شود و این عملی نیست جز از طریق بهبود عملکرد و کارایی که همان بالاتربودن میزان تلاش مالیاتی است. در واقع شاخص تلاش مالیاتی معیار و ملاک مناسبی برای عملکرد مالیاتی یک کشور یا یک منطقه میباشد (صفای نیکو، 1375؛ 15)
1-8- جمعبندی فصل
در این فصل، پس از شرح و بیان مسئله پژوهشی، به اهمیت و ضرورت آن پرداختهشدهاست. سپس هدف و فرضیه مورد نظر جهت رد یا عدم رد مطرح گردید. در بحث بعدی روش پژوهش و کاربرد آن مورد اشاره قرار گرفت و در نهایت به تعریف کلید واژههای مورد استفاده در پژوهش اشارهشد.

فصل دوم
ادبیات موضوع و پیشینه پژوهش
مقدمه
طبق تعریف ” علم اقتصاد، علم تخصیص منابع محدود به نیازهای نامحدود بشری است.11″ لذا با توجه به محدود بودن منابع و نامحدود بودن خواستهها و نیازهای بشری، امر تخصیص و بهینه بودن آن از اهمیت ویژهای برخوردار است. علاوه بر این مسئله، بحث عدالت و توزیع عادلانه درآمدها، دخالت دولت را در اقتصاد لازم و ضروری میسازد. بدین ترتیب اقتصاد بخش عمومی و مالیه عمومی مطرح میشود. “اقتصاد بخش عمومی اثرات سیاستهای مالی، سیاستهای مالیاتی و مخارج دولت را بر موضوعاتی چون تخصیص منابع، توزیع درآمد و ثروت و درنهایت، ثبات اقتصادی مورد توجه قرار میدهد.12” مالیه عمومی معمولاً به مطالعه و بررسی تصمیمات دولت در ارتباط با مالیاتها (یا بهطور کلیتر درآمدها) و هزینهها اطلاق میگردد. مالیه عمومی در سطح خرد به بررسی آثار هزینههای عمومی و مالیاتها روی رفتارهای فردی میپردازد و در سطح کلان به ارزیابی تلاشهای دولت در تعیین یک ترکیب مالیات و هزینه جهت حصول همزمان سطح اشتغال، شاخص قیمتها، رشد تولیدات و موازنه پرداختها مبادرت میورزد.
از سیاستهای پولی و مالی عموماً بهعنوان سیاستهای مدیریت تقاضا یاد میشود. هدف مشترک و کلی سیاستهای پولی و مالی این است که تولید را در نزدیکی اشتغال کامل نگهداشته و سطح قیمتهای موجود را تثبیت نمایند. سیاست پولی از ابزار پولی بهمنظور حصول اهداف کلان اقتصادی مثل تثبیت قیمتها بهره میجوید. ابزار سیاست پولی عبارتند از: نرخ ذخیره قانونی، نرخ تنزیل مجدد، عملیات بازار باز، و کنترل اعتبارات. ولی در سیاست مالی از تغییرات آگاهانه در اندازه، ترکیب و زمانبندی مخارج و درآمدهای مالیاتی دولت استفاده میشود. تغییر نرخ مالیاتها، خرید کالاها و خدمات توسط دولت، استخدام عامل کار و پرداختهای انتقالی، ابزار سیاست مالی هستند.
همانطور که گفتهشد، درآمدهای مالیاتی میتوانند مهمترین روش تأمین مخارج دولت بوده و نقش مهمی در اعمال سیاستهای اقتصادی دولتها ایفا نمایند. درصورتیکه دولتها بتوانند با برنامهریزی از این منبع مهم درآمدی به بهترین نحو استفاده نمایند، اقتصادشان به اهداف مطلوب اقتصادی نزدیکتر خواهدشد. سوالی که در این بین مطرح میشود، این است که آیا برای یک کشور همیشه امکان گسترش درآمدهای مالیاتی وجود دارد، و آیا یک کشور میتواند در صورت تمایل تا هر میزان درآمد مالیاتی خود را افزایش دهد؟ در ادبیات اقتصادی برای پاسخ به این سوال از دو شاخص ظرفیت مالیاتی و تلاش مالیاتی استفاده میشود.
استفاده از شاخص نسبت مالیاتی(نسبت کل درآمد مالیاتی کشور به تولید ناخالص داخلی)، بهعنوان شاخص توان یک کشور در افزایش سهم مالیات در GDP بهتنهایی ممکن است گمراهکننده باشد. چراکه عواملی مانند سطح توسعهیافتگی، دسترسی به ابزارهای مالیاتی مناسب، منابع درآمدی غیرمالیاتی… که عوامل مهمی در تعیین ظرفیت مالیاتی یک کشور بهشمار میروند، درنظر گرفته نمیشوند.
شاخص دوم یعنی تلاش مالیاتی، برای مقایسه بین نسبت مالیاتی بالفعل و نسبت مالیاتی بالقوه بهکار میرود. هرچه نسبت مالیاتی بالفعل فاصله بیشتری با نسبت مالیاتی بالقوه داشتهباشد، کشور مورد بررسی بهعنوان کشوری که تلاش مالیاتی پایینی داشته، قلمداد میشود.
در این فصل ابتدا به تعریف اصطلاحات مختلف در زمینه مالیات پرداخته و انواع مفاهیم مهم مالیاتی معرفی میگردند. سپس به تعریف و مفهوم ظرفیت مالیاتی، تلاش مالیاتی، و عوامل مهم تأثیرگذار بر این دو شاخص پرداخته میشود. نهایتاً تحقیقات انجامشده در این زمینه، در قالب مطالعات داخلی و خارجی بهطور اجمالی مرور میگردند.
2-1- تعریف، مفهوم کلی و اهمیت مالیات:
ریکاردو در تعریف مالیات میگوید: ” آن بخشی از محصول زمین و یا نیروی کار یک کشور است که برای تأمین هزینههای دولتی اختصاص مییابد.” در حال حاضر نیز مالیات در واقع بخشی از درآمد نیروی کار، زمین و یا سرمایه در دسترس افراد و بنگاهها میباشد که توسط دولت اخذ میگردد. منوچهر فرهنگ در فرهنگ علوم اقتصادی خود، مالیات را چنین تعریف میکند: “مبلغی که دولت از اشخاص، شرکتها و مؤسسات بر طبق قانون برای تقویت عمومی حکومت و تأمین مخارج عامه میگیرد. افزون بر خصلت اجباری بودن، یک خصوصیت بارز دیگر مالیات این است که رابطه صحیح دوطرفه یا متناسبی میان میزان مالیات و ارزش خدمات عمومی که مالیاتدهندگان از آن برخوردار میشوند، وجود ندارد.” تعریف دیگری از مالیات عبارت است از: “پرداختهای اجباری برای فعالیتهای مشخص اقتصادی که معمولترین و مهمترین روش تأمین مخارج دولت میباشد. بهعلاوه مالیاتها توانایی افراد را در حق استفاده از منابع اقتصادی که برای مصارف خصوصی در اختیار دارند، کاهش میدهد.13” مالیات یکی از مهمترین ابزار اعمال سیاست مالی دولتها میباشد. اهمیت مالیات تنها از بعد کارایی آن برای دولت مورد توجه نیست، بلکه آثار و فشارهای ناشی از آن، عادلانه یا ناعادلانه بودن آن، تأثیر آن بر کارایی اقتصادی و امثال آن نیز مورد توجه خاص میباشد.
2-2- پایه مالیاتی14

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

پرداخت مالیات بستگی به تعریف روشنی از پایههای مالیاتی15 دارد. یکی از روشهای اندازهگیری توان مالی یک خانوار، بوسیله منابع درآمدی وی میسر است. از منابع در دسترس خانوار، میتوان درآمدهایی که بهدست میآورد، یا بهره یا بازدهیهای حاصل از هر گونه دارایی و ارزش داراییهای سرمایهای که در اختیار وی قرار دارد را نام برد. اینها همگی انواع پایههای مالیاتی را در ارتباط با مالیات بر درآمد تشکیل میدهد. راه دیگری نیز برای اندازهگیری توان مالی فرد وجود دارد و آن سطح مخارج و یا مصرف وی است. بنابراین، کسی که بیشتر مصرف میکند، مالیات بیشتری میپردازد. فرمهای مختلف سطوح مصرف، پایههای مالیاتی مالیات بر مخارج را تشکیل میدهد. تا آنجا که تعاریف مورد استفاده قرار میگیرند، اندازه پایه مالیاتی، تحت تأثیر اندازه و وسعت تخفیفهای مالیاتی ( بر پایه درآمدی) و یا تعداد کالاهایی که شامل میشود ( بر پایه مخارج ) میباشد.
عامل دومی که تعیینکننده دیون مالیاتی است، تعریف واحد مالیاتی16 شامل خانواده، همسران و فرد میباشد. از نظر تاریخی، با زنان از نظر حقوق مالیاتی به عنوان افراد وابسته برخورد میشده است و نرخ بالای تخفیف مالیاتی به مردانی که ازدواج میکردند داده میشد. این نوع تخفیف هنوز در بسیاری از نظامهای مالیاتی وجود دارد. ولی مقدار آن کاهش یافته است و به اغلب خانوادهها اجازه داده میشود تا انتخاب کنند که آیا میخواهند مالیات فردی پرداخت کنند یا مالیات متأهلی.
بنابر مطالب بالا میتوان تعریف مشخص و تقریباً کاملی برای پایه مالیاتی ارائه داد. پایه مالیاتی عبارتاست از: “یک واحد ارزش یا امتیاز یا مالی که مالیات بر آن بسته و عایدی مالیات روی آن محاسبه میشود. این پایه ممکن است ملک یا درآمدهای ویژه سالانه یا قیمت ماترک متوفی، امتیاز یک مؤسسه اقتصادی، یک شغل، حجم، شماره و کیفیت و یا دیگر خواص بعضی اجناس باشد.17” بهعبارت دیگر میتوان گفت هر کالا و یا هر فعالیت اقتصادی را که مالیات به آن تعلق گیرد، پایه مالیاتی مینامند. میتوان معمولترین پایههای اقتصادی مالیاتها را به سه دسته عمده تقسیم کرد: درآمد، مصرف و ثروت. قابل ذکر است که ممکن است مالیات، بر پایهای غیراقتصادی که توسط پرداختکننده مالیات غیرقابل کنترل میباشد، وضع گردد؛ مانند مالیات بر حیات18 یا مالیات سرانه19. این نوع مالیات، پرداختی است یکجا که سالانه باید بهوسیله ه