حدهایی با نامهای تجاری مجزا از هم نیستند که بتوانند به صورت مستقل فعالیت کنند. بلکه درعوض بخش مهمی از یک زنجیره عرضه هستند. در این حالت موفقیت نهایی یک شرکت بستگی به توانایی مدیریتی آن در انسجام بخشیدن و هماهنگی شبکه پیچیده ای از روابط تجاری میان اعضای زنجیره عرضه دارد(لمبرت و همکاران،2000،ص1-23)1. در دهه اخیر، مدیریت وظیفه خرید در زنجیره عرضه چالشی برای بیشتر شرکت ها بوده است. و نیاز به دستیابی به یک سطح رقابتی جهانی در زمینه عرضه به طور اساسی افزایش پیدا کرده است(کارپاک و همکاران،2001،ص1-21)2.
مدیریت زنجیره‌ تأمین3 از جمله مفاهیمی می باشد که تحولات عظیمی را در کشورهای صنعتی در عرصه تولید سبب گردیده است(احمدی، 1384، 22). از دید کنسول مدیریت لجستیک4 کالا ضرورت مطالعه به روی مدیریت زنجیره‌ تأمین1 بسیار حائز اهمیت می باشد علی الخصوص که کشورهایی چون ایران که درحال صنعتی شدن هستند می باید توجه ویژه ای نسبت به این مسئله داشته باشند درهمین راستا مدیریت تدارکات کالا (لجستیک ) بخشی از فرایند زنجیره‌ تأمین است.
با توجه به موارد مذکور این پژوهش در زمینه امور بازرگانی و در بخش تدارکات و امور کالای(مدیریت بازرگانی) شرکت مجتمع پارس جنوبی، به منظور ارائه راهکار مناسب برای اولویت بندی معیارها و ارزیابی و انتخاب عقلایی تر به جای ارزیابی و انتخاب ذهنی می باشد. با شناسایی و اولویت بندی معیارهای مناسب تر در انتخاب تامین کنندگان، با استفاده از روش تجزیه وتحلیل سلسله مراتبی5 که از روش های تصمیم گیری چند شاخصه6 است صورت می گیرد. کارشناسان می توانند با نتایج حاصله از این روش به یک جمع بندی برای انتخاب تامین کننده مناسب برای شرکت دست یابند و با انجام این بررسی و تحلیل نتایج و در نظر گرفتن ابعاد آن در شرکت مورد بررسی جنبه عملیاتی(اجرایی)به خود خواهد گرفت.

1-2- بیان مسئله
مدیریت امور خرید وتدارکات از حوزه هایی است که نسبت به حوزه های دیگر مدیریت کمتر به آن پرداخته شده است. تقاضای روبه رشد وتنوع مشتریان، پیشرفت های اخیر در زمینه تکنولوژی های ارتباطی وسیستمهای اطلاعاتی، رقابت درعرصه بین المللی و افزایش آگاهی از محیط, همه جزو عواملی هستند که شرکت ها را وادار کرده است که به مدیریت زنجیره‌ تأمین تمرکز کنند.
واژه مدیریت زنجیره‌ تأمین قریب به بیست سال است که مورد استفاده قرار می گیرد و به فعالیت های یکپارچه پروسه تامین مواد، تبدیل آنها به کالاهای واسطه و نهایی، توزیع کالا وتحویل آن به مشتریان نهایی اشاره دارد (هیزر؛رندر،2001،ص42)7. مدیران از تحول در فناوری و زنجیره های عرضه آگاه شده اند. انواع شوک هایی که در سرتاسر بازارهای جهانی اتفاق می افتند، به طور اساسی روشی را که مدیران به محیط سازمان می نگرند، را تغییر داده است. یکی از حوزه هایی که بیشتر شرکت ها توجه خود را به آن معطوف کرده اند، مدیریت منبع یابی و خرید است. سه مزیت از تمرکز بر مدیریت منبع یابی و خرید حاصل می شود که عبارتند از: هزینه، کیفیت و فناوری( مونسزکا،1998،ص2-3)8. جای خوشبختی است که اخیرا” در شرکت مورد مطالعه بخشی تحت عنوان بررسی منابع و معرفی منابع ایجاد شده ولذا در راستای پژوهش حاضر می توان از اطلاعات این بخش استفاده نمود.از آنجا که تصمیم گیری زمانی که اطلاعات موجود ناکامل و غیردقیق هستند، مشکل می شود. مشکل رویه ای دیگر در استفاده از رویه رسمی حمایت از فرایند تصمیم گیری انتخاب عرضه کننده، به طبیعت نامتجانس معیارهای درنظر گرفته شده، برمی گردد. همچنین تعیین وزن های صحیح برای هر معیار ارزیابی سطح ناپایــداری ذاتی در فرایند انتخاب را افزایش می دهـد(بویلاسکوا؛پترونی،2002،ص236)9. این مهم تصمیم گیر را ناچار می کند که در اتخاذ تصمیم دقت نظر بیشتری به خرج دهد یک صرفه جویی کم درهزینه های خرید می تواند علاوه بر همان میزان تاثیر بر روی سود، موجب افزایش چند برابر در فــروش شود. همکاری نزدیک با عــرضه کنندگان، موجب هزینه های واحد پایین تر می شود و روابط بلندمدت تر حتی کیفیت بهتـری را در هزینه پایین تر موجب می شود(گافین؛مارک،1997،ص422-424 )10.
در بیشتر صنایع، هزینه موادخام و قطعات، هزینه اصلی یک محصول را تشکیل می دهند، بنابراین، بخش خرید می تواند نقش کلیدی را در کارایی و اثربخشی یک سازمان ایفا کند. بدین علت که اثر مستقیمی روی کاهش هزینه ها، سودآوری و انعطاف پذیری یک شرکت دارد(قدسی پور؛ابرین،2001،ص1)11. علاوه بر این، از آنجایی که هم اکنون عرضه کنندگان اثر اساسی را بر روی موفقیت یا شکست یک شرکت اعمال می کنند، خرید,که قبلاً به عنوان یک ابزار تاکتیکی محض درنظر گرفته می شد، هم اکنون به عنوان یک وظیفه استراتژیک شناخته می شود(گافین؛مارک،1997،ص422-424). در دنیای‌ امروز یکی‌ از بحث‌ انگیزترین‌ ونگران‌کننده‌ترین‌ موضوع ها در صنعت‌ و اقتصاد، تجارت‌ در بازار جهانی‌ است‌ و این‌ مسئله‌ که‌ با ورود به‌ چنین‌ دنیایی‌ باید منتظر چه‌ پیامدهایی‌بود؟ و روند پیوستن‌ به‌ سازمان‌ تجارت‌ جهانی‌چه‌ چالش‌هایی‌ پیش‌ روی‌ کشورهای‌ درحال‌توسعه‌ وکمتر توسعه‌یافته‌ قرار خواهد داد؟
منظور خود را از زنجیره‌ تأمین، شناسایی عرضه کننده مناسب بیان می‌داریم: مدیریت امور خرید وتدارکات از حوزه‌هایی است که نسبت به حوزه‌های دیگر مدیریت کمتر به آن پرداخته شده است. تقاضای روبه رشد وتنوع مشتریان، پیشرفت‌های اخیر در زمینه تکنولوژی‌های ارتباطی وسیستم های اطلاعاتی، رقابت درعرصه بین المللی وافزایش آگاهی از محیط، همه جزو عواملی هستند که شرکت‌ها را وادار کرده که به مدیریت زنجیره‌ تأمین تمرکز کنند. از آنجائی‌که‌ با توجه‌ به‌ گذشته‌ این‌ صنعت‌ و پیش‌بینی‌آینده‌، حرکت درمحیط پیچیده‌ و ظریف‌ دنیای‌ رقابتی‌ امروز است، هیچ‌سازمان‌ اقتصادیی‌ بدون‌ داشتن‌ یک‌ برنامه‌ریزی‌صحیح‌ و اصولی‌ قادر به‌ ادامه‌ حیات‌ نخواهد بود(استراتژی مناسب). این‌ واقعیت‌ وقتی‌ دارای‌ اهمیت‌ بیشتری‌ می‌شودکه‌ مسئله‌ پیوستن‌ به‌ سازمان تجارت جهانی12 و ورود به‌ بازارهای‌جهانی‌ از یک‌ سو و برنامه‌ ریزی‌ برای‌ یک‌ بخش ‌مهم‌ و دارای‌ مزیت‌ تامین کنندگان کالاهای صنعتی و پالایشگاهی ازسوی‌ دیگر مطرح‌ باشد. در شرکت های بزرگ دولتی همچون شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی13 علیرغم داشتن منابع مالی مناسب و نیروی انسانی کافی وکارآمد با مشکلات زیر روبرو هستند؛

1. تامین کالاهای خارجی(ورود کالا)
2. موضوع تحریم های اقتصادی
3. نحوه انتخاب منابع تامین کننده درخرید‌های داخلی

با توجه به ماموریت خطیر شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی2 که بهره برداری از ذخائر مشترک گازی از جمله آن است، تامین به موقع کالای مذکور همانند نقش جریان خون در بدن است که لازم است با توجه ویژه به آن پرداخته شود.

1-3-اهمیت و ضرورت موضوع تحقیق
رفتار خرید صنعتی به وسیله عوامل عقلایی و نیز متغیرهای ذهنی تحت تاثیر قرار می گیرد. عوامل عقلایی شامل عوامل خاص محصول و عوامل خاص شرکت است. برای مثال، خصیصه های فروشنده مانند مکان جغرافیایی، زمان تأخیر و قیمت. متغیرهای ذهنی شامل سبک زندگی، علایق، فعالیتها و ارزشهای شخصی خریداران است. عدم قطعیت(ناپایداری) قضاوت ذهنی هنگام انجام فرایند انتخاب عرضه کننده وجود دارد. همچنین تصمیم گیری زمانی که اطلاعات موجود ناکامل و غیردقیق هستند، مشکل می شود. مشکل رویه ای دیگر در استفاده از رویه رسمی حمایت از فرایند تصمیم گیری انتخاب عرضه کننده، به طبیعت نامتجانس معیارهای درنظر گرفته شده، برمی گردد. همچنین تعیین وزنهای صحیح برای هر معیار ارزیابی سطح ناپایـداری ذاتی در فرایند انتخاب را افزایش می دهد(بویلاسکوا؛پترونی،2002،ص236). به عبارت دیگر، زمانی که یک عرضه کننده بخشی از یک زنجیره عرضه خوب مدیریت شده می شود، آن اثر دایمی روی رقابت پذیری کل شرکت خواهد داشت. بنابراین، ما مجبور هستیم تا یکی از اساسی ترین مسئولیتهای مدیریت عرضه کننده یعنی انتخاب عرضه کننده را مورد بازنگری قرار دهیم. اهمیت انتخاب عرضه کننده از این حقیقت ناشی می شود که آن منابع را متعهد می کند درحالی که به طور همزمان بر فعالیتهایی از قبیل مدیریت موجودی، برنامه ریزی و کنترل تولید، الزامات جریان وجوه نقد و کیفیت محصول اثر می گذارد. اهمیت این موضوع باتوجه به توسعه های اخیر در مدیریت عرضه کننده بیش از پیش آشکار می گردد، جایی که عضویت در زنجیره عرضه به صورت روابط بلندمدت گرایش م