ل تحوّلخواهی ایرانیان در سال 1285 هجری شمسی بود. در این وضع نابسامان، ادبیّات همچون همیشه، نقش پُررونقی را در حرکت جامعهی ایرانی از وضعیّت موجود به نقطهی مطلوب بازی میکند و بسیاری از منوّرالفکرها برای ترویج عقاید و اندیشههای خود و انتقاد از ساختارهای فرهنگی و سیاسی حاکم، رو به ادبیّات میآورند و با تکیه بر زبان سادهی ادبیّات و نزدیک به تودههای مردم، سعیِ وافری را برای پیشبرد اهداف مشروطه انجام میدهند. شناخت ادبیّات این دوران و بهخصوص شعر آن، ارتباط وثیقی با شناخت و درک فضای سیاسی و اجتماعی عصر مشروطه دارد. در میان سبکهای ادبی شعری نیز، طنز به دلیل جذّابیت و همچنین ساختار منتقدانهی آن، یکی از اصلیترین اهرمهای جریان روشنفکری در کمک به اهداف نهضت مشروطه به حساب میآید تا با بهرهگیری از ظرافتهای آن، یکی پس از دیگری سنگرهای پیش رو را فتح کنند و جامعه را از وضع نابسامان و رخوتبار دورهی قاجار عبور دهند.
در شعر طنز مشروطه، دگرشناسی اوج میگیرد و مفاهیم اساسی همچون قانونمداری، آزادی، وطن‌پرستی، خرافهزدایی از جامعه، حقوق مردم، تجدّد و… به حدّ اعلای خود میرسد. بسیاری از شعرا و طنزپزدازان مطرح در این مقطع، در مطبوعات مشغول به فعّالیّت میشوند و در یک تعریف جامع، ادبیّات همچون خنجری برّنده در عمق جان جامعه فرو میرود تا به زعم خود، کاستیها را جبران کند؛ به سستیها پایان دهد و انحطاط را به ترقّی و پیشرفت مبدّل سازد.
نگارنده با بضاعت اندک خویش در این تحقیق، تلاش دارد تا نمایی کلّی از گفتمان حاکم بر شعر طنز مشروطه و تأثیرات متقابل آن بر گفتمان عمومی جامعه در عصر مشروطه، ارایه دهد و ارتباط میان شعر طنز و تحوّلات سیاسی و اجتماعی آن دوران را واکاوی کند.

فصل اوّل
کلّیات و روششناسی
1-1. بخش اوّل: کلّیات
1-1-1. طرح مسأله
شعر طنز در برگیرندهی احساسات، عواطف، افکار و اندیشههای متفکّران است که در قالبی بدیع و هنری به رشتهی تحریر در آمدهاست. طنز در اصل، واژهای عربی است و معنی مسخره کردن، طعنه زدن، عیب کردن، سخن به رموز گفتن و به استهزا از کسی سخن گفتن میدهد. در فرهنگ عربی به فارسی لاروس، برای طنز معانی گوناگونی آمدهاست، طنز، طنزاً (او را ریشخند کرد و سخنانی به او گفت که او را به هیجان آورد.) معادل انگلیسی طنز satire و واژگان همخانوادهی آن satirist (طنزپرداز)،satiric (طنزآمیز) هستند. Satyros ریشهی یونانی، Satiria و Satura هم ریشههای لاتین این واژه است. در اصطلاح ادبی، طنز به نوع خاصّی از آثار منظوم یا منثور ادبی گفته میشود که اشتباهات یا جنبههای نامطلوب رفتار بشری، فسادهای اجتماعی سیاسی یا حتّی تفکّرات فلسفی را به شیوهای خندهدار به چالش میکشد (اصلانی، 1387، ص 140).
طنز با معنای اصطلاحی خود، در شعر شعرای ایرانی قدیم و معاصر نیز وجود داشته است. هر چند که به دلیل وابستگیهای شعرای قدیم به دربار، کمتر شاهد بروز طنزی اجتماعی در این دست از شعرها هستیم و غالباً مدح سلطان، نمود بیشتری مییابد. سعدی در گلستان واقعیّت این امر را به خوبی بیان میکند، هر چند که گفتهی وی ممکن است خالی از طنزی تلخ نبوده باشد:

خلاف رای سلطان رای جستن
به خون خویش باشد دست شستن
اگر خود روز را گوید شب است این
بباید گفت آنک ماه و پروین
(مشکور، 1344، ص 50)
اما شعر طنز در دورهی مشروطه در ایران، به دلیل نزدیکی با تودهی مردم از لحاظ اجتماعی بودن به اوج خود نزدیک میگردد. در این دوران با رواج انتشار مطبوعات، شعر طنز حربهای برای پیشبرد اهداف مشروطهخواهان میشود و شاعرانی همچون محمّدتقی بهار، ایرجمیرزا، عارف قزوینی، میرزادهی عشقی، ابوالقاسم لاهوتی، فرّخی یزدی، اشرفالدّین حسینی، ادیبالممالک فراهانی و… با بهرهگیری از قالبهای طنز، در پیِ نفیِ قدرت استبدادی و تنویر افکار عمومی برآمدند.
از این روست که بررسی و کندوکاو گفتمان حاکم بر شعر مشروطه، در حقیقت ترسیمی از اذهان و اندیشههای نخبگان جامعهی عصر مشروطه و همچنین شرایط کلّی حاکم بر این دوره است. هر چند ادبیّات طنز غالباً رو به ایجاز دارد، امّا نگاهی به فحوای کلام شعر شعرای طنز مشروطه، میتواند در تبین ساختارهای اجتماعی و نحوهی تطوّرات سیاسی و فرهنگی ایران مثمر ثمر باشد. در ضمن نمیتوان از تأثیرات جنبش فکری ادبی مشروطه بر ادبیّات امروز غافل شد و از همین روست که این تحقیق درصدد است تا به بررسی و واکاوی گفتمانی شعر طنز در دورهی مشروطه بپردازد.

1-1-2. سؤالهای تحقیق
1-1-2-1. سؤال اصلی
گفتمان حاکم بر سوژهها و مفاهیم اساسی طنز در شعر مشروطه چیست؟
1-1-2-2. سؤالهای فرعی
برای نیل به مقصود و منظور راقم این نوشتار، پاسخگویی به سؤالات فرعی دیگری نیز ضروری است که عبارت‌اند از:
1. فضای اجتماعی و فکری حاکم بر ایران عصر مشروطه چه تأثیری بر طنز داشتهاست؟
2. چه ارتباطی میان ادبیّات طنز و تحوّلات سیاسی و اجتماعی عصر مشروطه وجود دارد؟
3. مفاهیم سیاسی تأثیرگذار بر شعر مشروطه چیست؟

1-1-3. ضرورت انجام تحقیق
عصر مشروطه به عنوان اوّلین گام و خیز جامعهی ایرانی به حساب میآید که بر اساس اندیشههای نوین جریان روشنفکری است. واژهی روشنفکری (Enlightenment) اساساً به معنای روشن شدگی و بیداری است. خاستگاه اصلی روشنفکری را میتوان در قرون 17 تا 19 میلادی در اروپا دانست. زمانی که جنبش اصلاح‌گری دینی توسط لوتر و کالوین آغاز شد و شخصیتهایی همچون فرانسیس بیکن، دکارت و کانت به عرصهی فلسفهی غرب آمدند و تحوّلات عمیقی در فلسفهی یونان باستان و قرون وسطی ایجاد کردند. (خسروپناه، 1389، ص 253)
جنبش مشروطه در ایران نیز اگر چه علل و عوامل درونی بسیاری داشت، امّا به نوعی واکنشی به عقب‌ماندگیهای ایرانیان نسبت به تمدّن غرب بود.
بررسی اشعار و ادبیّات طنز دورهی مشروطه، میتواند راهگشایی برای شناختی دقیق از ابتدای تحوّلات یک قرن اخیر در ایران باشد. جنبش مشروطه از ابتدا با چالشهای مفهومی متعدّدی روبهرو بود و در نهایت نیز اسیر دوگانگیها و شکست شد، امّا این جنبش اجتماعی – سیاسی حرکت تازهای به جامعهای ایرانی بخشید که در نهایت ثمرهی آن در انقلاب اسلامی 1357 نمود پیدا کرد.
شناخت ادبیّات طنز دورهی مشروطه و تحلیل گفتمان حاکم بر آن، از آنجا ضرورت مییابد که حوزههای مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایرانِ کنونی ما همچنان دستخوش اهداف و تلاشهای جریان روشنفکری است و تحلیل دقیق اوضاع کنونی ما و حرکت به سوی آینده، جز با شناخت عناصر ماهوی و گفتمانی عصر مشروطه امکانپذیر نخواهدبود.
دورهی مشروطه یکی از برجستهترین ادوار طنز ایران از ابتدای پیدایش تا کنون به حساب میآید و شناخت دقیق آن ضرورت تام دارد. حسن جوادی نویسندهی کتاب تاریخ طنز در ادبیّات فارسی در اینباره معتقد است: “عصر مشروطه، عصر شکوفایی طنزنویسی بود. قرنها اختناق و زورگویی سینهها را پر از گفتنیها کرده بود و برای اوّلین بار امکان گفتن پیدا شده بود. اکثر نویسندگان نسبت به مردم احساس تعهّد شدید میکردند و نمیخواستند جز به خاطر مبارزه برای آزادی و یک زندگی بهتر، نویسندگی کنند. موضوع اشعار این دوره، یکباره و به نحو بیسابقهای اجتماعی و سیاسی میشود. اگر فیالمثل در سرتاسر دیوان قاآنی دو یا سه شعر اجتماعی پیدا کنیم، صدی هشتاد و یا بیشترِ اشعار دورهی مشروطه، مربوط به وضع مردم و سیاست روز است”. (حسن جوادی، 1384، ص 114)
یحیی آرینپور نیز در خصوص اهمیّت اشعار مشروطه مینویسد: “در اهمیّت بزرگ تاریخی و سیاسی این اشعار تردید نیست و از حیث مضمون نیز چون از زندگی روز، دردها و گرفتاریهای اجتماعی سرچشمه گرفتهاند، از بسیاری از اشعار سفارشی اصیلتر و حقیقیترند. این گفتهها و سرودهها – تکرار میکنم- اگر چه از حیث ادبی ارزش زیادی ندارند، ولی نمیتوان انکار کرد که در زندگی سیاسی و اجتماعی ایران و در بیداری مردم خوابآلود و غفلتزدهی کشور که تا آن روزگار به حیات سیاسی خو نگرفته بودند، نقش بسیار مهم و مؤثّری داشتهاند و از نظر تاریخنویس مأخذ و وسیلهی تحقیق بسیار گرانبهایی هستند”. (آرینپور، 1387، ص 35)
از این روست که میتوان گفت، بررسی و تحلیل سوژهها و مفاهیم اساسی طنز در شعر مشروطه که به نوعی سرآمد ادبیّات این عصر به حساب میآید، از ضرورتهای سیاسی، فرهنگی و ادبی برخوردار است.
1-1-4. پیشینهی انجام تحقیق
هر چند سالها از دوران مشروطه میگذرد، امّا نسبت به ادبیّات این حوزه، توجّهی به فراخور تأثیر آن در سرنوشت جامعه ایرانی