لهِ اَکبرٌ و بزرگتر از هر نعمت مقام رضا و خشنودی خدا را به آنان کرامت می‌فرماید.” (توبه/ 72)
سعدی بندگان خدا را نصیحت می‌کند که راضی به رضای خداوند تعالی که نعمت‌های بی شماری را به بندگان خود می‌بخشد، شوند و در برابر او تسلیم باشند، که راضی به رضای خدا بودن و تسلیم در برابر حکم و رای او بودن انسان را به مقامات والایی می‌رساند که همه چیز تحت فرمان اوست و گویا خداوند است که فرمان می‌دهد، چنانکه سعدی در حکایت صاحب دلی که همه چیز تحت فرمان اوست وقتی از او می پرسند:
چه کردی که درنده رام تو شد
نگین سعادت به نام تو شد
(211/42)
در جواب می‌گوید:
بگفت ار پلنگم زبون است و مار
و گر پیل و کرکس، شگفتی مدار
تو هم گردن از حکم داور مپیچ
که گردن نپیچد ز حکم تو هیچ
(213-212/41)
سعدی به حاکمان هشدار می‌دهد که اگر می خواهی خداوند با تو باشد تو نیز از حکم خداوند سرپیچی نکن
چو حاکم به فرمان داور بود
خدایش نگهبان و یاور بود
محال است چون دوست دارد تو را
که در دست دشمن گذارد تو را
(215-214/41)
در واقع سعدی رضا و تسلیم در برابر رای خداوند را به عنوان یک اصل کلی برای سعادت وکامیابی بشر می‌داند و می‌گوید:
ره این است، روی از طریقت متاب
بنه گام و کامی‌که داری بیاب
(216/41)
در برابر تیر قضا و سرنوشت بهترین سپر و پناه گاه را رضا و تسلیم در برابر حکم و رأی خدا می‌داند
چو رد می نگردد خدنگ قضا
سپر نیست مر بنده را جز رضا
2620/141
افرادی که عاشق خداوند هستند و تنها رضایت او را می جویند، برای مال و قدرت دنیوی و تفاوت دیگران ارزشی قایل نیستند و جان خود را در راه او تقدیم می‌کنند:
حریقان خلوت سرای الست
به یک جرعه تا نفخ? صورمست
به تیغ از غرض برنگیرند چنگ
که پرهیز و عشق آبگینه است و سنگ
(1716-1715/104-103)
اشخاصی که درونشان از شهوت پاک است و به رضای الهی خشنودند زر و خاک برایشان یکسان است زیرا دل به دنیا نمی‌بندند و گرفتار امور دنیوی نمی‌شوند:
شنیدی که در روزگار قدیم
شدی سنگ در دست ابدال سیم
نپنداری این قول معقول نیست
چو راضی شدی سیم و سنگت یکی است
چو طفل اندرون دارد از حرص پاک
چه مشتی زرش پیش همت چو خاک
2813-2811/149
پس باید تسلیم فرمان او بود و از فرمان او سرپیچی نکنیم.