و به طور عام نظرات وی در باب سنت بود و آرای وی در دوره ی دوم – که طی آن او به قرآن کریم توجه بیش تری نشان داده و پای در راه ارائه ی خوانشی نو از قرآن می نهد – مورد مطالعه و بررسی قرار نگرفته است. در این نوشتار می کوشیم که آرای جابری را در حوزه ی مطالعات قرآنی مورد بررسی و واکاوی قرار داده و از یک سو شباهت ها و تفاوت های کار جابری در پژوهش قرآن را با آثار اندیشمندان نوگرای عرب همچون ابوزید و ارکون و اندیشمندان نوگرای ایران همچون دکتر سروش نشان دهیم و از دیگر سو به مقایسه ی کار او در باب تفسیر متن قرآن با آرای مفسران جدید جهان اسلام دست زده و دست آخر کاستی روش وی را در مقایسه با اندیشمندان مسلمانی مثل علامه طباطبایی و سید قطب و یا شاگردان وی بروز دهم و در صورت امکان تفاوت های روش وی را با برخی شرق شناسان همچون شاخت و بروکلمان و آرای آنان درباره متن مقدس مسلمانان بیان کنم.
فصل دوم
زندگی نامه و کتاب شناسی
محمد عابد الجابری
2 – 1 زندگی نامه
2- 1 – 1 زندگی نامه
محمدعابد الجابری نیمه ی شوال سال 1354 قمری برابر با 27 دسامبر 1935 میلادی در شهر “فجیج” واقع در شرق کشور مراکش متولد شد.
جابری در کتاب “حفریات إلی الذاکره” که در آن شرح حال زندگی خود را تا سن بیست و پنج سالگی نوشته است نخستین گام های پرورش خود را این چنین بیان می کند:
“در این قصر؛ قصر زنّاکه، رفیق ما متولد و پرورش یافت. در آن زمان، فجیج دروازه ای از دروازه های صحرا و مرکزی استراتژیک و نیز مرکز علمی مهمی بود که صوفیان، علماء و مدعیان به آن روی می آوردند و عبدالجبار الفجیجی جد مادری رفیق ما و دیگر فرزندان و نوادگان او، نسل آخر سلسله ی علماء، اولیاء و صوفیان این شهر به حساب می آمدند.”6
در سال 1953میلادی پس از آنکه مقطع دبیرستان مدرسه ی المحمدیه در دارالبیضا ی مغرب تعطیل شد جابری در مقطع دبستان همان مدرسه به تدریس پرداخت. علت تعطیلی مقطع دبیرستان آن مدرسه تبعید محمد خامس؛ پادشاه مغرب بود. در سال 1956میلادی موفق به اخذ دیپلم و مدرک تجربی آموزش ابتدایی شد و این مسأله باعث گردید تا وی بتواند به عنوان معلم رسمی در سال 1957میلادی به استخدام آموزش و پرورش کشور مغرب درآید.
در سال 1956میلادی اولین مدرک خود را در زمینه ی ترجمه دریافت کرد و تابستان 1957میلادی را در تحریریه ی روزنامه ی “العلم” گذراند. پس از آن در دانشگاه دمشق، که در آن زمان مرکز ملی گرایی عربی بود، مشغول تحصیل در رشته ی فلسفه شد.
با وجود ناکامی پروژه ی وحدت عربی مصر و سوریه در آن زمان، همچنان هویت فکری مسلط بر جهان عرب، همان هویت چپ و کمونیستی باقی ماند و به تبع آن، هویت اندیشمندان عرب آن روزگار نیز همان هویت چپ و کمونیستی بود. جابری نیز در رشد فرهنگی اش فرزند روزگار و شرایط فرهنگی خود بود.7
در سال 1964میلادی مدرک کارشناسی و در سال 1967میلادی مدرک مطالعات عالی خود را در رشته ی فلسفه اخذ کرد و از همان سال در دانشکده ی ادبیات شهر رباط به تدریس فلسفه و اندیشه ی عربی – اسلامی پرداخت. در سال 1970میلادی، در همان دانشگاه، رساله ی دکتری خود را با عنوان “العصبیه و الدوله؛ معالم نظریه خلدونیه فی التاریخ العربی الإسلامی” دفاع کرد.
جابری در سال 1971میلادی رساله ی دکتری خود را در قالب کتاب با عنوان “فکر إبن خلدون: العصبیه و الدوله؛ معالم نظریه خلدونیه فی التاریخ الإسلامی” منتشر کرد و با این اقدام، گرایش سیاسی خود را به دولت ملی – عربی ظاهر نمود. اما در مطالعات مدرنیسم و واکاوی میراث، به شیوه های مطالعاتی غربی گرایش داشت.
جابری، پیش از آنکه پروژه ی فکری بزرگ خود، یعنی “نقد عقل عربی” را از نظر شکل گیری، ساختار و عقل سیاسی و اخلاقی در دو دهه ی پایانی قرن گذشته آغاز کند، کتاب “اضواء فی مشکل التعلیم” را در سال 1973میلادی و کتاب های “من أجل رؤیه تقدمیه لبعض مشکلاتنا الفکریه و التربویه” و “مدخل إلی الفلسفه” را در دو جلد در سال 1976میلادی منتشر کرد.
شهرت اندیشه ی جابری در نقد میراث است و در آثار خود بیشتر به این موضوع پرداخته است. از این رو، وی بعد از نگارش کتاب “الخطاب العربی المعاصر” در سال 1982میلادی نگاه خود را به مسأله ی مهم نقد عقل عربی دوخت و این مرحله با نگارش و انتشار کتاب “تکوین العقل العربی” در سال 1984م آغاز شد و سپس با انتشار کتاب “بنیهالعقل العربی” 1986م و “العقل السیاسی العربی” 1990م ادامه یافت.
از دیگر آثار مهم وی در این مرحله ی فکری می توان به “نحن و التراث” 1980میلادی، “التراث و الحداثه” 1991میلادی، “درآمدی بر فلسفه ی علوم” 1976میلادی، “إشکالیات الفکر العربی المعاصر” 1988میلادی و چند کتاب دیگر و تعدادی مقاله اشاره کرد.
جابری در سال 2006میلادی، با انتشار کتاب “مدخل إلی القرآن الکریم، الجزء الأول؛ فی التعریف بالقرآن” بار دیگر نگاه مجامع، محافل و اشخاص مختلف را به سوی خود جلب کرد. وی حیات علمی خود را با تألیف این کتاب و سپس نگارش تفسیر قرآن کریم در سه مجلّد با عنوان “التفسیر الواضح حسب ترتیب النزول” به پایان رساند.
دکتر محمد عابد الجابری در روز سوم ماه می سال 2010 میلادی برابر با 13 اردیبهشت ماه 1389 شمسی در حالی در هفتاد و پنج سالگی درگذشت که میراث فکری پربار و تلاش های فکری برجسته همراه با پرسش های بسیاری از خود به جا گذاشت. اغراق نیست اگر گفته شود که پروژه ی فکری جابری در اندیشه ی معاصر عرب همتایی نداشت. وی اندیشمند و فیلسوفی نوگرا، ممتاز، بی نظیر و نوآور در تحلیل ها و تشخیص هایش در باره ی میراث و اندیشه ی معاصر عرب و همچنین در نگاه به قرآن کریم بود.
جابری با به یادگار گذاشتن چهل کتاب درگذشت، در حالی که مردمی ترین اندیشمند در محافل جهان عرب بود و زندگی علمی و فکری خود را با پرداختن به تفسیر قرآن به پایان برد.
نکته ی قابل توجه در حیات جابری آن است که وی بر خلاف اکثر اندیشمندان و روشنفکران عرب هرگز دیار خود را ترک نکرد، وی در مراکش درس خواند، تدریس کرد و آثار درخشان خویش را پدید آورد و سرآمد اندیشمندان معاصر شد.

2- 1 – 2 تألیفات
محمد عابد الجابری در طول هفتاد و پنج سال زندگی خود، حدود چهل تألیف از خود به جای گذاشت که در حوزه ی نقد فرهنگ عربی – اسلامی و همچنین تفسیر قرآن کریم تحول ویژه ای ایجاد کرده است. در ادامه به معرفی تألیفات وی، طبق سال انتشار می پردازیم.
– فکر إبن خلدون: العصبیه و الدوله؛ معالم نظریه خلدونیه فی التاریخ الإسلامی، (1971م)
– مدخل إلی فسفه العلوم (مجلدان)، (1976م)
– من أجل رؤیه تقدمیه لبعض مشکلاتنا الفکریه و التربویه، (1977م)
– نحن و التراث؛ قراءات معاصره فی تراثنا الفلسفیه، (1980م)8
– الخطاب العربی المعاصر؛ دراسه تحلیلیه و نقدیه، (1982م)
– الدیمقراطیه و حقوق الإنسان
– المنهاج التجربی و تطور الفکر العلمی، (1982م)
– تطورّ الإنتلنجسیا المغربیه: الأصاله و التحدیث فی المغرب، (1984م)
– تکوین العقل العربی، (1984م)9
– وحده المغرب العربی، (1987م). (این کتاب شامل 12 گفتار از 12 تن از اندیشمندان بزرگ جهان عرب است که بحث اول کتاب به نوشتار دکتر محمد عابد الجابری با عنوان “فکره المغرب العربی أثناء الکفاح من أجل الأستقلال” اختصاص دارد.
– المغرب المعاصر: الخصوصیه و الهویه.. الحداثه و التنمویه، (1988م)
– التعلیم فی المغرب العربی، (1989م)
– التراث و الحداثه.. دراسات و مناقشات، (1991م)10
– المسأله الثقافیه، (1994م)
– المثقفون فی الحضاره العربیه.. محنه إبن حنبل و نکبه إبن رشد، (1995م)11
– العقل السیاسی العربی، (1995م)12
– مسأله الهویه: العروبه و الإسلام.. والغرب، (1995م)
– حفریات فی الذاکره.. المشروع النهضوی العربی، (1997م)
– الدین و الدوله و تطبیق الشریعه، (1996م)
– التنیمه البشریه و الخصوصیه السوسیوثقافیه، (1997م)
– فصل المقال فی مابین الشریعه و الحکمه من الاتصال، (1997م)
– قضایا فی الفکر العاصر، (1997م)
– إبن رشد: سیره و فکر، دراسه نصوص، (1998م)
– أضواء علی مشکل التعلیم بالمغرب، بی تا
– تطور الفکر الریاض والعقلانیه المعاصره، بی تا
– العقل الأخلاقی العربی، (2001م)
– مدخل إلی القرآن الکریم؛ الجزء الأول: فی التعریف بالقرآن، (2006م)
– فهم القرآن الکریم؛ التفسیر الواضح حسب ترتیب النزول (ثلاث مجلدات)