ح میدهند چطور مطالعات کنونی قابلیتهای ارتباطی تالیف و طرحریزی میشوند. اولین ویژگی و عنصر رایج روی موضوع دسترسی سریع به اطلاعات، حمایت از ابتکارات و طرحهای جدید و مزیت رقابتپذیری دستاوردها تمرکز میکند(کومبی و گرینلی52، 2004؛ فاهی و همکاران53، 2000، لورینزونی و لیپارینی54، 1999؛ ویراواردینا و اوکاس55، 2004). از این رو قابلیتهای ارتباطی بیشتر به این موضوع اشاره میکند که شرکایی که در معامله و مبادله تجاری شرکت کردند بهتر میتوانند اطلاعات خاص ارتباطی را کسب کنند و نیز سود و مزیت را از طریق اطلاعات تکمیلی بدست آورند. جنبهی رایج دیگر قابلیتهای ارتباطی مربوط به بالابردن استعداد شرکت برای برقراری ارتباط، همکاری و کنترل تعاملات کاری میباشد(دی و ون دین بیلت،2002؛ دیر و سینگ، 1998؛ جاکوب، 2006؛ پایلرج و همکاران56، 2008).
جاکوب(2006) قابلیتهای ارتباطی را شامل سه بعد کلیدی میداند:
قابلیت و فرایند پیکربندی
قابلیت و توانایی ارتباط با مشتری
قابلیت و توانایی کنترل
این ابعاد توانایی شرکت را به منظور آماده کردن راهحلهای ویژه به عنوان راهنمایی یا قابلیت ارتباطی برای مشتریان صنعتی را ارزیابی میکنند. رودریگیز- دیاز و ایسپینو- رودریگیز57 در سال 2006 از این نگرش حمایت کردند، این دو تن کسانی بودند که میگفتند توسعهی قابلیتهای ارتباطی منجر به تکمیل فرایندها بوسیلهی شرکتهای مربوطه میشود بطوریکه هماهنگی بیشتر به معنی همکاری بیشتر، مسئولیت و اعتماد بیشتر، قابلیت ابتکار و نوآوری بیشتر و ساده کردن یا حذف فعالیتهاست(جاکوب،2006، 489). نهایتا قابلیتهای ارتباطی معمولا به پیشرفت افزایش اعتماد و اطمینان، افزایش اطمینان طی روابط و تمایل برای همکاری بیشتر مربوط میشود (سیوادس و دویر،2000 ؛ باکر58، 1992). فرایند پیکربندی، روشهای برقراری ارتباط و کنترل مکانسیم است هم از اهمیت ویژهای برخوردار میباشد. به منظور هدف بررسی موجود، پیشنهادی که توسط جاکوب در سال 2006 مطرح شد، قابلیتهای ارتباطی به عنوان ساختار سه عنصری است را انتخاب میکنیم و این امکان را میدهد که پیشنهاد ساختاری و اساسی به منظور توسعه قابلیتهای ارتباطی را به وسیلهی ادغام ابعاد کلیدی و میزان توسعه و پیشرفتشان در یک شرکت بررسی میشود. همچنین این نگرش شامل درک دی59 از توانایی ارتباط با مشتری به عنوان توانایی ایجاد و کنترل روابط استوار و صمیمی مشتری میشود که نیازمند سطح بالایی از همکاری و مشارکت در فعالیتهای مشترک مانند رابطهی صمیمی بین شرکا است.
قابلیتهای ارتباط این موضوع را توضیح میدهد که چه شرکتهایی میتوانند در روابط چه خدمتی به هم بکنند، چه عملکردها و عملیاتی را اجرا میکنند و عمق و اهمیت این عملکردها چیست(هاکانسون و فورد60، 2002).
جانسون و فورد (2006) چهار نوع قابلیت وتوانایی را که در توسعه و مدیریت اکثر روابط تامینکننده مشتری خرده پا مهم وحساس هستند را معرفی و ارائه کردند که عبارتند از :
1- قابلیت تکنولوژی
2- قابلیت انسانی
3- قابلیت نظام مند مدیریتی

4- قابلیت تعامل فرهنگی
قابلیتهای ارتباطی تکنولوژیکی شامل پیشرفت نظامها و پروسههای تکنیکی در موسسات عرضه کننده و مشتری میشود با پیشرفت بینظیر تواناییهای تکنولوژیکی شاید عرضهکنندگان تواناییهایشان را به منظور ایجاد نظامهای تکنیکی و تکنولوژیکیهایی که برای مشتریهایشان ارزشمند هستند را توسعه دهند. ممکن است شرکتی در یک شبکه به دلیل رقابت تکنیکیاش و تاثیر مثبتی که رقابت روی روابط کاریاش گذاشته برای دیگران جذاب باشد (هاکانسون و سنیهوتا61، 1995). به منظور جلوگیری از تضعیف و فرسایش امکانات و تواناییها این موضوع مهم است که عرضه کنندگان به طور مداوم نوآوریهای تکنو لوژیکی شان را برای اینکه برای اکثر مشتریانشان امکان ایجاد تواناییهای باارزشی را فراهم کنند توسعه دهند(فورد و سارین62، 2001). رابطه تامینکننده مشتری خردهپا و کوچک از جهاتی در پیشرفت توانایی و قابلیتهای ارتباطی (رابطهای) تکنولوژیکی عرضهکنندگان کوچکتر ضروری و حیاتی است. دلیل اول توسعه سیستمهای تکنیکی و نوآوری تکنولوژیکی عرضهکنندگان جزیی است و دلیل دوم ایجاد فرصت برای ترکیب تکنولوژیکهایی است که در شبکهی وسیعتری موجود میباشند. شناسایی دو جانبه لوازم و مقتضیات تکنولوژیکی مشتری و عزضهکننده امکان پیشرفتهای تکنولوژیکی را برای اینکه بهتر برنامهریزی و پیشبینی شوند را فراهم میکند(جانسون و فورد63، 2006). علاوه براین معمولا مراحل پیشرفت کالای موثر شامل مشارکت گروههای چندکاره (چند منظوره) است که منابع تخصصی مختلفی را یکجا جمع میکنند(ایسین هاردت و مارتین64، 2000). از طریق نوآوری همکاری یک گروه تامینکننده مشتری میتواند کالا و راه حلهای کاری جدیدی راکه ممکن است معیار صنعتی نوینی شکل دهد ارائه کند(مولیر و تورونین، 2003).
قابلیتهای ارتباطی انسانی به پیشرفت دانش وسطح آگاهی کارمندان توسط مشتریان و عرضهکنندگان مربوط میشود و شامل مهارتهای پایهای شرکت میشود(لیونارد- بارتون65، 1992).
شرکت و موسسات ابزاری برای سهیم کردن و انتقال دانش افراد و گروههای درون آنها میباشند (کوگیت و زاندیر66، 1992). ارتباطات با مشتری، مخصوصا آنهایی که با اعتماد مشخص شدهاند، تمایل دارند که اطلاعات مشترک مشتری را ارائه کنند(دیر و چیو67، 2003). در مقایسه با روابط افقی، ارتباط درون سازمانی عمودی بر حسب انتقال اطلاعات، به دلیل سطح بالای ارتباطات ثابت و نسبیشان (ریندفلیسچ و مورمن68، 2001). بیشتر اطلاعات مشترک بین مشتریان و عرضهکنندگان، مخصوصا بین شرکتهای عرضهکننده، علم و دانش و یادگیری را بالا میبرد (دیر و هاتچ69، 2006). دانشی که از طریق یادگیری تعاملی بدست آمده باشد به احتمال زیاد این امکان را به شرکت میدهد تا معیار منحصر به فردی را به قابلیتهایش اضافه کند(لانی و لیباتکین70، 1998). اگر موسسات عرضهکننده، قابلیت انسانی تثبیت شده و پرسابقهای را داشته باشند به احتمال زیاد بهتر میتوانند از وابستگیها و اطمینانهای بیش از حد جلوگیری کنند، به قدرت برسند و نقش متعادلتری برای طراحی همکاری با روابطشان پرورش دهند.
قابلیتهای ارتباطی نظاممند مدیریتی به ساختارها و روشهای خاصی مربوط میشود که امکان ایجاد دانشی را فراهم میکند که به هر شرکت و موسسهای ویژگی خودش را میدهد(هاکانسون و سنیهوتا، 1995). این گروه از قابلیتها به پیشرفت ساختار و روابط عرضهکنندگان و مشتریان مربوط میشود. ممکن است قابلیت سیستمهای مدیریتی به علت پیشرفت ساختار و توانای مالی مدیریتی موثر و قوی که یک تامینکننده را قادر میسازد تا توسط همتایش موفق یا سازمان یافته به نظر برسد روی ویژگیهای ارتباطی تاثیر بگذارد.
قابلیتهای ارتباطی فرهنگی به نگرشهای منحصر به فردی دربارهی همکاری متقابل مربوط میشود که این امکان را برای شرکت فراهم میکند تا با فرهنگهای مختلف و ارزشها و معیارهای همتایانش رقابت کند(جانسون، 2005). این قابلیتها به پیشرفت فرهنگی و ارزشی عرضهکنندگان و مشتریان مانند اینکه چطور شرکتها با ارزشها و معیارهای ریشهدار و تثبیت شده یا الگوهای رفتاری در روابط تحت تاثیر قرار میگیرد مربوط میشود. قابلیت عرضه کننده برای فهم و درک و ایجاد رابطه با فرهنگ و معیار مشتریاش روی این موضوع که عرضهکننده چطور با اختلاف و تضادی که در ارتباط با مشتری وجود دارد برخورد میکند و تاثیر میگذارد. ممکن است ایجاد فرهنگ و معیارهای مشترک فرصتهایی را برای افزایش جدیت بیشتر و نیز افزایش ارزش فرصتهای ابداعی به منظور ارتقا ارتباط را فراهم کند.
2-2-1-2) قابلیتهای ارتباطی بعنوان یک موضوع پدیدار و روشن در زمینههای مدیریت استراتژیکی بازاریابی صنعتی خرید و تجارت بینالمللی
شواهد وسیعی وجود دارد که شرکتها در ارتباط با دیگر شرکتها قادر به تهیه و تدارک منابع و حمایت از تولیدات، پیشرفت تکنولوژی فعالیتهای بازاریابی میباشند(ناریولا و هاگیدورن71، 1999؛ اینکپین72،2001). با این حال پیشرفت استراتژی ارتباطی کمی پیچیده هستند. شرکتها ساختارهای شبکهای گوناگونی را با شرکای مختلف دارند(کاپالدو73، 2007). نمایش یکسری از رابطهها براساس معاملات ساده بازار گاهی ارتباطات را قوی میکند از سوی دیگر، رابطههای مشارکتی ممکن است بعنوان اتحادها “پیوستگیهای استراتژیکی” رقابتهای سودمندی را ایجاد کنند(دیر و سینگل، 1998)
ارتباط درون سازمانی، اغلب نگرشهای مشارکتی و رقابتی را با هم نشان میدهد(براندیربیورگیر و نالیبیوف74، 1996).