و متناقضی به چشم می‏خورد. اما بر این نکته اتفاق نظر هست که اصطلاح کارآفرینی دست کم بخشی از کارکرد تصمیم‏گیری را در جهت هدایت عملیاتی سازمان دربرمی‏گیرد. وجود تفاوت‏ها در تعریف کارآفرینی از سویی نشان دهنده گستردگی و اهمیت موضوع است که می‏تواند از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گیرد و از سوی دیگر نشان دهنده پویائی موضوع است که زمینه ارائه مدل‏ها، تئوری‏ها و نظرات متفاوتی را فراهم می‏آورد.
در این فصل، ابتدا تعاریف واژه کارآفرینی ارائه می‏شود و سپس تعاریف ارائه شده مورد تحلیل قرار می‏گیرد. به طور کلی، در راستای ارائه تصویری روشن از تعاریف گوناگون باید توجه شود که هر محققی با توجه به زمینه تخصصی خود به این موضوع نگاه کرده است. برای روشن شدن مطالب لازم است اشاره شود که اقتصاددانان بیشتر نقش‏های کارکردی کارآفرین را مورد مطالعه قرار داده و جامعه‏شناسان و روانشناسان نیز ابعاد فرهنگی و اجتماعی تأثیرات محیط بر فرد و ویژگی‏های شخصی وی را بررسی کرده‏اند. در ادامه فرآیند کارآفرینی، مدلهای کارآفرینی سازمانی آورده شده است.
2-2 مفهوم کارآفرینی
واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی Entreprendre به معنای “متعهد شدن”2 نشأت گرفته است. بنابر تعریف واژه‏نامه دانشگاهی وبستر3: کارآفرین کسی است که متعهد می‏شود مخاطره‏های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل کند. واژه کارآفرینی دیر زمانی پیش از آنکه مفهوم کلی کارآفرینی به زبان امروزی پدید آید، در زبان فرانسه ابداع شد. در اوایل سده شانزدهم میلادی کسانی را که در امر هدایت مأموریت‏های نظامی بودند، کارآفرین می‏خواندند. از آن پس درباره دیگر انواع مخاطرات4 نیز همین واژه با محدودیت‏هایی مورد استفاده قرار می‏گرفت. از حدود سال 1700 میلادی به بعد، فرانسویان درباره پیمانکاران دولت که دست‏اندرکار ساخت جاده، پل، بندر و تأسیسات بودند، به کرات لفظ کارآفرین را بکار برده‏اند (Cochran,2004:26).
کارآفرینی، فرآیندی است که منجر به ایجاد رضایتمندی و یا تقاضای جدید می‏گردد. کارآفرینی عبارت است از فرآیند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه منحصر به فردی از منابع به منظور بهره‏گیری از فرصتها. کارآفرینی، خلاقیت و کسب و کارهای مخاطره‏آمیز، سوخت موتور اقتصاد مدرن را فراهم می‏کنند. اهمیت این سه عنصر نمی‏تواند اغراق‏آمیز باشد. کارآفرینان که در رأس کسب و کارهای مخاطره‏آمیزند، در جستجوی فرصت‏ها هستند، و خلاقیت‏ها اغلب ابزاری برای موفقیت آنها تلقی می‏شوند. کارآفرینان به عنصر تغییر به عنوان یک پدیده معمولی می‏نگرند، و همیشه در جستجوی تغییر هستند به آن واکنش نشان می‏دهند و از آن به عنوان یک فرصت، بهره‏برداری می‏کنند. کارآفرینان منابع را از حوزه‏هایی که بهره‏وری پایین دارند به حوزه‏هایی که دارای بهره‏وری بالاتری هستند، تغییر مکان می‏دهند (Dunphy, 2004:1).
کارآفرینی فرآیندی است که در محیط‏ها و مجموعه‏های مختلفی اتفاق می‏افتد و طی آن تغییرات در سیستم اقتصادی از طریق نوآوری‏های افرادی که به فرصت‏های اقتصادی واکنش نشان می‏دهند، رخ می‏دهد که این باعث ایجاد ارزش فردی و اجتماعی خواهد شد
(Echols & Neck, 1998:1).
استیونسون و همکارانش معتقدند که کارآفرینی عبارت از فرایندی است که فرصت‏ها به وسیله افراد (یا برای خودشان یا برای سازمان‏هایی که در آن کار می‏کنند)، بدون توجه به منابعی که در کنترل آنهاست، تعقیب می‏شود (Hurley, 1999:2).
اساساً کارآفرینان و رفتار کارآفرینانه در هر زمینه‏ای یافت می‏شوند، که مهمترین این زمینه‏ها عبارتند از:
1ـ کسب و کار تجاری
2ـ امور اجتماعی، بویژه در پیشگامی‏ها و ابتکارات فردی (معمولاً کارآفرینی اجتماعی نامیده می‏شود) و پیشگامی و ابتکارات بخش عمومی (کارآفرینی مدنی5).
3ـ امور علمی
4ـ امور هنری
5ـ امور ورزشی
6ـ خدمت سربازی و نظام وظیفه
7ـ اموز اکتشافی و ماجراجویانه (Thompson & Geoff & Lees, 2000:5)
کارآفرینی صرف‏نظر از زمینه‏ای که در آن فعالیت می‏کند دارای سه عنصر کلیدی است:
1ـ بینش
2ـ کسی با مهارت‏های رهبری که می‏تواند بینش را به صورت عملیاتی در آورد.
3ـ اراده‏ای که چیزی را بنا کند. در آن رشد کنند و پایدار بماند
(Thompson & Geoff & Lees, 2000:2).