اس روش تحلیلی-توصیفی به دستهبندی مطالب حاصل از ترجمه کتب و مقالات که دادههای خام طرح را تشکیل میدادند، پرداخته شد.
فصل اول این رساله به بیان کلیات از جمله بیان مسئله، ضرورت و اهداف انجام تحقیق در زمینه مربوطه و بررسی چگونگی ارتباط و حقوق مالکیت فکری و حقوق فضا و بیان تعارضات احتمالی بین این دو اختصاص یافته است. برای این منظور، معاهدات موجود در هر دو زمینهی حقوق فضا و مالکیت فکری مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است.
در فصل دوم به مسئلهی مصادیق حقوق مالکیتفکری در ماوراء جو میپردازیم. این مصادیق، انواعی از حقوق مالکیت فکری چون اختراعات ایجاد شده در ماوراء جو، علائم تجاری و موضوعات کپیرایت در دادههای سنجش از راه دور را دربرمیگیرد که در این رساله بیشتر تمرکز بر حمایت کپیرایت از دادهها و موضوع اختراعات میباشد.
در فصل سوم این رساله نیز به موضوع حمایت و تامین منافع عمومی در برابر اعطای حقوق انحصاری مالکیت فکری و موضوع انتشار اطلاعات و دادهها به عنوان حق بنیادین بشری و بررسی دیدگاه کشورهای اروپایی و امریکا در این حوزه پرداخته شده است و در نهایت در فصل آخر، موضوعات کاربرد قاعده حل تعارض و تاکید بیش از حد سرزمینی بودن حقوق در مالکیت فکری مورد بررسی قرار میگیرد و در این راستا، راهحلهای ارائه شده در قوانین کشورها با بررسی رویه قضایی در اروپا و امریکا بیان میشود.
مبحث اول-مفاهیم
در راستای بررسی موضوع و روشنسازی ابعاد آن، ابتدا به تبیین مفهوم فضا و ارائه معیارهای اعلام شده در این زمینه میپردازیم و سپس از طریق کسب دیدی واضحتر از مفهوم فضا، چگونگی ارتباط حقوق مالکیتفکری در ماوراءجو و حقوق فضا را شرح خواهیم داد .

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

گفتاراول-معیارهای ارائه شده در تحدید حدود1 ماوراء جو
تاکنون در تحدید حدود ماوراءجو، معیارها و پیشنهاداتی مطرح شده است که از جمله این پیشنهادات، میتوان به معیار ارائه شده توسط طرفداران کنترل موثر استاندارد هوا فضا اشاره کرد که رویکرد آنان بر اساس توانایی دول مادون در اعمال کنترل بر فضای بالای سرزمینشان میباشد، لیکن انتقاداتی در برابر این گروه وارد شده است که چنین رویکردی منجر به معیار متفاوت و نابرابر در بیشتر کشورها خواهد شد2. دیگر گروه، طرفداران معیار تعادل جاذبهای3 مانند جوزف کرول4 هستند که اعلام میکنند تعریف باید بر اساس تعادل در جاذبه و کشش بین زمین و اجرام آسمانی مجاور آن باشد، لیکن این استدلال نیز با اقبال روبرو نشد چرا که به طور مثال تعادل کششی بین زمین و ماه تقریبا سیصد هزار کیلومتر از زمین می شود یعنی فاصلهای فراتر از چیزی که عرفا به عنوان اتمسفر شناخته میشود.
دیگر معیار ارائه شده استفاده از برد بالای اتمسفر یعنی قسمت خارجی جو به عنوان حد فاصل میباشد، در آنجا مولکولهای اتمسفر با یکدیگر تصادم پیدا کرده و سپس به محل نخستین خویش باز میگردند و در هر ساعت پیرامون بیست هزار کیلومتر را طی میکنند(فاصله طی شده توسط هر مولکول بسیار کمتر از یک میکرون می باشد) و مسیر آزاد میانگین، فاصلهای است که یک حجم مشخص از مولکولهای هوا در اتمسفر طی میکنند و در لایههای بالایی اتمسفر حجم مولکولی کاهش و مسیر طولانیتر میشود، در این منطقهی به اصطلاح افشانه مانند خروجی جو، که تقریبا صد کیلومتر از سطح زمین میباشد، نیروی کششی ضعیفتر شده و اتمهای هیدروژن از نیروی جاذبهی زمین فرار میکنند. با این وجود قسمت خروجی جو یک تحدید حدود مناسب نخواهد بود زیرا با تغییر فصل، ارتفاع و فعالیت خورشیدی تغییر مینماید5.
نظر گروه دیگر حاکی از آنست که که لایهی خاصی از اتمسفر به عنوان حد فاصل تلقی شود اما این نظریه نیز با مخالفت روبرو گشته است زیرا موقعیت یک لایه برگزیده شده به عنوان حد فاصل در طول زمان و تغییر ارتفاعات متفاوت میباشد. پیشنهاداتی چون یک فشار یا غلظت خاص به عنوان معیار نیز اعلام شد لیکن به دلیل تغییرپذیری نتایج حاصله مورد انتقاد قرار گرفت. دیگر پیشنهادات شامل حداکثر ارتفاع پرواز هواپیما، حداکثر ارتفاع حضیض6 و تصویر منطقهی میانی است ولیکن امکان تحقق این معیارها بر اساس تغییرپذیری اتمسفر در طول زمان، غلظت، ارتفاع و عوامل دیگر مورد تردید است7. به عقیده بسیاری بهترین روش، رویکرد عملکردگرایانه8 میباشد یعنی پیشبینی با مد نظر قرار دادن تلاشهای هوایی و فضایی در مقایسه با معیار فیزیکی. در واقع، معیار عملکردگرایانه به ماهیت فعالیت انجام شده مستقل از مرزهای ماوراءجو اشاره میکند. بنابراین، نکته اصلی در این رویکرد، توجه به اهداف یک ماموریت خاص میباشد9.
بند اول-آینده موضوع تحدیدحدود
در 19 دسامبر 1966 مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامهی 2222 را تصویب کرد که از کوپوس که کمیته استفاده صلحآمیز از ماوراءجو سازمان ملل میباشد، شروع مطالعه در خصوص تعریف ماوراءجو و استفاده از فضا و اجرام آسمانی شامل مفاهیم متنوع ارتباطات فضایی را درخواست نمود. در این راستا، کوپوس از کمیتههای فرعی علمی و تکنیکی ماوراءجو در ایجاد فهرستی از معیارهای علمی که کمککننده به تعریف ماوراء جو هستند، دعوت نمود. پاسخ کمیته با گزارشی که نمایانگر عدم امکان شناسایی معیار علمی و تکنیکی بود اعلام گشت. پس از آن، مجمع عمومی سازمان ملل، مجددا کوپوس را به مطالعهی پاسخ تحدید حدود ماوراءجو رهنمون کرد، ولیکن در حال حاضر نیز تحدید ماوراءجو نیازمند مطالعه، تحقیق و بحثهای بیشتر در کمیته مربوطه میباشد. زیرا موضوع تحدید حدود، همیشه رزمگاهی برای متخصصان و کارکردگرایان به شمار رفته است، به طور مثال، در 1976 بلژیک که از طرفداران رویکرد کاربردگرایانه بود پیشنهاد مرز صد کیلومتر را ارائه کرد10 لیکن در آن زمان امریکا با این پیشنهاد مخالفت کرد و در 1979 یک پیشنهاد بسیار مشابه با نمونه مخالفت شده را ارائه نمود11. با این حال، آلمان، امریکا و انگلستان اعلام کردند هیچ فوریتی برای تعیین حدود وجود ندارد12.
بیان این نکته ضروری است که امروزه با ظهور شاتلهای فضایی که مانند فضاپیماهای دیگر بلند میشوند اما مانند یک هواپیما فرود میآیند و باعث حضور انسان در مکانهایی که قبلا نمیشناختهاند شده است، موضوع تحدید حدود ابعاد متفاوتی پیدا کرده است. در نتیجه، با خلا قانونی در این زمینه مواجه هستیم و اکنون بیش از گذشته ارائه تعریفی از آن در سطح بینالمللی ضروری احساس میشود.
مبحث دوم-ارتباط حقوق مالکیت فکری و فضا
علی رغم این حقیقت که تکنولوژی فضایی از پیشرفتهترین حوزههای تکنیکی میباشد تنها در ده سال اخیر، موضوع حقوق مالکیتفکری در فضا با دقت بیشتری مورد بحث واقع شده است، این موضوع از چندین علت نشات میگیرد که در ذیل به آنها پرداخته میشود.
1-علت مطرح شدن این موضوع تکامل کنونی صنعت هوا و فضا میباشد به طوریکه امروزه با سرمایهگذاری بخشهای عمومی و خصوصی منافع بیشتری در این حوزه در حال شکلگیری است13. با ایجاد شاتلها و وسایل پرتابی قابل استفاده مجدد، انقلاب بزرگی در صنعت فضا ایجاد شده است به گونهای که با کاهش هزینه فعالیتهای فضایی، فعالیت هر چه بیشتر موسسات خصوصی در این حوزه دردهههای آینده قابل پیش بینی است14، شاهد مثال این موضوع قراردادهای لیسانسی است که بین نهادهای دولتی و بخشهای خصوصی منعقد میشود و به دلیل هشیاری بیشتر موسسات خصوصی نسبت به اموالشان اعم از ملموس یا غیر ملموس آن و به دلیل هزینههای بالای چنین فعالیتهایی، این موسسات انتظار جبران شدن سرمایهگذاریهای توسعه و تحقیق خود را در آینده دارند15. به عبارت دیگر، مطرح شدن حقوق مالکیتفکری به دلیل توسعه فعالیتها و تکنولوژیهای فضایی توسط بخش خصوصی است16.
2-عامل دیگر ارتباط این دو موضوع، جهانی شدن فعالیتهای فضایی و انجام طرحهای همکاری بینالمللی مانند ایستگاه فضایی بینالمللی (ISS)است 17به گونهای که موافقتنامه بینالدولی ایستگاه فضایی بینالمللی، به بیان خاص در خصوص مالکیتفکری پرداخته است18. از این رو وجود یک سیستم قانونی مالکیتفکری به منظور ایجاد محیطی رقابتی و منصفانه بر پیشرفت تحقیقات و همکاری بینالمللی تاثی