اف در کانون خانوادگی
قرّه العین از اینجامشتعل گشت و درگیریها آغاز شد لازم به گفتن است که شهید ملامحمد تقی برغانی عموی بزرگ قرهّ العین نخستین مجتهد قدرتمندی بود که علیه تفکر شیخیه قد برافراشت و سخنان شیخ احمد احسائی را مخالف قرآن و احادیث نبوی خواند ووی را به خاطر ابراز سخنان نادرست تکفیر کردبه هر حال آن چیزی که در اینجا حائز اهمیت است بازشدن مکاتبه بین قرّهالعین و سید کاظم رشتی (ادامه دهنده راه شیخ احمد احسائی)از یک سو و تیره و تار شدن روابط خانوادگی با شوهر و پدر شوهر یعنی ملا محمد تقی برغانی از سوئی دیگرمنجربه جدائی قرهّ العین از شوهرش گردید. قرّهالعین درخانه سید رشتی در کربلا برای شاگردان وی که از اطراف می آمدند از پس پرده سخن می گفت و درس می دادودر کربلا با ملا حسین بشرویه ای آشنا و از طریق او با سید علی محمد باب که در آن موقع در شیراز بود و شاگردان زیادی داشت ارتباط برقرار کرده و از مریدان وی گشت بنا براین قرّهالعین در خانه سید رشتی شروع به تبلیغ برای باب کرد و موجب یورش و رنجش مردم کربلا گردید والی عراق برای نجات جان قرّهالعین او را ظاهراً به بغداد تبعید نمود و سخنان او در بغداد نیز مردم را متوجه خود ساخت وباعث شورش وتشنج گردید.این مسا له باعث تبعید وی به ایران گردید در کرمانشاه و همدان ، باز با هیجان عمومی و تندی علمای شهر مواجه بود با توجه به اینکه قرّه العین کاروانی حرکت داده میشد نه بصورت انفرادی واین جریان از کربلا شروع گردید وبه شهرهای غربی ایرا ن امتدادیافت،به نظر میرسید که این تبعیدها بی حساب صورت نمی گرفته و در حقیقت بهترین تبلیغات ممکن برای سیدعلی محمدباب وجریان جدید((بابی))صورت گرفته است.با توجه به اینکه،خود باب دعوتش را از شیراز شروع کرده بودو چندی بعد،یکی از پیروانش در مشهد،شورشی به راه انداخته بود سپس در بغداد،کرمانشاه،همدان ،قزوین،ولوله ایجاد کردندودراین مثلث که جغرافیای سرزمین شیعه را دربر می گیردجریان بابیگیری را به
شدت به اعماق افکار عمومی سوق دادند همه این اقدامات نشانگر یک طراحی حسابگرانه،برای جذب ذهنیت عمومی کشور به مساله بابیه بود. درصفحه23 کتاب مذکور2راجع به واقعه بدشت آمده است: ((قرّه العین که در آن روز بهترین لباس خود را در بر کرده و صورت خود را به کمک مشاطه به بهترین طرزی آراسته بود حسب المعمول در پشت پرده قرار گرفت و شروع به سخن نمود و فصاحت عجیب و حرارت کلمات بخصوص اضطراب وی در برابر کار فوق العاده ای که می خواست انجام دهد،تاثیر کلام وی را به حد اعلی رسانده بود.بدیهی است که سخنان اوازچه مقوله بود،وی گفت:ای اصحاب ! این روزگار ازایام فطرت شمرده می شودامروزه تکالیف شرعیه یکباره ساقط است و این صوم و صلوهّ کار بیهوده است.آنگاه که میرزا علی محمد باب اقالیم سبعه را فروگیرد و این ادیان مختلف را یکی کند. تازه شریعتی خواهد آورد وقرآن خویش را ودیعتی در بین مردم می نهد،هرتکلیفی که بیاورد بر خلق زمین واجب خواهد گشت.پس،زحمت بیهوده برخود رواندارید وزنان خود را درمضاجعت طریق مشارکت بسپارید ودر اموال یکدیگر شریک و سهیم باشید که در این امور شما را عقابی و عذابی نخواهد بود.در میان همین بحث پرحرارت به اشاره قرهّ العین پرده به یک سو افتاد و قرهّ العین همچون زنان پری روی افسانه ای که منتظر همه چیز بودند جز این منظره،ظاهر شد.اثر این عمل شدید بود و چه عده ای دستان خود را به صورت گرفته صدا به اعتراض برداشتند و عده ای از آن محفل فرار کردندوتنها چند نفری خیره خیره به حسن و جمال وی نظر دوخته بودند.قرهّ العین برای جلب قلوب،چند قدمی درمیان صفوف آنان رفت،ولی این کار نتیجه ای نداد و بالاخره میرزا حسینعلی عبای خود را بر دوش او انداخت و او را از صحنه بیرون برد)) تا اینجا مشخص شدکه اولین زن ایرانی که پوشش خود را کنار انداخت وتمام افکار مذهبی خویش را که از خانواده بدست آورده بود بعلت انحراف فکری زیرپانهاد،که بود0تشکیلات بهاییان وجریانهای سیاسی وفکری مخالف مذهب اسلام ،از قرّه العین بعنوان یک نابغه و استعدادی شگرف و زنی که هوشی سرشار و ذوقی بسیار داشته است یاد می کنند و طبیعی است که اغراق گوئی،ناشی از روحیه اسلام ستیزی آن می باشد. در واقع هدف از این کار این است که بگویند قرّهالعین از اسلام دوری جست وبه بابیان پیوست و مروج بابیت شد ناشی از دانش و استعداد و نبوغ وی بوده است. این ناراست گوئی در حوزه مسائل تاریخی و دینی از پدیده هائی می باشد که با جریان فرهنگی استعمار،شروع گشته و توانسته است همسو با جریان های سیاسی استعمار در اسیرکردن و برده ساختن شعور و ذهنیت و قضاوت مردم مسلمان،حرکت کند و در این میان حقایق بی شماری را قربانی مطامع استعماری نمایند.
عدم امکانات ارتباطی بین روحانیت و مردم در آن عصر وناییوسته بودن روحانیت نیز به خاطر عدم امکان ارتباطات،ناگریز روحانیت را از اخذ یک موضع قاطع و همه جانبه و همگانی دور می کرد و موضع انفرادی بعضی روحانیون را سبب گشت. شبکه دیپلماسی استعمارکه از امکانات ارتباطی خوبی برخوردار بودند ودارای هدفی روشن،تبلیغات را به نفع بابیه اداره می کردند.تبلیغ بابیها آنقدر زیاد و فراگیر شد و بابیها مخصوصا قرّهالعین مردم را تحریک و تهییج نمودند که منجر به جنگی به نام جنگ شیخ طبری یا طبرسی گردیدکه دراین جنگ،قابل توجهی از نیروهای نظامی حکومت مرکزی جان خود را ازدست دادند و این زن اغواگر یکی از گرم کنندگان آتش این جنگ بود.پس از ختم غائله بزرگ طبرسی،قرّهالعین تبلیغ گر را،در منطقه نورمازندران بازداشت وبه تهران گسیل داشتند.مدت حبس او 3 سال طول کشید ودر این مدت با تشکیلات بهائیت همکاری زیادی داشت تا زمانی که ناصرالدین شاه به عزم شکار از کاخ سلطنتی خارج و مورد سوء قصد قرار می گیرد. و واضح است که این سوء قصد از جانب تشکیلات بهائیت سازمان داده شده بودو از آنجائیکه قرّهالعین نیز در این برنامه ریزی شریک بود ،باید او کشته می شد وناصرالدین کشتن زنی را خوش نداشت دو نفر از علماء را برای نصیحت وی فرستاد تا بتوانند او را از گمراهی نجات دهند ولی قره العین سرسختی نشان داد و اظهار پشیمانی نکرد و بدین ترتیب بدست عزیزخان سردار کل و فراشانش سپرده می شود،تا اعدام گردد. ودر روز اول ذی القعده 1268در باغ لیحانی اعدام و جسدش را در همان باغ می اندازند و بدین گونه دفتر زندگی نخستین زنی که در ارتباط باجریان استعماری بابیگری اولین نغمه های بد حجابی زنان را سروده بود و خود نیز اولین زن بی حجاب تاریخ معاصر ایران،گشته بودبسته گردید. اما با مرگ وی اندیشه بی حجابی زنان که یکی از برنامه های مهم استعمار جهان است از بین نرفت بلکه به مدد انجمن های فراماسونری و شیفتگان غرب که در مدح و فایده های بی حجابی قلم ها چرخاندند تا زنان مسلمان را از هویت دینی خویش تهی سازند اینان ادامه دهندگان مسیری بودند که قر?العین آغازگر آن بود و رضا شاه تکمیل گر آن.
2-2- عوامل بدحجابی در قبل از انقلاب
هرچند مسائل مطرح شده به نوعی به زمان قبل از انقلاب و به ریشه یابی موضوع می پردازدولی اگر بخواهیم تاریخ معاصرنزدیک به انقلاب را مورد بررسی قرار دهیم ناچار باید به سفر رضاخان به ترکیه اشاره ای داشته باشیم همانطور که گفتیم :رضا خان پس از سفر به ترکیه در سال 1313 شدیدا تحت تاثیر طرح های اسلام زدایی و به خصوص کشف حجاب و فرهنگ بی حجابی قرار گرفت وپس از بازگشت جشن های مختلفی در تهران و شمال کشور برای این منظور انجام شد که نمونه آن در 17 دی ماه در دانش سرای مقدماتی جشنی برپاشدکه رضا خان به همراه همسر و دختران خود که بی حجاب بودند در آن جشن شرکت ودستور دادتمام وزرا و وکلا با همسران بدون حجاب خود در این جشن شرکت کنند و بدین صورت بد حجابی در کشور آغاز گردید،ولی زنان ایران همچنان با حجاب در جامعه حضور پیدا می کردندورضا خان برای شکستن مقاومت مردم مجبور به متوسل شدن به زور همراه با قساوت و رذالت فراوان گردید.به زور چادر زنان را از سرشان می کشیدند،واگر مقاومت می کردند مورد ضرب و شتم و هتک حرمت قرار می گرفتند و این سیاست پس از مرگ رضاخان توسط پسرش محمد رضابشدت ادامه یافت ولی هیچوقت نتوانستند در این طرح به موفقیت کامل دست یابند و سرانجام مردان غیور و زنان متدین ما بساط حکومت آنها را به رهبری امام خمینی برچیدند.
2-3- تهاجم فرهنگی پس از انقلاب