است و نه صحیح؛ زیرا وقوع چنین برابری مطلقی، هم محل تولید بوده و هم مانع و رادع انگیزه‌های مثبت کار و تلاش افراد می‌باشد؛ بنابراین نابرابری‌ای که به سود کلیت جامعه و مصالح عامه باشد، صحیح و پسندیده است و تفکر کثرت‌گرایانه راولز، حامی نابرابری‌های مشروع و در راستای منافع همگان است. اما باید کوشید برای بی‌بهرگان طبقات کم‌درآمد، وضع بهتری تحصیل شود؛ چون بنا به اخلاق کانتی، فایده‌انگاری مردود است و هرفردی باید ‌‌همانند یک غایت و نه یک ابزار انگاشته شود.
‌‌همان‌گونه که بیان گردید، ‌نظریه‌ی قرارداد اجتماعی راولز یک پدیده تاریخی نیست، بلکه یک مفروض تئوریک برای تلائم مباحث مربوط به عدالت و عناصر آن ‌‌همانند انصاف، عقلانیت و آزادی است و او کوشیده با وام‌گیری از آراء کانت، بین عقل و آزادی و در مسیر ایجاد عدالت، تعادل برقرار سازد.
از نظر راولز، قرارداد اجتماعی بر مبنای تلائم میان عدالت و عناصر انصاف، عقلانیت و آزادی، بر حق طبیعی اولویت داشته و ملاک مشروعیت قوانین و تصمیمات حکومت است؛ چون انسان‌ها یعنی مجموعه‌ای از فردیت‌های عاقل آن را وضع می‌کنند.
بدین‌ترتیب راولز کوشیده‌است با جای دادن اخلاق در دل لیبرالیسم، اندیشه‌ی عدالت را با آزادی هم‌ساز کرده و با الهام از کانت و احیای تفکر وی، طریقه‌ای نو را در مقابل اندیشه‌ی فایده‌انگارانه برای تعیین عدالت ارائه کند؛ به‌گونه‌ای‌که آزادی برابر افراد و خودآیینی آنان و اصل تقدم حق برخیر یا فایده محفوظ بماند.
از نظر راولز، جامعه سازمانی است که افراد دارای امیال و عقاید گوناگون برای تحصیل منافع متقابل آن را تأسیس کرده‌اند؛ درنتیجه آن‌چه اهمیت دارد، این است که چارچوبی برای تنظیم روابط درون این سازمان تعیین گردد؛ هم‌چنین فرصت‌ها و حقوق اوّلیه و به تعبیر راولز “کالاهای اوّلیه” به‌طور مساوی میان افراد تقسیم گردد و طرحی برای توزیع هزینه‌های این هم‌کاری و نیز منافع حاصل از آن پیش‌بینی و درباره‌ی آن‌ها توافق شود. اصول عدالت، این چارچوب را مشخص می‌کند. اهداف فردی یا مقاصد مشترک جمعی در مرحله بعد در این چارچوب قابل تحصیل است.33
‌‌همان‌طور که بیان شد، راولز ‌نظریه‌ی عدالت به معنای انصاف را پیش می‌کشد که مبتنی بر دو اصل است: اصل اول، تصدیق حق مساوی همه برای برخورداری از آزادی‌های اساسی، مثل آزادی‌های سیاسی، آزادی بیان و وجدان و حفظ و حیثیت انسانی است. اصل دوم عبارت است از این‌که نابرابری‌های اجتماعی به شرطی که برای مصالح همگان (‌به‌ویژه کسانی که بهره و نصیب کمتری می‌برند)، سازمان یافته‌باشد، موجّه و پذیرفتنی‌ است. این دو اصل بر یک‌دیگر تقدّم و تأخّر دارند و در عرض هم نیستند34 و اصل آزادی بر اصل تمایز نابرابری مقدم است.
از دید راولز، آزادی دربرگیرنده‌ی مفاهیم برابری و عدالت نیز هست و عدالت از درون آزادی سر برمی‌آورد. وی در کتاب خود ادله‌ای آورده‌است تا نشان دهد اصول وی در باب عدالت، بر اصول رقیب (فایده‌گرایی و کمال‌گرایی35) برتری دارد و این‌که چرا آدمیان عاقل در مقام انتخاب، اصول وی را بر اصول دیگر ترجیح می‌دهند.
5-2. رئوس مطالب نظریه‌ی راولز
احمد واعظی در کتاب جان رالز، از نظریه عدالت تا لیبرالیسم سیاسی رئوس دیدگاه‌های راولز را که در بیش‌تر نقدهای مربوط به اندیشه‌ی او مورد توجّه بوده، به شرح ذیل آورده‌است:
1. عدالت بالاترین فضیلت اجتماعی است و اصول آن، معیار داوری ارزشی و اخلاقی درباره‌ی ساختار اساسی جامعه و نهادها و مؤسسه‌های آن را در اختیار می‌نهد؛ هم‌چنان‌که بحث حقیقت معیار سنجش اعتبار علوم و معارف است.
2. محتوای عدالت اجتماعی از طریق یک قرارداد و توافق اجتماعی در وضعیتی خاص (‌‌وضع نخستین) که افراد آن وضعیت، از احوال شخصی خویش غافلند و به عبارتی در پس پرده‌ی بی‌خبری قرار دارند، قابل تشخیص و تعیین است.
3. شرایط حاکم بر افراد در ‌‌‌وضع نخستین، یکسان و غیرتبعیض‌آمیز است؛ ازاین‌رو وضعیت نخستین، شرایط منصفانه‌ای برای تصمیم‌گیری درباره‌ی اصول عدالت توزیعی و اجتماعی فراهم ‌می‌آورد. منصفانه بودن شرایط و روش، موجب منصفانه بودن و مقبول بودن توافق اجتماعی به‌عمل آمده‌است.