برآن عرضه شود وآن را با ابزارهایی که فلسفه جهت مصون ماندن از خطا به ما می آموزد همراه کند. قسمتهایی نیز درواقع حاصل تراوشات فکری نگارنده در دوره ی کارشناسی رشته فلسفه است . این مبحث یعنی روش شناسی صحیح در امر پژوهش مستلزم آشنایی با مباحث دیگری همچون پدیدار شناسی8 یا فلسفه ی علم ویا علم هرمنوتیک (تأویل شناسی )یا پاسخ به این سؤالات، که اصلا ًعلم چیست ؟ پروسه و مکانیزم انتقاش آن برنفس (یا بنا به دیدگاه مختلف ذهن یا حافظه یا … ) چگونه است ؟یا اصلا حقیقتی برای شناخت و پژوهش وجود دارد ؟ و هزار پرسش دیگر که همه اینها مقدّم بر این تحقیق هستند؛ دراین تحقیق سعی شده با زبانی ساده مطالب بیان شود تا کسانی که ازمفاهیم بالا، بی اطلاع هستندویا فلسفه نمی دانند، بتوانند بهره مند شوند. از این که بگذریم و موانع دست یابی به حقـیـقـتِ موضوع را را درست طی کنیم ،تازه به مباحث منطقی می رسیم و اینکه چه نوع روش استدلالی برای اعلام نتیجه پژوهش می توان متصّوَر شد . روش های استنتاج منطقی از یافته های پژوهش ، خود داستان دیگری است که دراین پژ‍وهشِ مختصرنه مى شود و نه مى توان به همه ی آن مباحث به طور مشروح پرداخت.
نگارنده سعی نموده مباحث رابیشتر در وادی حقوق بین الملل مطرح کند اما در برخی موارد برای فهم بهتر موضوع ،ناگزیر از آن است تا مثال هایی از علوم تجربی ذکرنماید تا مطلب برای خوانندگان ملموس تر و گویاتر باشد .

بخش اوّل
کلیّات
فصل اوّل
آشنایی با اصول روش شناسی
چنانکه درعلم اُصول ویا اُصول فقه بحث می شود ودانش پژوهان علوم دینی نیزاز این قاعده زیاد استفاده می کنندکه “مقدّمه ی واجب، واجب است”. به طور مثال اگربه کسی امرکنندکه بربالای بام رود؛ انجام مقدّمات کار، که همان تهیه نردبان است نیزجزء آن فعل محسوب می شود. لذا در این فصل ناگزیربایدبا اصول روش شناسی آشنا شویم واین دور افتادن از موضوع اصلی نمی باشد. وقتی در ساحت روش شناسی حقوق بین الملل گام می نهیم با اصطلاحات و علومی مواجه می شویم که شاید مسقیماً از موضوعات حقوق بین الملل سخن نمی گویند اما برای فهم روش شناسی حقوق بین الملل آشنایی با آن ها لازم است . وقتی سخن از معرفت شناسی و یا هستی شناسی حقوق بین الملل می کنیم اگر تصور کلی و صحیحی از این علوم بنیادین نداشته باشیم نمی توانیم ارتباط آن علوم درجه دوم را با حقوق بین الملل درک کنیم.

بند اول ـ تعاریف
روش شناسی معادل لغت “متدولوژی” بکار می رود . لغت “متد” از واژه‌ی یونانی “متدوس” به معنی “روش”است که “متا” به معنای “در طول ” و “اودوس” یعنی “راه”، گرفته شده و مفهوم آن در پیش گرفتن راهی برای رسیدن به هدف و مقصودی با نظم و توالی خاص است. 9 اصطلاح روش، هم به خودِ راه اشاره دارد و هم به قواعد و ابزارهای رسیدن به آن. در زبان عربی روش را “منهج”، و روش‌شناسی را “منهجیه” می نامند. روش در معنای خاص خود به عنوان یک اصطلاح تخصّصی عبارت است از فرایند عقلانی یا غیرعقلانی ذهن برای دستیابی به شناخت و یا توصیف واقعیت. در معنای کلّی‌تر، روش هرگونه ابزار مناسب برای رسیدن به مقصود میباشد. روش ممکن است به مجموعه راه‌هایی که انسان را به کشف مجهولات هدایت میکند، مجموعه قواعدی که هنگام بررسی و پژوهش به کار میروند، و مجموعه ابزار و فنونی که آدمی را از مجهولات به معلومات راهبری میکند، اطلاق شود.10
فیلیپس شاله در تعریف روش‌شناسی می‌گوید: “فلسفه‌ی علمی را منطق عملی یا متدلوژی (شناخت روش) نیز می‌توان نامید. این فلسفه قسمت مهم منطق است که خود، مطالعه حقیقت و علم قوانین استدلال است. متدلوژی، یعنی مطالعه‌ی نفسانیات عالم با روش صحیح. متدلوژی علمی است دستوری؛ زیرا برای فکر، قواعدی مقرّر می‌دارد و تعیین میکند که انسان چگونه باید حقایق را در علوم جستجو کند”.11حتّی “روش‌شناسی”، “روش تحقیق”، “نظریه”، “مدل”، “مکتب”، “چارچوب نظری” از نبود اجماع در موردشان رنج میبرند.. دعوای اثبات‌گرایان12و مخالفان ایشان دربارهی اتحاد یا عدم اتحاد روش‌های علوم تجربی و علوم انسانی به سرانجام مشخصی نرسیده است. 13
ممکن است مشکلات روششناسانه‌ی علوم انسانی و علوم تجربی به حقوق بین الملل نیز وارد شود، در خود حقوق بین الملل نیز به نوبه‌ی خود معضلاتی وجود دارد. حقوق بین الملل در چند دهه‌ی قبل، محل نزاع بود که آیا شایسته‌ی ملقب شدن به عنوان یک “علم” است یا خیر. اگر امروزه به علم بودن آن میتوانیم تکیه کنیم، باید اعتراف کنیم که حقوق بین الملل، علمی جوان محسوب میشود. 14
بند دوم ـ موضوع روش شناسی
روش‏شناسى، شناخت شیوه‏هاى اندیشه و راه‏هاى تولید علم و دانش در عرصه‌ های معرفت بشرى است . موضوع این دانش، شناخت روش های حصول علم و معرفت است، و روش در ارتباط مستقیم با عواملى نظیر موضوع یک علم ، هدف آن علم و هستى‏شناسى و معرفت‏شناسى‏اى است که معرفت بر اساس آن شکل مى‏گیرد. معرفت، خصوصاً اگر کاربردى باشد، در روش خود از نظریه‏اى که مبتنى بر آن است نیز تأثیرپذیر مى‏باشد.15
بند سوم : انواع روش و روش‏شناسى
برای روش شناسی تقسیم بندی های مختلفی چه از بعد معناشناسی و چه بعد علم شناسی قائل شده اند که دراین پژوهش به مهمترین آنها اشاره می شود:
1-3- روش‏شناسى نوع اول و دوم
روش‏شناسى به عنوان یک علم مى‏تواند به نوبه‌ی خود موضوع دانش دیگرى قرار گیرد که آن دانش به مطالعه‌ی روش‏شناسى‏ها مى‏پردازد، یعنى مى‏توان روش‏شناسى‏هاى مختلف را که متأثر از دیدگاه‏هاى فلسفى و نگرش‏هاى معرفت‌شناختى مختلف هستند، موضوع یک روش‏شناسى جدیدى قرار داد که نسبت به روش‏شناسى‏هاى پیشین یک علم درجه دوم به حساب مى‏آید. این نوع از روش‏شناسى را مى‏توان روش‏شناسى نوع دوم و روش‏شناسى‏هاى پیشین را که موضوع آن هستند روش‏شناسى نوع اوّل نامید.16
2-3- روش شناسی در معنای محدود و وسیع درحقوق بین الملل
هرعلم متدولوژیِ خاص خود را دارد اما به این معنا نیست که وجوه اشتراکی بین روش شناسی های علوم انسانی وجود ندارد . درمورد روش شناسی حقوق بین الملل هیچ تعریفی که مورد قبول همگانی باشد وجود ندارد .17 دراین پژوهش روشهایی که قرار است معرفی شود، از روشهای درون حقوقی که برای تعیین قواعد مختلف حقوق مورد نظر است متمایز است. برای مثال، یک قاضی باید این روشها را برای تعیین قواعدی که می خواهد در یک پرونده خاص اعمال کند به کار گیرد. او باید نخست وجود این قواعد و سپس محتوای آنها رامشخص کند. این روش شناسی(درمعنای محدود) متمایز است از نظریه های حقوق بین الملل، که موضوعش نظام حقوقی بین المللی همراه با مبانی و ساختار آن است(درمعنای وسیع)، لیکن این تمایز و جدایی مطلق نیست. گاهی روشهای مورد استفاده برای تشخیص وجود قواعد، در واقع، گاهی با مفهوم کلی جنبه های بنیادین نظام حقوقی بین المللی رابطه تنگاتنگ دارد . 18
3-3-کاربردهای اصطلاح روش
وقتی از روش و واژگان مربوط به آن استفاده می‌کنیم، باید توجه داشته باشیم که نسبت به کدام سطح از روش سخن میگوییم. به شکل خلاصه، می‌توان گفت واژه‌ی روش و مشتقّات آن ممکن است در هشت معنا یا سطح به کار رود:19
1- روش معرفت : روش به این معنا، ممکن است فلسفی (عقلی)، علمی (تجربی)، شهودی یا نقلی باشد.
2- نوع استدلال: گاهی روش به معنای نوع استدلال به کار می‌رود. از این حیث روش می‌تواند قیاسی یا استقرایی، لمی یا انی یا غیر آن باشد.
3- روش‌ها یا فنون گردآوری اطلاعات: برای جمع‌آوری‌ اطلاعات از چهار روش عمده می‌توان بهره برد: روش مشاهده، روش پرسش‌نامه، روش مصاحبه، و روش کتابخانهای. این روشها به معنای دقیق کلمه، فن تحقیق هستند نه “روش” تحقیق.20
4- روش تحلیل داده‌ها: پس از گردآوری اطلاعات،
نوبت به تحلیل آنها می‌رسد. روش تحلیل داده‌ها می‌تواند “کلاسیک” یا “آماری” باشد. به قول موریس دوورژه، روش کلاسیک از روش‌های نقد ادبی و نقد تاریخی مشتق شده‌اند و برای تحلیل درونی اسناد به کار می‌روند، در حالی که روش آماری و کمی به علومی مانند اقتصاد و جامعه‌شناسی و یا تحلیل کمّی متن اختصاص دارد.
5- سطح تحلیل: معمولا در پژوهشها و پایان‌نامهها از روش توصیفی ـ تحلیلی و امثال آن نام می‌برند. این معنای روش به سطح تحلیل نظر دارد. روش تحقیق به این معنا در نگاه کلی خود به دو روش توصیفی و روش هنجاری تقسیم میشود. تحقیق هنجاری به ارائه‌ی بایدها و نبایدها میپردازد.
6- روش سامان دادن پژوهش: یکی از کاربردهای روش، روش تحقیق به معنای روش سامان دادن پایان‌نامه، رساله و به‌طور کلی