د اختصاص می دهند و همین عامل اسباب رونق مستمر و افزایش کمی آنان را بدنبال می آورد.عواملی نظیر شرایط اقلیمی مطلوب، خاک حاصلخیز، آب و هوای مناسب، بارندگی فراوان، بازار مصرف خوب داخلی و خارجی و زمینه اشتغال فراوان اعم از تولید و صنایع وابسته موجب تبدیل این استان به قطب بعضی از صنایع شده است.
در بررسی سهم ارزش افزوده بخش های مختلف اقتصادی استانهای کشور که بین سالهای 1383 و 1388 انجام گرفته است، بیشترین سهم کشاورزی در سال 1383 در استان گلستان با 3/8 درصد بوده است و سهم استان گلستان از تولید ناخالص داخلی بین سالهای 1383 و 1388 ،4/1 بوده است. ولی با مقایسه بین این سالها ، سهم استان از بخش کشاورزی کاهش پیدا کرده است (گزارش سازمان صنایع کوچک، 1390). صنعتی شدن می تواند نقش بسیار مهمی در توسعه از طریق افزایش تولیدات ، بهر ه وری، ایجاد فرصت های شغلی، تأمین نیازهای اساسی و ایجاد پیوند با دیگر بخش های اقتصادی ایفا نماید. باتوجه به اینکه استان گلستان به طور کامل در تمام بخش های صنعت توسعه پیدا نکرده و یا بعضی از صنایع موجود به صورت سنتی مشغول به کار هستند، باید به توسعه صنایع موجود پرداخت. در استان گلستان خوشه های صنعتی به طور بالقوه به صورت سنتی سابقه بیشتری دارند. برای توسعه خوشه های صنعتی باید چارچوبی برای شناسایی و اولویت بندی صنایع بوجود آوریم تا مهمترین حوزه های صنعتی استان را انتخاب و حمایت کنیم.
در سه دهه اخیر ، برای بیان اهمیت و ارزش صنایع کوچک و متوسط بر توسعه صنعتی نظریه های متفاوتی مانند نظریه اقتصادهای حاشیه ای پن روز6،رنظریه تحول ساختار تقاضا و نظریه الگوی توسعه خوشه ای مطرح شده است(اکس، 1383).در ایران 98% واحد های صنعتی، 55% نیروی شاغل در بخش صنعت، 17% ارزش افزوده بخش صنعت و 17% ارزش تولیدات صنعتی متعلق به صنایع کوچک و متوسط است (گزارش سازمان صنایع کوچک1390). با توجه به شرایط مطلوب ذکر شده در استان گلستان، برای پیشترفت صنعت استان باید به توسعه آن پرداخت. در این پژوهش از الگوی ایجاد خوشه های صنعتی برای توسعه صنعت استفاده می شود. اما سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که کدام صنعت استان برای توسعه خوشه ای اولویت بیشتری دارد و باید انتخاب شود.
3-1 اهمیت و ضرورت موضوع
با توجه به اهمیت روز افزون توسعه صنعتی در کشور و برنامه ریزی های متعدد برای حصول این مهم، این مساله اهمیت می یابد که با توجه به ساختار فعلی صنعت کشور استراتژی های لازم برای کسب توانمندی لازم چیست؟
واقعیت آن است که در چند دهه اخیر ، خوشه های صنعتی به عنوان یک استراتژی مناسب برای کسب مزیت های رقابتی و افزایش توانمندی صنایع در سطوح مختلف برنامه ریزی به ویژه در سطح منطقه ای مطرح شده است و مورد توجه برنامه ریزان و سیاست گذاران در کشورهای صنعتی و در حال توسعه قرار گرفته است. از این دیدگاه که رقابت جهانی اثر زیادی بر اقتصاد ملی و منطقه ای دارد، مفهوم خوشه جایگاه ویژه ای با در نظر گرفتن تسریع ، رشد اقتصادی و شهری و منطقه ای کسب نموده است (هادی زنور و همکاران، 1390).
حدود 2 دهه است که توسعه صنعتی مبتنی بر شبکه و خوشه ها به عنوان یک استراتژی نوین مورد توجه برنامه ریزان و سیاستگذاران در کشورهای صنعتی و در حال توسعه می باشد. سازمان های بین المللی و بانک جهانی طرح های متعددی از طریق توسعه خوشه های صنعتی در کشورهای مختلف اجرا و حمایت کرده است (یونیدو، 1384).
در سال های اخیر ، اهمیت و نقش صنایع کوچک و متوسط در کشورهای صنعتی و کشورهای در حال توسعه رو به افزایش بوده و به دلیل ظهور فناوری نوین و تولید و ارتباطات ، تحولاتی در روش های تولید ، توزیع و ساختار تشکیلاتی بنگاه ها پدید آورده و در همین راستا اهمیت واحدهای کوچک و متوسط مسیر فزاینده ای پیدا نموده است. افزایش رقابت و تمرکز شرکت ها بر فعالیت های محوری ، موجب تفکیک عمودی شرکت ها ، گسترش روابط پیمانکاری و تقویت روابط در زنجیره عرضه شده است. این تحولات لزوم توجه به بنگاه های کوچک و متوسط و همگنند و به واحد های منفک و مجزا از هم را افزایش داده است (متقی طلب، 1383).
اهمیت توسعه صنعتی در کشورهای در حال توسعه موجب شده است تا بسیاری از کشورها شکل گیری و تقویت صنایع کوچک و متوسط در مناطق صنعتی را در قالب خوشه به عنوان یک استرانژی توسعه صنعتی منطقه ای7 مورد نظر قرار دهند و از آن به عنوان راهبردی اشتغال زا که در عین حال قادر به بهبود توان رقابت شرکت ها و افزایش صادرات آنهاست، بهره برداری کنند. بررسی خوشه های صنعتی در دو دهه گذشته به منظور شتاب بخشیدن به رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال از اهمیت خاصی برخوردار شده است. خوشه های صنعتی به واسطه تقسیم کار تخصصی، همکاری بین صنایع ، یادگیری تعاملی و سایر اموری که برای رقابتی تر شدن صنایع لازم اند، می تواند الگوی مناسبی برای توسعه صنعتی محسوب شوند ( رابلوتی، 1382).
تجربه بسیاری از کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته نشان می دهد که بخش صنایع کوچک و متوسط به دلایل مختلف میتواند نقش محوری در توسعه اقتصادی و صنعتی داشته باشد (یونیدو، 1384). صنایع کوچک و متوسط معمولاً با این ویژگی ها شناخته می شوند: کارمحور بودن، انعطاف پذیری نسبت به تغییرات بازار و فناوری ها، داشتن قابلیت در بهره برداری از منابع و مهارت های محلی در پاسخ به بازار محلی و برآوردن نیازهای پایه قشر فقیر (رابلوتی، 1382). صنایع کوچک و متوسط ، از بسیج منابع ملی حمایت می کنند و در نتیجه، باعث ایجاد فرصت های شغلی ، ایجاد رفاه و بالاخره فقرزدایی می شوند. این صنایع به اقشار آسیب پذیرتر جامعه از قبیل جوانان و زنان، که ظرفیت محدودی برای مشارکت در توسعه اقتصادی کشورشان دارند کمک می نماید. بخش صنایع کوچک و متوسط می تواند نقش مهمی در تحقق روند خصوصی سازی در کشور ایفا نمایند، زیرا آنها اغلب قابلیت جذب نیروی کار مازاد را دارند و همچنین توسعه صنایع کوچک و متوسط باعث ارتقاء مردم سالاری در جامعه می شود و جامعه مدنی باعث مشارکت کارآفرینان در نظام اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور می گردد. این صنایع ، منعطف و نوآور بوده و در بسیاری از بخش ها، امتیازهای رقابتی قابل توجهی نسبت به صنایع بزرگ دارند و این امر آنها را قادر می سازد سریع تر و موثرتر به تحولات فزاینده جهانی پاسخ دهند( یونیدو، 1384).
بخشهای تولیدی و خدماتی، هر دو از انقلاب تکنولوژیک سود می‌برند. اهمیت اطلاعات به عنوان یکی از فرایندهای تولید، برای درک بهتر نیازهای مشتریان و نیز برای بهبود مستمر تولید و فرایند آن، یکی از جنبه های این تأثیر است. در این دوره، قابلیت بهره وری تنها به سرمایه و تجهیزات وابسته نیست؛ بلکه هرچه بیشتر به مهارت، دانش و تخصص کارکنان بستگی دارد. سازمان ها نیز با درک اهمیت دانش، در حال ساختاربندی مجدد خود برای استفاده از این فرصت اند. توانمندسازی کارکنان، تبدیل ساختار عمودی به ساختار افقی، تمرکززدایی و تأکید بر نوآوری و بهبود مستمر در دستور کار اکثر سازمان های بزرگ قرارگرفته است.
استراتژی‌های توسعه اقتصادی باید با این دیدگاه جدید مطابقت داشته باشند. استراتژی‌ها باید برای فراهم کردن نیازهای اطلاعاتی سازمان ها توسعه یابند و برای خلق دارایی های دانش مدار سازمان ایجاد شوند. فعالیت های توسعه باید از فناوری اطلاعات و ابزارهای خلق دانش بهره گیرند. اغلب ابزارهای مدیریت دانش و تکنیک ‌های آن می توانند به توسعه اقتصادی سازمان ها کمک کنند تا بهتر با منابع داخلی و خارجی دانش و اطلاعات ارتباط برقرار کنند (ولی زاده، 1385).
اهمیت خوشه های صنعتی در این است که این خوشه ها ، قابلیت رقابت پذیر نمودن بنگاه های کوچک و متوسط راکه نقش عمده ای در خلق نوآور بر عهده دارند، از طریق شبکه -سازی میان بنگاه ها دارا می باشند(ناصر بخش، 1382).
4-1 اهداف تحقیق
ارائه چارچوب اولویت بندی استقرار خوشه های صنعتی استان گلستان
شناسایی و بررسی ظرفیت های خوشه سازی استان گلستان
ارائه پیشنهاد به نهادهای مرتبط برای اولویت بندی در سرمایه گذاری
5-1 سوال های اصلی و فرعی
1-5-1 سوال اصلی
اولویت استقرار خوشه های صنعتی در استان گلستان چیست؟
2-5-1 سوال فرعی
شاخص های موثر بر موفقیت خوشه های صنعتی استان گلستان چیست؟
اهمیت هر یک از شاخص های تعیین شده به چه میزان است؟
حوزه‌های صنعتی مستعد خوشه‌سازی در استان گلستان چیست؟
از بین حوزه‌های های صنعتی کدام اولویت بیشتری برای خوشه‌سازی دارد؟
6-1 روش کل