شوع باشد و خشوع در نماز به تدریج روح و روان را نرم و لطیف می سازد خشوع در نماز که خشوع در پیشگاه کردگار است باید به گونه ای باشد که مایه رستگاری ابدی گردد چهره، چشم، صورت و حنجره، قلب و روح و خلاصه نمای اندامهای جسمی و قوای روحی انسان باید به حال خشوع باشد به عبارت دیگر همچنان که نماز نباید فقط نماز جسم باشد و روح و روان هم باید همزمان با بدن به نماز بپردازد، خشوع در نماز هم باید خشوع کاملی باشد جسم و روح هر دو باید خاشعانه نماز بگذارند. روح خاشع، همانند آب نرم و لطیف است و هیچ نقشی را در خودش نگه نمی دارد و روحی که دارای قساوت است به دیوار سخت و خشن می ماند که کوچکترین خدشه وارد شده را در خودش حفظ می کند. اگر دست خود را در آب فرو برید و بیرون بیاورید اثری از فرو رفتن دست شما در آن نمی ماند اما اگر میخی را به دیوار فرو کنید و بیرون بیاورید اثر میخ به نحو پایداری در آن می ماند روح کودک که لطیف است کدورتی را در خودش نگه نمی دارد اگر کودکی که روحش بر فطرت سلیم خداداد باقی مانده است از کسی آزرده خاطر شود و قهر کند به زودی آن را به فراموشی می سپارد و اثری از کدورت در روان او نمی ماند و چون چنین است کینه ها، خصومت ها و حسادت ها در او بوجود نمی آید و از رنج این صفات ناپسند در امان می ماند اما روح یک انسان بزرگسال که به انواع گناهان آلوده است و بر اثر تیرگی های گناه سخت و خشن شده است پیشامدها و برخوردهای نامطلوب اثر مخرب و پایداری را در روح او باقی می گذارد.
آثاری که بصورت کینه ها، حسادتها و دیگر مرضهای روحی و اخلاقی بجا می ماند و رشد می یابد?
دعا در چهره مردانی مثل علی زیباست که از شمشیرش مرگ می بارد و از زبانش عاجزانه، ناله و از چشمش اشک، این است که هم انسان متمدن و متفکر غربی از او کوچکتر و پایین تر است و هم آن حکیم عارف شرقی هندی، و او مثل یک عقاب بلند پرواز، با هر دو بال، در ماورای وجود، ماورای تاریخ و ماورای همه ما در پرواز است و با چه قدرتی؟ و کیست که احساس نکند که به همان اندازه خواستن، کرنش، ذلت و عجز انسان در برابر انسان دیگر زشت است و نفرت آور، اظهار خضوع و خشوع و فروتنی و عاجزانه التماس کردن و ستایش و سپاس در برابر پروردگار از انسان غرورآفرینی که مظهر قدرت و دلاوری و خشونت در برابر قدرتهای دیگر است چقدر زیباست؟ زیرا این انسان در برابر معشوق و معبود خود به خضوع و خشوع افتاده است و ستایش و سپاس می گذارد و این نهایت است، آنچه زشت است تملق از قدرت است اما در برابر عشق و دوست داشتن، هر اندازه که انسان خاکسار است خدایی است در مسیر زندگی به میزانی که رشد عقلی، رشد فکری، رشد تکنولوژیک، رشد اقتصادی، رشد نظامی اجتماعی و تسلط بر همه قوانین طبیعت آدمی بخصوص انسان امروز را در دنیا و طبیعت قوی و متمدن می کند و به همان میزان نیز آدمی لطافت روح و زیبایی معنا را از دست می دهد. و در نتیجه آدمی مقتدر دارای یک روح خشن و آدمی حسابگر و دیگر هیچ پرورده می شود. اگر انسانی که در قدرت پیش می رود عشق را و تجلی عشق را نفهمد و خضوع و خشوع و نفی خویش را در برابر عشق، در برابر زیبایی مطلق، در برابر خداوند، احساس نکند به هر میزانی که رشد عقلی و تسلط بر طبیعت پیدا می کند، یک موجود خشن، خشک، فلزی و مصنوعی بار می آید گاه بصورت گرگی در می آید که بیش از همه فلاسفه عاقل است و خطر برای انسان امروز این است.
نماز بزرگترین و محکمترین پناهگاه معنوی
اسلام مردم را از سویی به روشهای صحیح فکری و عملی متکی بر خرد، و دانش متکی بر محاسبه دعوت می کند و از دیگر سو بر تهذیب نفس و تنویر روان و باقی ماندن بر عواطف پاک و فطری بشری تأکید می ورزد یعنی هم به جهات علمی و عقلانی بشر توجه دارد و هم به سلامت اخلاق و عاطفه اش نظر دارد، در مقام اثبات اصول خود بر علم و خرد تکیه می کند و در ایجاد ایمان از محبت و عاطفه بهره می گیرد.
بشر به هنگام خردورزی در حقیقت برای اقناع و آرامش خود به منزلگاه خرد پناهنده می شود و به هنگام جستجوهای علمی می خواهد با کشف قوانین و حقایق هستی، روح حقیقت جو و ناآرام خود را به منزلی راحت و آرامش بخش انتقال دهد. او همچنین با عشق و محبت و دلدادگی برای روح مضطربش پناهگاهی از عاطفه می سازد.
یکی از عالیترین حالتهای نفسانی که از سنگرهای آرامش و اطمینان به شمار می رود اعتماد و اتکای به نفس است و از عوامل اعتماد به نفس و خودباوری و برخورداری از حس مسئولیت است که بر اصل اختیار استوار است و بهره مندی از قوه اختیار بر اساس خردمندی است. اسلام انسان عاقل مختار را مسئول می داند و می کوشد که حس مسئولیت را از طریق قوانین و احکامش در او زنده کند و نماز یکی از آن احکام است.
حس مسئولیت موجب اعتماد به نفس، تکیه کردن به خود و ایستادن روی پای خود می شود و این رشد است علم نیز مانند اختیار زاییده خرد است و زلال گوارایی که از آن جریان می یابد همچنان که برخی از دانشها از سرچشمه وحی روان می گردد. و خرد ما را به وجود حضرت حق رهبری می کند علم منعم به اختیار و حس مسئولیت ما را برای سپاس از هستی آفرین نعمت بخش به سوی نماز می کشاند. هر یک از این عوامل از بعد ویژه ای پناهگاهی برای آرامش روح، رشد و تعالی و رسیدن به سعادت است. لیکن لازم به ذکر است که عقل، علم و اعتماد به نفس در حد کارایی خود موجب اعتماد به نفس می گردند.
نماز پیام پرورش پروردگار
نماز باز دارنده از بدیها، معراج هر مؤمن پاکیزه، مایه نزدیکی هر پرهیزگار به خدا، پاک کننده گناهان، شستشو دهنده جسم و جان، خاموش کننده آتش دوزخ، بن اسلام، پایه دین، نردبان رسیدن به اوج کمال و انسانیت، مهمترین نهاد دین، بهترین کارها و معیار سنجش اعمال است. اگر نماز قبول شود کارهای دیگر هم پذیرفته می شود و اگر نماز رد شود کارهای دیگر نیز مردود است خداوند مسیح و دیگر پیامبران علیه السلام را به نماز سفارش کرد نماز نور چشم سید انبیاء و جانشینان به حق اوست کسی که به قبله روی آورد و به خدا توجه کرد خدا نیز به دیده رحمت به او بنگرد و برکاتش را بر او فرو آورد بوسیله نماز دعاها مستجاب و نیازها برآورده می شود، نماز غایت غایتها و نهایت نهایتهاست، کسی که خدا را یاد کند خدا او را یاد می کند خدای تعالی فرمود :
اقم الصلوه لذکری
نماز را برای یاد من بر پای دار
فاذکرونی اذکرکم
مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم