ش تفسیری استفاده شده است؟
* قواعد تفسیر این تفسیر کدام است؟
* گرایش و مشرب تفسیری این تفسیر چیست؟
فرضیه‌ها
* مبانی مفسر آموزش تفسیر به شیوه آسان به خصوص برای قشر جوان است و دشواری مطاعه کتب تفسیر فشرده و تخصصی را ندارد.
* تفسیر نسیم حیات از تفاسیر جامع است.
* برخی قواعد تفسیری در نسیم حیات عبارتند از : لحاظ کردن قرائت صحیح و توجه کلمات در زمان نزول و مفاهیم در زمان نزول و در نظر گرفتن قواعد ادبیات عرب در زمان نزول و عدم مخالفت با آیات محکم و سنت قطعیه، عقل، علم و….است.
* گرایش و مشرب این تفسیر جامع است.
اهداف تحقیق
* شناساندن بیشتر تفاسیر معاصر به خصوص تفسیر نسیم حیات به مخاطبان قرآن کریم
* معرّفی مفسّران جدید و بررسی دیدگاه‌ها و مبانی فکری آن‌ها به منظور مراجعه مخاطبان با شناخت بیشتر به این تفاسیر
* بررسی مبانی و روش‌ها و گرایش‌های تفسیر نسیم حیات
* بررسی شیوه نگارشی یا شیوه بیانی تفسیر نسیم حیات
* مقایسه تفسیر نسیم حیات با دیگر تفاسیر
* آشنایی با موضوعات مختلف قرآنی
* نگاهی جدید به تفسیر نسیم حیات
* بررسی دیدگاه‌های اصلی مفسّر
فصل اول: تعاریف و مفاهیم بنیادین
1-1- شناخت واژگان کلیدی
برای ورود به بحث روش‌شناسی کتب تفسیری نیاز است تا ابتداءً واژگان کلیدی این بحث مورد بازشناسی قرار گیرد که از میان واژگانی چون “تفسیر”، “مبانی”، “قواعد”، “منهج (روش)” و “گرایش” در این بخش از لحاظ لغوی و اصطلاحی بررسی می‌گردد:
1-1-1- تفسیر
الف) تفسیر در لغت: لغت دانان، کلمه “تفسیر” را معمولاً با کلماتی مانند ابانه، تبیین، ایضاح و کشف مترادف دانسته‌اند، درباره معنای ماده “فسر” اختلافی در میان اهل لغت مشاهده نمی‌شود. ابن منظور گوید: “فسر” به معنای بیان است و مضارع آن به کسر عین الفعل [یفسِرُ] و نیز به ضم آن [یفسِرُ] آمده است؛ و “فسّره” یعنی آن را مبین ساخت. آن گاه گویند: کشف نمودن چیز پوشیده‌ای را “الفسّره” گویند و “تفسیر” در کشف نمودن لفظ مشکل به کار می‌رود1.
صاحب کتاب “قاموس” نیز نظیر مطالب مزبور را توضیح معنای ماده “فسر” ذکر کرده است2.
در مقاییس آمده است: “فسر، کلمه واحده تدل علی بیان شی ء و ایضاحه .. و الفسر و التفسره: نظر الطبیب الی الماء و حکمه فیه”3 که ترجمه آن چنین می‌شود: واژه “فسر” کلمه واحدی است که بر بیان چیزی و توضیح آن دلالت می‌کند. “تفسره” به معنای نگاه کردن پزشک به آب (بول) و داوری در مورد آن است (آزمایش‌ها پزشکی برای تشخیص بیماری‌ها)
مصباح المنیر همان معنای مقاییس را آورده ولی اضافه کرده که ماده “فسر” در باب تفعیل، مبالغه را می‌رساند.4
راغب اصفهانی می‌گوید: “فسر: اظهار معنایی که با اندیشه و تدبر حاصل شده است به همین جهت نتیجه آزمایش ادرار را””تفسره” می‌گویند.
تفسیر: برای مبالغه است؛ یعنی بسیار آشکار و واضح کردن.
تفسیر گاهی به معنای تحقیق در لغات و مفردات قرآن است و گاهی به معنای تأویل هست5. “فسر” به معنای اظهار معنای معقول است و “تفسیر” از نظر مبالغه همچون “فسر” است و تفسیر گاهی به واژه‌های مفرد یا غریب اختصاص دارد و گاهی در مورد تأویل به کار می‌رود؛ از این رو، واژه تفسیر و تأویل در مورد رؤیا به کار می‌رود.
برخی برانند که واژه “فسر” در اشتقاق کبیر، مقلوب “سفر” است.6 و مسافرت را از آن جهت سفر گویند که اخلاق مردم در آن آشکار می‌شود و مسافر هنگام سفر از صحنه‌های جدید پرده می‌گیرد و مطلع می‌شود.
کلمه تفسیر در قرآن یک بار استعمال شده است و آن در آیه 33 سوره فرقان است که خدای متعال پس از بیان برخی از ایرادهای کافران و پاسخ به آنان می‌فرماید: “وَ لاَ یَأْتُونَکَ بِمَثَلٍ إِلاَّ جِئْنَاکَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِیراً”: و براى تو مَثَلى نیاوردند، مگر آنکه حق را با نیکوترین بیان براى تو آوردیم.?الفرقان‏، 33?
. در بیان معنای تفسیر در آیه مذکور، دو رأی وجود دارد: رأی اول که نظر اکثر مفسّران است، به معنای بیان، کشف، تفصیل و دلالت است و در رأی دوم، در این آیه “معنا و مؤدّی” است و به نظر می‌رسد که معنای اول درست است.7
ب) تفسیر در اصطلاح مفسّران: کثرت استعمال کلمه “تفسیر” در مورد بیان و توضیح معانی و مفاهیم آیات قرآنی، موجب آن شده است که واژه “تفسیر” در میان دانشمندان علوم دینی، معنای خاص اصطلاحی به خود بگیرد و در خصوص قرآن کریم به کار می‌رود:
1. بیان نمودن معنای لفظی که جز یک معنا، معنای دیگری نداشته باشد.8
2. بیان نمودن معنای قطعی غیرقابل تردید از لفظ.
3. بیان دلیل، مراد و مقصود متکلّم،9 چه آنکه الفاظ مشکل و چه آنکه لفظ در معنی مراد، ظهور داشته باشد یا نداشته باشد.10
4. توضیح معنا و مدلول لفظ از طریق روایت و سماع.11
5. بیان معنای وضعی لفظ، اعم از آنکه معنای مزبور حقیقی باشد یا مجازی.12
6. دانستن قواعدی که توسط آن‌ها، معانی آیات قرآن کریم، از قبیل اوامر و نواهی و. معلوم می‌گردد.
7. علمی که در آن از مراد خداوند متعال، در خصوص قرآن مجید بحث می‌شود.
8. علمی که در آن از احوال الفاظ کلام خدا، از نظر چگونگی دلالت آن‌ها بر مراد خداوند، بحث می‌گردد.
9. شناخت احوال کلام خداوند از جهت قرآنی بودن آن و نیز از جهت دلالتش بر مطلبی که ظن یا یقین داریم که همانا مراد خداوند متعال است، البته به قدر طاقت و توان بشر.13
1-1-2- مبانی تفسیر قرآن
الف) مبانی در لغت: “مبانی” جمع “مبنی” به معنای ساخته‌شده، اسم مفعول از ریشه “بنی” نقیض “هدم”14، به معنای بنا، ساختن15 و ضمیمه کردن یک شیء به چیز دیگری است.16 در لغت به معنای اساس، بنیاد و بنیان هر شیء است.17
ب) مبانی در اصطلاح علم تفسیر: مبانی در هر علم، اساس، پایه‌ها و بستر و ساحت‌ها زیرین آن علم است18. مبانی تفسیر قرآن، به آن دسته از پیش‌فرض‌ها، اصول موضوعه و باورهای اعتقادی یا علمی گفته می‌شود که مفسّر با پذیرش و مبنا قرار دادن آن‌ها به تفسیر قرآن می‌پردازد؛ به عبارت دیگر، هر مفسّری ناگزیر است مبنای خود را در مورد عناصر دخیل در فرآیند تفسیر قرآن روشن سازد.19در مبانی تفسیر، از اصول بنیادینی سخن گفته می‌شود که هر نوع موضع‌گیری در خصوص آن‌ها، موجودیت تفسیر و یا قواعد روش تفسیر را تحت تأثیر قرارمی دهد20 و شامل مباحثی همچون مفهوم شناسی تفسیر، تأویل، بطن، منابع، شرایط مفسّر، پیش‌فرض‌ها و ضوابط تفسیرِ معتبر می‌شود.21
1-1-3- قواعد تفسیری
الف) قواعد در لغت: واژه “قواعد” جمع “قاعده” و به معنای اصل و اساسی است که بر آن تکیه می‌شود و مسائل دیگر بر آن بنیان گذاشته می‌شود.22از این واژه معنای پایه بودن را می‌توان فهمید به گونه‌ای که در یک بنیان نقش را برای سایر اجزاء ایفا می‌کند.23 “قاعده” ی خانه، اساس آن است و در قرآن نیز به همین معنا اشاره شده است.24واژه “قاعده” رادار اصطلاح این‌گونه تعریف کرده‌اند: “هی حکم کلی یتعرّف به علی احکام جزئیاته”25پس یادآورشده‌اند که حکم کلی بودن قاعده منافاتی با موارد استثناء در مورد هر قاعده ندارد.26
ب) قواعد در اصطلاح تفسیری: قواعد، قضیه‌ای کلی است که بر تمام جزئیات قابل انطباق است.27 به عبارت دیگر قوانین کلی است که واسطه استنباط از آیات قرارمی گیرد و مخصوص آیه یا سوره خاصی نیست و شامل قواعد مشترک تفسیر و علوم دیگر و قواعد اختصاصی تفسیر می‌گردد.28 یعنی مفسّر در هنگام تفسیر باید با رعایت آن‌ها و بر طبق آن‌ها به تفسیر قرآن بپردازد.29
هرکسی بخواهد به تفسیر آیات کریمه و فهم مراد خدای متعال از آن بپردازد، نیازمند آن است که قواعد متقنی را بر مبنای بدیهیات عقلی و قطعیّات و مسلّمات شرعی و ارتکازات عقلایی، برای تفسیر شناسایی کند و شیوه تفسیر خود را بر آن استوار کند تا هم شیوه تفسیری او بی مبنا و استحسانی نباشد و هم در موارد اختلاف، انتخاب او بی ملاک و گزاف نباشد و از خطاهای تفسیری وی کاسته شود.30
1-1-4- مفهوم شناسی منهج (روش) تفسیری
الف) روش در لغت: “مناهج” جمع “منهج” است. “نهج”، “منهج” و “منهاج” در لغت به معنای “الطریق”، “الطریق الواضح” راه روشن و راه مستقیم آمده است.31در مصباح المنیر آمده است: النهج مثل فلس، الطریق الواضح و المنهج و المنهاج مثله، “نهج”، (بر وزن فلس) راه روشن است و منهج و منهاج نیز به همان معنا هست.32در لسان العرب آورده شده است: منهج و طریق یعنی راه روشن و منهاج نیز به معنای منهج است و این که می‌گویند: فلانی راه فلان شخص را استنتاج می‌کند یعنی