورش مهارتهای شناختی، عاطفی و روانی – حرکتی همسو است.
با توجه به هدف تحقیق لازم است به تعاریف مورد نیاز اشاره شود.

2-1. آموزش ابتدایی
اولین دوره آموزش و تربیت برای هر انسانی به طور رسمی، آموزش ابتدایی است. بعد از آموزش‌هایی که فرد در محیط خانواده فرا می‌گیرد، آموزش‌های رسمی به عنوان آموزش دوره‌ عمومی شروع می‌شود. کودکان از سن 5 سالگی وارد عرصه تعلیم و تربیت رسمی می‌شوند و پس از طی 6 سال آموزش و تربیت به دوره بعدی یعنی راهنمایی تحصیلی وارد می‌شوند.. دوره‌ ابتدایی با توجه به اهمیت اش در سال های اخیر مورد توجه دانشمندان علوم تربیتی و روانشناسی قرار گرفته است و حرکت های جدیدی که در زمینه توسعه برنامه درسی این دوره در قرن اخیر ایجاد شده است که نشان دهنده اهمیت زیاد آموزش ابتدایی می باشد .
هدف عمده آموزش دوران ابتدایی ، پرورش استعدادها و قابلیت های بالقوه کودکان می باشد ؛ لذا این آموزشها درتمام دنیا ، تحت عنوان آموزشهای عمومی در نظر گرفته می شوند
در جوامع بدوی ، مجموعه میراث فرهنگی بسیار اندک بوده و سطح دانش و مهارت ها آن چنان وسیع نبود ، در نتیجه نیازی به نظام آموزشی منسجم با سبک برنامه خاص احساس نمی شد . آموزش ، بیشتر از طریق خانواده ها انجام می شد و جنبه غیر رسمی داشت.
با گذشت زمان در کشورهای مختلف ، نظام های آموزشی رسمی با ساختار بسیار منظم و برنامه ریزی شده ، شکل گرفت .
در ایران با وجود تاریخ و تمدن کهن ، سیستم آموزشی در طول تاریخ دچار تحول گردیده و تحولات بسیار وسیعی در مقاطع مختلف رخ داده است؛ البته دوره ابتدایی با این اسم ، در نظام آموزشی ایران وجود نداشت . بعد از انقلاب مشروطه در سال 1290 هجری شمسی ، قانون معارف برای اولین بار تصویب شد ، در نتیجه آموزش ابتدایی را به عنوان اولین مرحله ساختار نظام آموزشی نوین ایران معرفی نمود و لزوم بسط و گسترش آموزش ابتدایی نوین در تاریخ ایران ، برای اولین بار مطرح شد .
در سال 1322 طبق قانون تعلیمات اجباری ، آموزش ابتدایی به عنوان یک دوره آموزش عمومی و تعلیمات اجباری ، مطرح و همگانی شد.

2-2. برنامهریزی درسی در آموزش ابتدائی
2-2-1. برنامه درسی
برنامه درسی را باید رشتهای جوان به شمار آورد که اکنون در حال گذر از مراحل تکوین و تکامل خویش است و در طی سالهای کوتاه عمر خویش آثار علمی فراوانی در این رشته به علاقهمندان تعلیم و تربیت عرضه شده است. (مهر محمدی 1381) این آثار در زمینه تعاریف، نظریهها، رویکردها، طراحی و برنامهریزی، ارزشیابی گسترده شده و دامنه وسیعی پیدا کرده است، در این کتاب فقط به موضوعاتی از برنامه درسی پرداخته میشود که بر اساس آن بتوان رسانه آموزشی را بهتر شناخته و روشهای تحلیل محتوای آنرا فهمید.

2-2-2. تعریف برنامه درسی
شاید بتوان سئوالات چهارگانه تایلر6 (1949) را نقطه شروع و یا عطفی در رشته برنامه درسی نامید. تایلر با مطرح کردن این سئوالات چهارچوبی ابتدایی و گسترده برای فعالیتهای برنامهریزان درسی مشخص کرد.
1- مدرسه باید به دنبال چه هدفهایی باشد؟
2- کدام تجربیات یادگیری میتوانند زمینه رسیدن به اهداف را فراهم کنند؟
3- چگونه میتوان تجربیات یادگیری را بطور موثری سازماندهی کرد؟
4- چگونه میتوانیم رسیدن به اهداف تربیتی را مشخص کنیم؟
نظریه تایلر با پاسخگویی به این سئوالات شکل گرفت و متعاقب آن صاحبنظران بسیاری به ارائه دیدگاههای خود در رابطه با برنامه درسی پرداختند تعدد دیدگاهها، و ضرورت ارائه جمعبندی از آنها، طبقهبندیهای گوناگونی از تعاریف برنامه درسی را در برداشت در این کتاب با توجه به یکی از طبقهبندیها 2002 به بحث مختصری پیرامون تعاریف گوناگون برنامه درسی از دیدگاه برخی صاحبنظران پرداخته میشود.

2-2-3. برنامه درسی به عنوان فهرست رئوس مطالب7
بسیاری از مردم هنوز برنامه درسی را معادل با سیلابس میدانند، سیلابسها در اصل به عناوین، سرفصلها و یا رئوس اصلی مطالب برای یک سخنرانی و یا مقاله اطلاق میگردد و در آموزش به عناوین محتوایی گفته میشود که باید توسط معلم تدریس شده و دانشآموزان بر اساس آنها مورد آزمون قرار گیرند.
این تعریف برنامه درسی که به آن برنامه درسی به عنوان محتوا (پورتلی8 1987) و یا رویکرد موضوعی به برنامه درسی (میلر 1983)، و یا موضوعات و مواد درسی (سیلور 1980) نیز گفته میشود؛ معمولاً شامل فهرستی از محتوا، موضوعات، و یا مواد درسی است که باید به وسیله معلم تدریس شده و بوسیله فراگیران یادگرفته شود. در این راستا تعلیم و تربیت به مفهوم مدیریت فرآیندی است که مفاهیم و موضوعات با اثربخشترین روشها به دانشآموزان منتقل میگردد (بلین کین 1992).

2-2-4. برنامه درسی به عنوان محصول
این تعریف از برنامه درسی که بطور گسترده متأثر از روش مدیریت علمی در آغاز قرن بیستم بود بوسیله بابیت (1918) و تایلر (1849) مطرح شده و توسعه یافت. آموزش و پرورش در این نگاه به عنوان تمرینهای تکنیکی برای دستیابی به اهدافی مشخص در نظر گرفته شده است. بدین منظور اهداف برنامه که از تجزیه مهارتهای مورد نیاز یک شغل بدست آمده است مشخص میشود، سپس برنامهای برای دستیابی به آنها تنظیم شده و اجرا میگردد و نهایتاً نتایج اندازهگیری میشود (اسمیت 2000).
این رویکرد از برناتمه درسی در بسیاری از طرحهای آموزشی9 دیده میشود. در این تعریف هدفهای عینی بر موضوع درسی مقدم فرض شده و برنامهریزان به طراحی از برنامه درسی که حول فعالیتهای معین بزرگسالان بنا شده باشد دعوت شدهاند (سیلور 1980). محوریت این رویکرد از برنامه درسی شکلدهی به هدفهای رفتاری و تبیین نتایج است. محتوا و روشها برای دستیابی به نتایج انتخاب و سازماندهی میشوند.
مفهوم برنامه درسی به عنوان محصول اثری ژرف، در تعلیم و تربیت داشته و فراهم آورنده پایه و اساس تعلیم و تربیت مبتنی بر شایستگی10 و یا قابلیت مدار بوده است.