مورگان، تعداد 300 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شده است. نحوه انتخاب افراد نیز به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای و نهایتاٌ تصادفی ساده میباشد. ابزار این پژوهش، پرسشنامه ساخته شده بر اساس مدل مفهومی و اهداف پژوهش بوده است. برای انجام تجزیه و تحلیل در بخش توصیفی از توزیع فراوانی متغیرها، میانگین و در بخش آمار استنباطی از آزمونهای آماری تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، آزمون ناپارامتری فریدمن و آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده می گردد.
8-1 قلمرو پژوهش
تحقیق حاضر به لحاظ قلمرو، در سه حیطه محتوایی، مکانی و زمانی انجام گرفته است. این قلمروها به شرح زیر میباشند:
الف- قلمرو محتوایی یا موضوعی: تحقیق حاضر به لحاظ محتوایی، به ” شناسایی عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی در گروه صنعتی زرماکارون” پرداخته است.
ب- قلمرو سازمانی: قلمرو مکانی تحقیق حاضر، شرکت زرماکارون می‌باشد.
ج- قلمرو زمانی: قلمرو زمانی این تحقیق، سال 1392 می‌باشد.
9-1 تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش
– کارآفرینی: فرآینــدی است که منجر به ایجــاد رضایتمندی و یا تقاضای جدید میگردد. کارآفرینی عبارت اسـت از فرآینـد ایجـاد ارزش از راه تشکیل مجموعهُ منحصر به فردی از منابع به منظور بهرهگیری از فرصتها(احمدپورداریانی،1380: 6).
– کارآفرین: فردی که مسوُلیت اولیه وی جمعآوری منابع لازم برای شروع کسب و کار است و یا کسی که منابع لازم برای شروع و یا رشد کسب و کاری را بسیج مینماید و تمرکز او بر نوآوری و توسعه فرآیند، محصول یا خدمات جدید میباشد. به عبارت دیگر، کارآفرین فردی است که یک شرکت را ایجاد و اداره میکند و هدف اصلیاش سودآوری و رشد است. مشخصه اصلی یک کارآفرین، نوآوری میباشد(احمدپورداریانی،1380: 6).
– کارآفرینی سازمانی: فرآیندی است که در آن محصولات یا فرآیند های نوآوری شده از طریق القاء و ایجاد فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان از قبل تاُسیس شده، به ظهـور می رسند. به عبارتی دیگر: فعالیتهـای کارآفرینانـه فعالیت هایی است که از منابـع و حمـایت سازمانی به منظور دستیابی به نتایج نـوآورانه برخـوردار می باشد(مقیمی، 1383: 5).
جدول(1-1). توصیف متغیرهای اصلی به تفکیک ابعاد متغیرها، شاخص ها، پرسش ها / گویه ها
ابعاد متغیرهاشاخصهاپرسشها / گویههاعوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی
خطرپذیری
(ریسکپذیری)برای کسب وضعیت بهتر حاضرم ریسک کنم حتی اگر از وضع فعلی خود راضی باشم.گاهی اوقات حاضرم به خاطر سود بیشتر ریسک های بالاتری را بپذیرم.خطر کردن نمک زندگی است.وقتی حاضرم به ریسکهای بالاتری دست بزنم که ارزش آن را داشته باشد.نتایج مطلوبتر معمولاً مرا به این امر وا میدارد که در جهت آنها خطرات بیشتری را بپذیرم. توفیقطلبی
(نیاز به موفقیت)هرچه از زندگی بخواهم به دست می آورم زیرا در راه رسیدن به آن، سخت کار می کنم.از طریق سختکوشی، پافشاری و توانایی؛ می توانیم هر چیزی را در زندگی، تغییر دهیم.افراد معمولاً به آنچه استحقاقش را دارند، دست می یابند.به دست آوردن آنچه که می خواهم، کمتر به اقبال و شانس بستگی دارد.با تلاش بیشتر می توانم در وضعیت فعلی ام تغییر ایجاد کنم.ایدهپردازی
(ایدهسازی ذهنی)اغلب ایده های خوبی را مطرح می کنم، مخصوصاً وقتی که هیچ کاری انجام نمی دهم.در مراحل انجام هر کاری، دارای ایده های جدید هستم.برای انجام کارهایی که قبلاً توسط هیچ کس انجام نشده، اغلب به تخیل روی می آورم.از این که با دیگران در مورد ایدههای گوناگون بحث کنم، لذت می برم.از صرف وقت خود بر روی ایده های جدید لذت میبرم، حتی اگر این ایدهها مزایای عملی همراه نداشته باشد. عملگرایی
(نتیجهگرا بودن)
وقتی بخش مهمی از کارم را انجام میدهم، معمولاً با حصول نتیجه راضی می شوم.از خوب انجام دادن وظایف خود لذت می برم.افرادی را که در جامعه به موفقیت بالایی رسیده اند تحسین می کنم.خوب انجام دادن کار مهمتر از تلاش برای راضی کردن دیگران است. داشتن پشتکار برای موفقیت در کارها خیلی مهم است.توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی فرهنگ درک تغییر و کشف فرصتهای جدیدفرصت شناسی و فرصت جویی در کاردرک پذیرش تغییر و تحول در بین کارکنان یادگیری از اشتباهاتدرک تغییرات جدید و کشف فرصتهای مناسب خلاقانهفراگیری مستمر دانش و مهارتهای حرفهای و تخصصیفرهنگ خلاقیت و نوآوری
ارزش دادن به فعالیتهای خلاق و نوآوری توسط کارکنان میزان استقبال کارکنان از موقعیت‌های دشوارروحیه نوآوری و خلاقیت در کارکنانتشویق کارکنان به طرح سوالات در زمینه شیوههای انجام بهتر فعالیتهای اداری تشویق کارکنان به خلق ایدههای جدید و بکارگیری آنهافرهنگ تحریک و پرورش انگیزه‌ها حس و انگیزه ارزشمند بودن و مهم بودن در بین کارکناننظام تشویقی و تنبیهی مناسب و موثر دریافت حقوق و مزایایِ مناسب در ازای عملکرد شایستهوجود محرکهای مادی و حمایتهای مالی به منظور سهیم کردن کارکنان در منافع شرکت میزان اشتیاق و رغبت کارکنان به انجام مطلوب کارهافرهنگ استقلال‌طلبی و مسؤولیتپذیری تعهد و مسئولیتپذیری نسبت به تصمیمات اتخاذ شده در اولویت قرار داشتن مسائل سازمانی نسبت به مسائل شخصیاحساس تعلق به سازمان و شریک بودن در منافع آنوجود شخصیت مستقل کاری در بین کارکنان به بکارگیری افراد و نیروهای تهورطلب و جسور در فعالیتهای مختلف 10-1 ساختار پژوهش
پژوهش حاضر با عنوان شناسایی عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی در گروه صنعتی زرماکارون در پنج فصل انجام میشود. فصل اول به طرح پژوهش اختصاص یافته است که شامل بیان مسئله، اهمیت و ضرورت مسئله، اهداف و فرضیه یا پرسشهای تحقیق، قلمرو پژوهش، تعریف عملیاتی متغیرها و ساختار پژوهش میباشد. در فصل دوم، مباحث تئوریکی مرتبط با چارچوب نظری پژوهش و پیشینه تحقیق به همراه مدل پژوهش ارائه میگردد. فصل سوم نیز به روششناسی تحقیق اختصاص داشته و فصل چهارم بر اساس روش تحقیق و دادههای بدست آمده از پرسشنامه به تجزیه و تحلیل یافتههای تحقیق، میپردازد. نهایتاً اینکه فصل پنجم نیز، به خلاصهای از نتایج و یافتههای توصیفی، استنباطی تحقیق و پیشنهادها همراه با محدودیتها اختصاص مییابد.
11-1 مدل مفهومی پژوهش:
مدل مفهومی عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی از دیدگاه پارسونز
(Thompson & ALVY, 2000)
1-2مقدمه
نخستین گام جهت شناخت و تبیین درست هر مفهوم یا پدیده، ارائه تعریف روشن از آن است. کارآفرینی همانند سایر واژه‏های مطرح در علوم انسانی هنگامی قابل تحلیل و تبیین می‏باشد که بتوان تعریف یا تعارف روشن و مشخصی از آن ارائه نمود. از آنجا که مفاهیم علوم انسانی در زمره مفاهیم قطعی علوم فیزیک و شیمی به شمار نمی‏رود، ارائه یک تعریف قطعی و مشخص برای واژه‏های آن، کاری دشوار و حتی غیرممکن است. در این میان، کارآفرینی نیز یکی از واژه‏هائی است که تعریف واحدی برای آن وجود ندارد و از ابتدای طرح آن در محافل علمی، تعاریف متفاوتی از دیدگاه‏های گوناگون برای آن ارائه شده است. هدف از این مبحث، بررسی تعاریف متعدد ارائه شده از طرف صاحبنظران است که هر کدام برحسب زمینه علمی و تجربی خود مطرح کرده‏اند. تنوع و گوناگونی برداشت‏ها از مفهوم کارآفرینی، از نکات جالب توجه در این مورد است که به نوبه خود مشکلاتی را به همراه داشته است. برخورد صاحبنظران با مقوله کارآفرینی همچون برخورد افراد نابینایی است که با موجودی مواجه می‏شوند و هرکدام متناسب با عضوی از حیوان که لمس می‏نمایند به توصیف آن می‏پردازند. از این رو درک کامل موضوع کارآفرینی نیازمند داشتن دیدگاه بین رشته‏ای است چرا که کارآفرینی برحسب ماهیت خود و برحسب توجه محققین رشته‏های مختلف از دیدگاه‏های اقتصادی، روانشناسی، جامعه‏شناسی و حتی تاریخی تعریف شده است.
بنابراین، با توجه به مطالب فوق چنین استنتاج می‏شود که ارائه تعریف کارآفرینی از اهمیت بالائی برخوردار است. یک تعریف از سوئی در معنای دقیق خود مجموعه‏ای از اصطلاحات و عبارات مترادف با واژه تعریف شده را ارائه می‏دهد (تعریف لفظی)، و از سوی دیگر شرایطی را به وجود می‏آورد که برای کاربردی کردن واژه‏، هم لازم است و هم کافی (تعریف عملیاتی). ارائه این تعاریف در دو بعد لفظی و عملیاتی به توسعه پارادایم‏ها که در معنای دقیق خود قابل تعریف نیستند، می‏انجامد و زمینه برخورد با واقعیت‏ها را هموارتر می‏نماید. به طور کلی، در تعاریفی که از کارآفرینی ارائه خواهد گردید، تفاوت‏های مغایر