111
شکل 4-13- مورفولوژی بافت بر حسب نظام راه یابی112
شکل 4-14- نظام گونه شناسی بافت بر حسب دانه بندی قطعات و نظام توده و فضا113
شکل 4-15- سلسله مراتب نظام دسترسی در وضع موجود113
شکل 4-16- عرض معابر موجود در محله هدف114
شکل 4-17- پوشش کف معابر در وضع موجود در محله هدف114
شکل5-1- پیوند میان مدل اعتماد و مدل پیوستگی پاکستون در سنجش سرمایه اجتماعی117
فصل اول: کلیّات پژوهش
1-1- طرح مسأله
با توجه به رشد افسار گسیخته شهرنشینی در کشورهای در حال توسعه، فقر و محرومیت از مسائل محوری و اساسی به شمار میرود که شهرها با آن دست به گریبان هستند. رشد پدیده فقر شهری و عمیقتر شدن شکاف طبقاتی در شهرهای بزرگ باعث شده است که گروههای کم درآمد در غالب اجتماعات محلی در فضاهای جغرافیایی خاص شکل گیرند که از روند کلی توسعه برکنار مانده و به اصطلاح به حاشیه رانده شده، هستند. در واقع، شهرهای بسیاری از کشورهای کمتر توسعه یافته با مشکل عمیق انطباق نیافتگی الگوهای رفتاری و فنآوری وارد شده از کشورهای بیشتر توسعه یافته روبرو میباشند، از بازتابهای این انطباق نیافتگی، اغتشاش در ساختار فضایی و بروز پدیده اسکان غیررسمی در این شهرها بوده است که به ویژه با توجه به ویژگیهای ساختار فضایی و مکانیزمهای هدایت و کنترل شهری در آنها در سالهای اخیر با رشد و گسترش قابل ملاحظهای مواجه بودهاند، لذا توجه جدی به بهبود وضعیت این سکونتگاه ها به دلیل پیامدهای منفی آن در ابعاد مختلف ضرورت دارد. از آنجا که راه حلهایی همچون حذف و تخریب یا دادن خدمات صرف از سوی سازمانهای ذیربط بدون پذیرفتن حق شهروندی و بکارگیری نیروی شراکتی این اجتماعات هیچکدام راهگشا نبودهاند، لذا باید در جستوجوی راه حلی ریشهای و درونزا در نحوه مواجهه با این سکونتگاهها بود تا بتوان به یکپارچگی این محلهها با محلههای رسمی شهر دست یافت. دیدگاه مبتنی بر توانمندسازی و ساماندهی سکونتگاههای غیررسمی بیشترین تلاش خود را متوجه نحوه واکنش تهیدستان و کم درآمدهای شهری به حل مسئله مسکن و سرپناه خود و راهحلها و راهکارهای توانمندسازی آنها و سامانبخشی سکونتگاههای غیررسمی کرده است. این راهبرد بر بسیج تمامی امکانات بالقوه و منابع و تمامی عوامل برای ایجاد مسکن و بهبودی در شرایط زندگی جوامع فقیر تاکید دارد و به مردم این فرصت را میدهد که شرایط خانه و محل زندگی خود را با توجه به اولویتها و نیازهایشان بهبود بخشند. در روش توانمندسازی مرکز توجه، ساکنان شهر و مردم هستند و دولت متعهد میگردد که تسهیلات لازم را برای آنان فراهم کند. در راستای توانمندسازی سکونتگاههای غیر رسمی توجه به سرمایههای اجتماعی این سکونتگاهها می تواند نقش موثری در ارتقاء کیفیت محیطی آنها داشته باشد. نظریه سرمایه اجتماعی به وسیله چهار مولفه معرفی می شود که عبارتند از: اعتماد، همکاری، مشارکت مدنی و ارتباطات متقابل. مشارکت فرآیندی است که در آن مردم محلی میتوانند با هم برای ایجاد تغییر در زندگی خود کار کنند و در تصمیمگیری در رابطه با مسایل پیرامون زندگی خود نقش فعال داشته باشند. سرمایه اجتماعی مجموعه هنجارهای موجود در سیستمهای اجتماعی است که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه شده و موجب پایین آمدن سطح هزینههای تبادلها و ارتباطها میشود. سرمایه اجتماعی در جوامع نقشی به مراتب مهمتر از سرمایه فیزیکی و انسانی ایفا میکند. بگونهای که در نبود سرمایه اجتماعی اثربخشی سایر سرمایهها در جامعه کاهش یافته و بدون سرمایه اجتماعی پیمودن راههای توسعه و تکامل فرهنگی و اقتصادی ناهموار میشوند از این رو موضوع سرمایه اجتماعی به عنوان یک اصل محوری برای دستیابی به توسعه محسوب می شود. این رساله به دنبال بهرهگیری از سرمایههای اجتماعی سگونتگاههای غیررسمی در فرایند توانمندسازی و بکارگیری آن در نمونه مورد مطالعه میباشد.
1-2- ضرورت و اهمیت موضوع مورد مطالعه
بنابر اعلام مرکز اسکان بشر ملل متحد1 در سال 1996 یک پنجم جمعیت جهان فاقد خانهای در شأن زندگی انسان بودند که دامن? گستردهای از بیسرپناهها و خیابان خوابها تا آلونکنشینان را در بر میگرفت (potter,1998:137). نگرانکنندهتر اینکه این نسبت و تعداد برای برای کشورهای “جنوب”2 در حال افزایش بوده به طوریکه در منطقهای با رونق اقتصادی آسیا-اقیانوسیه، حدود 60 درصد جمعیت شهری در سال 2000 طبق برآورد اسکاپ3 بدینگونه مسکن گزیدهاند(2). در همین ارتباط، کمیسیون جهانی آینده شهرها در قرن بیست و یکم میلادی نیز هشدار داده است که به موازات رشد ابرشهرها4، فقر شهری در کشورهای جنوب افزایش یافته و بخش عمده ای از رشد شهرنشینی بر پایه اقتصاد غیررسمی و همراه با گسترش سکونتگاههای غیررسمی صورت خواهد گرفت و این گرایش را “غیررسمی شدن شهرنشینی5” نامیده است (Drakakis,2000:154). در کشور ما نیز اسکان غیررسمی با رشدی سریعتر از رشد شهرنشینی به تعبیری رسمی، مواجه بوده و برآورد می شود که یک پنجم جمعیت شهری در اینگونه سکونتگاهها مستقر باشند6. از اینرو، اسکان غیررسمی، مسألهای گذرا و با ابعاد محدود نبوده و توافقی بر بقاء، باز تولید و بسط آن وجود دارد که حاکی از عدم کفایت راهحل ها و سیاست های شهری متداول است و رهیافت ها و اقدامات نوینی را می طلبد.
کم توجهی به بخش غیر رسمی7 در برنامه ریزی شهری کشورهای در حال توسعه به دلیلی وام گرفتن برنامهریزی این کشورها از الگوهای برنامهریزی شهری رایج در غرب میباشد. چراکه در کشورهای توسعه یافته، بخش غیررسمی ماهیتی متفاوت از آن چه در کشورهای در حال توسعه وجود دارد، دارد و برنامهریزی رسمی در این بخش جایگاه چندانی ندارد. بخش غیررسمی عمدتا از دو جنبه ارتقاء و ساماندهی محیط شهری و ارتقای زندگی فقرا می تواند مورد توجه مدیران و برنامه ریزان شهری قرار گیرد. در حالیکه نگرش غالب مدیریت شهری در برخی از کشورها و از جمله در ایران حذف بخش غیررسمی از عرصه عمومی شهر و ساماندهی (به مفهوم حذف) بخش غیر رسمی به خاطر مشکلاتی چون سد معبر است. در حقیقت بخش غیررسمی نوش داروی مشکل اشتغال در شهرهای در حال توسعه و عنصری تعیین کننده در توسعه شهری است. و این اتفاق نظر وجود دارد که بخش غیررسمی از توانمندی فراوانی در برنامهریزی و ساماندهی سکونتگاههای غیررسمی برخوردار است و ساماندهی آن می تواند منافع زیادی را برای بازیگران عرصه شهری، به ویژه کم درآمدان و نیز مدیریت شهری دربرداشته باشد.
توانمندسازی، زمینهسازی برای ارتقای شرایط اجتماع محلی از راه گسترش و بکارگیری ظرفیت موجود است. در حقیقت توانمندسازی برنامه حل مسئله از درون بر پایه توسعه اجتماعات محلی است. در این الگو ظرفیت های محلی برای پاسخگویی به نیازهای اجتماع شکوفا می شود که در آن مشارکت به مثابه نکته کلیدی در جهت بهره گیری از توان جمعی نگریسته می شود. اعتماد و مشارکت اجتماعی دو مولفه اصلی سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی پدیده ای ضروری برای یک زندگی اجتماعی توام با پیشرفت و موفقیت است. در این پژوهش، تلاش بر آن است تا با نگاه و تأکید بر سرمایههای اجتماعی موجود در سکونتگاههای غیررسمی، راهکارهایی در جهت هر چه اجراییتر کردن برنامههای ساماندهی و توانمندسازی سکونتگاههای غیررسمی ارائه شود.
1-3- پرسش های پژوهش
پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به پرسش های زیر می باشد:
1. مشکلات موجود در توانمندسازی سکونتگاه های غیر رسمی چیست؟
2. آیا میان سرمایه اجتماعی موجود سکونتگاه های غیررسمی و توانمندسازی این سکونتگاه ها رابطهایی برقرار است؟
3. چگونه و به چه طریق می توان با تقویت و تأکید بر سرمایه های اجتماعی موجود در سگونتگاه های غیر رسمی روند توانمندسازی و ساماندهی این سکونتگاه ها را ارتقاء و سرعت بخشید؟
1-4- بیان اهداف پژوهش
هدف اصلی رساله دستیابی به راهکارهای بکارگیری سرمایه های اجتماعی موجود در سکونتگاههای غیررسمی در جهت ارتقاء و سرعت بخشیدن به روند برنامه های توانمندسازی و ساماندهی این سکونتگاهها می باشد تا بتوان از آن به عنوان یکی از مهم ترین عوامل در مشارکتپذیری ساکنین در فرایند توانمندسازی این سکونتگاه ها بهره جست، به گونهایی که این امر موجب بهبود منابع و منافع افراد و در نتیجه افزایش رفاه و پایداری شهری شهروندان و ساکنین شود.
1-5- تشریح روش کار پژوهش
برای دستیابی به هدف رساله و پاسخ به پرسش آن مسیرهایی در قالب فصول مختلف طی خواهد شد و از روش های متعددی در مراحل مختلف جمع آوری و پردازش