ucault , 1972)، 117) .
از دیگر نظریهپردازان معاصر مقولهی گفتمان، می‌توان به لاکلا و شنتال موف اندیشمندان پسامارکسیسم اشاره کرد. این دو در اثر خود با عنوان هژمونی و راهبرد اجتماعی (1985)، به این مقوله پرداختهاند. ریشه‌های بحث این دو از گفتمان، به سه انگارهی عمدهی فلسفی باز می‌گردد. این سه انگاره عبارتند: از “مدلول، پدیده و نشانه” که خود به ترتیب منشأ تدوین سه جریان فکری هستند؛ فلسفهی تحلیلی، پدیدارشناسی و ساختارگرایی.
ارنستو لاکلا و شنتال موف، نظریهی گفتمان فوکو را بسط دادند. آنها با بهکارگیری نظریات متفکّرانی چون سوسور، دریدا، بارت، لاکان، گرامشی و آلتوسر، نظریهی بسیار کارآمدی را شکل دادند که انسجام و قابلیّت تبیین فوق‏العاده‏ای دارد. در ادامه، مبانی این نظریه به اختصار تشریح می‏شود. “لاکلا و موف مفهوم گفتمان خود را از فوکو وام گرفته‏اند. گفتمان در این‏جا، نظام معنایی بزرگتر از زبان است و هر گفتمان، بخش‏هایی از حوزهی اجتماع را در سیطرهی خود گرفته و به واسطهی در اختیار گرفتن ذهن سوژه‏ها، به گفتارها و رفتارهای فردی و اجتماعی آنها شکل می‏دهد. لاکلا و موف همچنین مفهوم قدرت فوکو را نیز وارد نظریهی گفتمان خود کردند و به این ترتیب به گفتمان، نیرویی پیشراننده بخشیدند، امّا به نظر می‏رسد آنها به جای “حکم” فوکو از “نشانه”ی سوسور برای توضیح ساختار گفتمان استفاده کردهاند. بنابراین، گفتمان از نظر لاکلا و موف نه مجموعه‏ای از احکام، بلکه مجموعه‏ای از نشانه‏هاست. مفهوم صورتبندی گفتمانی فوکو نیز، قابل قیاس با مفهوم “مفصل‏بندی” در نظریهی گفتمان لاکلا و موف است، چرا که مفصلبندی، فرآیندی است که به واسطهی آن، نشانه‌ها با هم جوش می‏خورند و یک نظام معنایی را شکل می‏دهند. همین جابهجایی بهظاهر کوچک و استفاده از “نشانه” به جای “حکم”، همان‌طور که خواهیم دید، به این نظریه، انعطافپذیری فوقالعاده‏ای بخشیدهاست. (سلطانی، ش 28)
بهطور کلّی می‌توان گفت که هر گفتمان، یک ساختار معرفتی است که در شرایطی خاص حاکم می‌شود. این ساختار متشکّل از یک دالّ مرکزی است که پیرامون آن نشانه‌ها و مفاهیم مختلفی منظومهوار در گردش هستند. امروزه در روششناسی گفتمانی، تحلیل زمینه (Context) اهمیّتی بیش از تحلیل متن (Text) یافتهاست. به تعبیر بهروز لک: “در این الگو، نشانه‌ها بر اساس یک قلب یا محور مرکزی دور یک مدار مغناطیسی، مفصلبندی و ساماندهی می‌شوند. تحلیل گفتمانی نشان می‌دهد که هیچ نشانهی ثابتی وجود نداشته، شرایط قدرت، موجب ساختن این نشانه‌ها می‌شود و لذا گفتمان‌ها کاملاً شناور بوده و می‌توانند مکرراً تغییر کنند.”
مآلاً در روش تحلیل گفتمان، گردآوری اطّلاعات بر اساس یک دستگاه فکری صورت می‌گیرد و در چارچوب آن، تحلیل‌ها و قضاوت‌های نهایی صورتبندی می‌شود.
بر اساس روششناسی گفتمانی، اوّلین قدم برای تحلیل، شناسایی حدّ اقل دو گفتمان متخاصم است که با هم رابطه‏ای غیریتسازانه بر قرار کرده‏اند. در پژوهش بررسی شعر طنز مشروطه نیز باید دو یا چند گفتمان متخاصم و به تعبیری غیریت‌های گفتمانی، مورد شناسایی قرار گیرند. به عنوان مثال گفتمان سنّت و تجدّد و یا جمهوریت و استبداد را میتوان گفتمانها متخاصم نام نهاد. همزمان با شناسایی گفتمان‏های متخاصم، باید مقطع زمانی و موقعیّت مکانی گفتمان‏های مورد نظر را نیز تعیین کرد. برای بررسی تغییر و تحوّل در گفتمان‏ها، ابتدا باید به شناسایی گفتمان‏های متخاصم پرداخت و سپس دال‏های مفصلبندی شده در این گفتمان‏های متخاصم را در دوره‌های تاریخی متفاوت، شناسایی و با هم مقایسه کرد؛ به این ترتیب می‏توان به بررسی تاریخی تحوّلات سیاسی- اجتماعی پرداخت. در واقع، هدف از تحلیل گفتمانی، روایت صرف رویدادهای تاریخی نیست، بلکه باید این رویدادهای تاریخی و تحوّلات اجتماعی را در سایهی تحوّلات معنایی بررسی کرد. در زمینهی ادبیّات نیز باید به فضای کلّی اجتماع نظر کرد و ساختار ادبی را در پیوندی وثیق با اوضاع سیاسی اجتماعی در بوتهی نقد گذاشت.
بر اساس نظریه گفتمان، تمامی تحوّلات اجتماعی حاصل منازعات معنایی میان گفتمان‏هاست. تحلیل معنایی بدون تحلیل متن، مسیر نامطمئن و لغزنده‏ای است که باعث افزایش ضریب خطای تحلیلگر می‏شود.

1-2-3. نقد و ارزیابی روش تحلیل گفتمان
ملاک و مناط ترجیح روش تحلیل گفتمان در این پژوهش، علیالقاعده باید بر بنیان تفوّق مزایا بر کاستی‌ها و اوّلویت نسبی آن، نسبت به سایر روش‌ها در شعر طنز مشروطه استوار باشد. نخستین مزیّت نسبی این قابلیت، تبیین ساختار کلان شعر در دوران مشروطه، پسزمینه‌ها و فهم نظام معنایی حاکم بر اشعار طنز است. دومین مزیّت پویش مفصلبندی نشانه‌ها است که شکلدهنده به نظام معانی است. در واقع نشانه‌ها در این روش منظومهوار، حول دالّ برتر، در حال گردش هستند و در مدار‌های قریب و بعید از مفهوم عالی، جانمایی شدهاند. نمایش دالّ برتر و مفصلبندی مفاهیم و نشانه‌های مختلف در شعر طنز مشروطه، از گفتمان مسلّط رونمایی می‌کند.
البتّه بر شمردن مزایا و ملاک‌های برتری روش تحلیل گفتمان، به معنای نادیده انگاشتن ضعف‌ها و کاستی‌های آن نیست. مهمترین چالش این روش تحلیل، رویکرد نسبیگرایانه و پساساختارگرایانهی آن است. انتقاد دیگر به این روش، تأکید افراطی آن بر عاملیّت اجتماعی (social agency) و فردیّت (subjectivity) است که در نحوهی اندیشیدن مفسّر تأثیرات ناخودآگاه می‌گذارد. برای دانستن روش تحلیل گفتمان در تجزیهو تحلیل اشعار طنز، به بخش دوم فصل چهارم نگاه کنید.
1-3. بخش سوم: ساماندهی تحقیق
در این تحقیق پس از ذکر کلّیات و روش شناسی، به تحلیل فضای فکری اجتماعی حاکم بر عصر مشروطه. در فصل دوم می‌پردازیم، در فصل سوم نیز ضمن تعریف شعر طنز معروف‌ترین شاعران طنزپرداز عصر مشروطه را معرفی خواهیم نمود، فصل چهارم به تحلیل گفتمان مفاهیم اساسی طنز در شعر مشروطه اختصاص دارد که در این فصل، سعی می‌کنیم این مفاهیم را در ساختار شعریِ برخی از شعرای مطرح این دوره، کندوکاو گفتمانی کنیم و این سوژه‌ها و مفاهیم را در نظام معنایی ادبیّات مشروطه، مورد تحلیل و مداقّه قرار دهیم، و در فصل پنچم به جمع‌بندی و نتیجه‌گیری می‌پردازیم.

فصل دوم
تحلیل فضای فکری اجتماعی حاکم بر عصر مشروطه