وم به بعد یکى از مراکز عمده تجمع آنان اندلس بود.12
با توجه به اینکه بنى‌‌امیه تا هنگامه ظهور اسلام در شمار بنى عبد مناف شمرده مى‌‌شدند، در گزارشهاى عصر جاهلى جز اشاراتى پراکنده، اخبارى از بنى امیه به صورت مستقل ارائه نشده است.
امویان در عصر جاهلى، از توانگران قریش به شمار مى‌‌آمدند و تجارت پیشه بودند. جد‌‌اعلاى آنان عبد شمس عامل پیمان تجارى قریش با حبشه یا عراق بود، از‌‌این‌‌رو از اصحاب ایلاف به شمار مى‌‌آید.13 ابوسفیان (صخر) پسر حرب نیز در آستانه ظهور اسلام به عنوان رئیس کاروانهاى تجارى قریش با شام داد و ستد داشت.14 از میان مناصب به ارث رسیده از قصى، حرب منصب قیادت را بر عهده داشت، چنان که قبل از او در اختیار جدش عبد شمس بود.15 از این رو در نبرد فجار، حرب فرمانده سپاه قریش و پس از او ابوسفیان عهده‌‌دار این منصب بود، افزون بر این، حرب و ابوسفیان از داوران قریش شمرده‌‌شده‌‌اند.16
از شخصیتهاى معروف آنان در این عصر، مى‌‌توان افزون بر حرب و پسرش ابوسفیان به ابواحیحه سعید بن عاص‌‌بن امیه اشاره کرد.17 شواهد نشان مى‌‌دهد که فرزندان عبد مناف خود دو دسته بوده‌‌اند: هاشم با بنى‌‌مطلب ارتباط نزدیکى داشتند و بنى عبد شمس با بنى‌‌نوفل، چنان که در گزارشى به همپیمانى بنى‌‌امیه با بنى‌‌نوفل تصریح شده است.
رقابتها و درگیریهاى بنى‌‌امیه را با زیر مجموعه‌‌هاى قریشى مى‌‌توان به دو دسته تقسیم کرد: آنان، گاه زیر لواى بنى عبدمناف با دیگر قبایل قریش درگیر و گاه به صورت مستقل وارد عمل مى‌‌شدند. از آنجا که بنى‌‌امیه بخشى از بنى عبد مناف بودند در درگیرى بنى عبد مناف با بنى عبدالدار و همپیمانانشان براى تصدى مناصب کعبه حضور داشتند.18 (‌‌‌‌بنى‌‌عبد مناف و بنى عبدالدار)؛ همچنین در رقابت بنى عبد مناف با بنى سهم، که به نظر برخى مفسران سوره تکاثر درباره ایشان نازل شده، بنى‌‌امیه نیز نقش داشتند.19در ارتباط با درگیرى مستقیم بنى امیه با دیگر قبایل قریشى مى‌‌توان از درگیرى آنان با بنى‌‌زهره و بنى عدى یاد کرد. به موجب خبرى، نزاعى میان بنى‌‌امیه و بنو زهره روى داد. بنى‌‌امیه که خود را قدرتمندتر از رقیب مى‌‌دیدند، درصدد اخراج ایشان از مکه برآمدند؛ اما با حمایت بنوسهم از تیره‌‌هاى مطرح قریش از بنى زهره که خویشاوند آنان بودند، امویان ناکام ماندند.20
در خصوص نزاع بنى‌‌امیه با بنومخزوم، از دیگر شاخه‌‌هاى پر نفوذ قریش در گزارشى کوتاه و مبهم آمده است: فردى از کنانه، همپیمان مخزومیها با فردى از بنى زبید، همپیمان بنى امیه به تفاخر پرداختند. در پى آن گروهى از دو طرف نزد حِجر اسماعیل اجتماع کرده، برترى خود را به رخ یکدیگر کشیدند و با اوج گرفتن نزاع براى داورى نزد یکى از کاهنان (سطیح کاهن) رفتند. وى نیز به نفع بنو مخزوم حکم کرد، از نزاع بنى امیه با بنى عدى بن کعب نیز گزارشى ارائه شده است.21
برخى منابع به گونه‌‌اى برجسته از رقابت امیه با هاشم و فرزندان ایشان با یکدیگر در دوره جاهلى سخن گفته‌‌اند، چنان که امیه (جد امویان) به هاشم‌‌بن عبد مناف، جد اعلاى رسول خدا، از این رو که با اقدامهاى شایسته‌‌اش، منزلت اجتماعى فوق العاده‌‌اى یافته بود، حسادت می‌ورزید، از این رو در این راستا کارهاى بى‌‌ثمرى انجام داد. سرانجام این رقابت و نزاع با داورى کاهنى از قبیله خزاعه به نفع هاشم پایان یافت و امیه به مدت 10 سال طبق شرط از پیش تعیین شده به شام تبعید شد.22 برخى محققان این گزارش را به افسانه تشبیه و آن را انکار کرده‌‌اند. (‌‌‌‌بنى‌‌هاشم) مشابه چنین گزارشى درباره حرب فرزند امیه نیز وجود دارد. گویند: وى به مقام و موقعیت عبدالمطلب‌‌بن هاشم رشک مى‌‌برد و او نیز چون پدرش که پس از داورى محکوم گردید، ناچار شد به داورى تن دهد. این بار نیز، رئیس وقت بنى‌‌امیه محکوم شد.23 به موجب گزارش ابن خلدون جمعیت بنى امیه در آن دوره بر بنى‌‌هاشم فزونى داشته است. در درگیریها و اختلافات میان بنى‌‌امیه و بنى‌‌هاشم که هر دو از شاخه‌‌هاى بنى‌‌عبد مناف بودند، شاخه بنى نوفل بن عبد مناف درکنار بنى امیه و شاخه بنى مطلب بن عبد مناف در کنار بنى‌‌هاشم قرار گرفتند، چنان که در محاصره اقتصادى قریش اینان در کنار هم بودند.24 به رغم این همه گاه پیوندهایى نیز بین بنى‌‌امیه و بنى‌‌هاشم برقرار مى‌‌شد، چنان که ابولهب عموى پیامبر?با ام جمیل (حماله الحطب) خواهر ابوسفیان ازدواج کرده بود نیز دختر پیامبر، زینب با ابوالعاص بن ربیع عبشمى پیمان زناشویى داشت.25
بنى‌‌امیه و پیامبر?
در برآیند حوادث صدر اسلام مى‌‌توان به وضوح دریافت که قبایلى چون بنى امیه، بنى مخزوم و بنى هاشم از برجسته‌‌ترین قبایل قریش مکه در عصر بعثت پیامبر? به شمار مى‌‌آمدند. ظهور پیامبرى از بنى‌‌هاشم بیش از همه رشک بنى‌‌امیه و بنى مخزوم را بر مى‌‌انگیخت، از این رو امویان که همچون دیگر قبایل قریش پیامبرى آن حضرت را در راستاى برترى موقعیت بنى هاشم بر قبایل خود ارزیابى مى‌‌کردند، بر مبناى عصبیت قبیله‌‌اى و از سر حسادت و رقابت، به رهبرى ابوسفیان، مواضع سختى در برابر رسول خدا اتخاذ کردند. رد پاى سران بنى‌‌امیه را در بیشتر اقدامات قریش بر ضدّ رسول خدا مى‌‌توان یافت. روابط آنان با آن حضرت را مى‌‌توان به دو دوره تقسیم کرد: از آغاز بعثت تا غزوه بدر سال دوم هجرى و از بدر تا رحلت پیامبر? .
در دوره نخست، آنان از هر راهکارى که بتوانند دعوت اسلامى را مهار کنند، استفاده مى‌‌کردند؛ مانند گفت و گو با ابو طالب براى بازداشتن رسول خدا از دعوتش. چنان که برخى مفسران آیه 52 انعام آورده‌‌اند برخى از اشراف بنى‌‌عبدمناف نزد ابوطالب رفتند تا ضمن گفت و گو با ابو طالب، بزرگ بنى‌‌هاشم در آن دوره، پیامبر? را از دعوتش باز دارند که مسلماً در میان این اشراف برخى از عبشمیها و بنى امیه نیز حضور داشتند.26 ممانعت بنى‌‌عبد مناف مسلمانان را از طواف خانه خدا، همراهى با قریش در محاصره اقتصادى بنى‌‌هاشم و مسلمانان در شعب ابى‌‌طالب و توطئه قتل پیامبر? نیز از آن جمله است27.
دشمنان سرسخت اموى پیامبر? در این دوره عبارت بودند از: ابوسفیان، عقبه‌‌بن ابى معیط، ابو اُحیحه، معاویه‌‌بن مغیره بن ابى العاص (که پس از غزوه احد کشته شد)، مروان و پدرش حکم‌‌بن ابى العاص (کسى که رسول خدا امت اسلامى را از نسل او برحذر داشت)؛ نیز ام جمیل خواهر ابوسفیان28 که رسول خدا را آزار مى‌‌داد. نام سه تن از عبد شمسیها (حنظله‌‌بن ابى سفیان، عتبه و شیبه فرزندان ربیعه) در میان مقتسمین به چشم مى‌‌خورد.29 مقتسمین کسانى بودند که در موسم حج در مسیر ورود زائران به مکه قرار مى‌‌گرفتند و آنان را از ملاقات با پیامبر باز مى‌‌داشتند. به رغم دشمنیهاى قاطبه بنى‌‌امیه با پیامبر?در مکه، تعداد انگشت شمارى از ایشان در این دوره به رسول خدا ایمان آورده، براى حفظ ایمان خود، به حبشه‌‌هجرت‌‌کردند. خالدبن سعیدبن عاص از سابقین در اسلام و از کاتبان پیامبر و برادرش عمرو، ابوحذیفه بن عتبه از سابقین در اسلام، عثمان بن عفان و ام‌‌حبیبه دختر ابوسفیان از آن جمله‌‌اند.30 نیز عبدالله و برادرش عبیدالله بن جحش پسر عمه‌‌هاى رسول خدا? از بنى‌‌اسد بن خزیمه و ابو‌‌موسى اشعرى و برخى دیگر از همپیمانان آنان در این هجرت حضور داشتند. ام کلثوم دختر عقبه بن ابى معیط اموى نیز پس از حدیبیه سال‌‌ششم به مدینه هجرت کرد.31
در پى بسته شدن پیمان عقبه دوم و فراهم شدن زمینه هجرت پیامبر? به یثرب، امویان به مصادره دارایى برخى از مهاجران همپیمان خود بنو جحش مبادرت کردند. در این میان، ابوسفیان رئیس بنى امیه نیز طى نامه‌‌اى مردم یثرب را به سبب پناه دادن رسول خدا نکوهش کرد. وى از این پس جز در نبرد بدر، در تمام توطئه‌‌ها و اقدامات نظامى ـ سیاسى بر ضدّ پیامبر?، رهبرى و فرماندهى قریش را بر عهده داشت.32
در غزوه بدر سال دوم که در غیاب ابوسفیان رخ داد، شمار قابل توجهى از بنى عبد شمس و بنى امیه و همپیمانانشان حضور داشتند. از کشته شدگان بنى‌‌امیه در این نبرد مى‌‌توان به حنظله‌‌بن ابى سفیان و عقبه بن ابى معیط و از کشتگان عبشمیها به عتبه بن ربیعه و برادرش شیبه، پسرش ولید اینان در آغاز نبرد در جنگ تن به تن کشته شدند و نیز عاص و عبیده پسران سعید بن عاص اشاره کرد؛ همچنین از این دو مجموعه، 12‌‌تن اسیر شدند عمرو فرزند ابوسفیان و حارث بن ابى وجزه هر دو از بنى‌‌امیه و ابوالعاص بن ربیع عبشمى داماد رسول خدا از جمله اسیران بودند. ابن هشا