لات کشاورزی از طریق افزایش تولیدات داخلی، راهبردی بودن برخی از محصولات این بخش و فراهم آوری برخی داده های مورد نیاز برای بخش های صنعت و خدمات از جمله دلایل اهمیت بخش کشاورزی در اقتصاد ملی است (اسفندیاری و ترحمی، 1388).
بخش کشاورزی یکی از بخشهای اصلی فعالیتهای اقتصادی در کشور است که به رغم مزیتهای نسبی اقتصادی چشمگیر آن، از حیث توسعه اشتغال معمولا بخشی فروکاهنده و دارای محدودیتهای جدی ارزیابی می شود. در بخش صنعت به دلیل ویژگیهای خاص آن و فراهم بودن زیرساختهای مناسبتر، ایفای نقش کارآفرینی با سهولت بیشتری صورت می گیرد. مواردی همچون سازمان یافتگی فعالیتها در قالب کارگاهها و کارخانهها و شرکتها، مخاطره پذیری به نسبت کمتر تولیدات صنعتی، پیش بینی پذیرتر بودن رفتار مصرفکنندگان کالاهای صنعتی، وجود تعریفهای مشخص از روابط کار، استفاده از فناوریهای پیشرفته، تمرکز فعالیتها در مناطق خاص و بسیاری از عوامل دیگر از جمله ی مواردی است که به جذب آسانتر و سریعتر سرمایه های داخلی و خارجی در بخش صنعت منجر می شود و امکان شکل گیری و رشد فرصتهای نوین اشتغال را بیشتر فراهم می کند. ولی در بخش کشاورزی به دلیل برخورداری آن از ویژگیهای عکس صنعت، روند کارآفرینی با دشواری و کندی بیشتری پیش می رود. بویژه آنکه در برخی مناطق کشور، که به دلیل شرایط طبیعی و اقلیمی و کیفیت نامطلوب منابع، محدودیتهای بیشتری بر فرآیند تولید کشاورزی تحمیل میشود، در وضعیت طبیعی، سطح بالقوه مساعد برای توسعه کارآفرینی از متوسط عمومی کشور نیز پایینتر است. با این حال و به رغم آنکه بخش های مهمی از کشور به لحاظ اقلیمی و آب و هوایی تناسب چندانی با الزامات توسعه کشاورزی ندارد اما محدودیتهای خاص توسعه صنعتی در شرایط موجود کشور رجوع به بخش کشاورزی را به منظور حل موقتیبحران اشتغال اجتناب ناپذیر ساخته است(زاهدی مازندرانی، 1383).
بنابراین کارآفرینی و بخش کشاورزی دو موضوعی می باشند که مستقیما بر اشتغال تاثیر می گذارند و نیاز به توجه بیشتری در شرایط بحران اشتغال در کشور دارند. کارآفرینی به این جهت که مقوله ای جدید در کشور می باشد و در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته و بخش کشاورزی نیز بدین لحاظ که پتانسیل بالقوه ای در ایجاد اشتغال و جذب جوانان در خود دارد. آنچه می تواند حلقه ارتباط اثر بخش بین بخش کشاورزی و کارآفرینی باشد، آموزش است.
آموزش کارآفرینی می تواند یکی از موثرترین شیوه ها برای تسهیل انتقال جمیت فارغ التحصیلان به بازار کار باشد. مطالعات در اروپا نشان داده است که چنین آموزش هایی توانسته است افراد را مسئولیت پذیرتر به بار آورد و آنها را تبدیل به کارآفرین یا حتی متفکران حوزه کارآفرینی کند و به طور موفقیت آمیزی در چالش های کسب و کار، موفق و خطر پذیر نماید. در نتیجه نرخ بیکاری و شکست کسب و کارها کمتر شده است (Urbano .etal ,2008).
1-2- بیان مسأله
از آنجائیکه در اکثر مناطق جهان، بخش کشاورزی از جمله بخشهای اقتصادی در حال انحلال محسوب می‌شود، اندیشمندان و سیاست‌گذاران توسعه و اقتصاد کشورهای دنیا توجه خاصی را معطوف به امر توسعه بخش کشاورزی و رفع مشکلات و معضلات آن‌ نموده‌اند. امروز صاحبنظران بین‌المللی بر این اعتقاد هستند که باید جدای از سیاست‌ها و استراتژی‌های کلان توسعه و توسعه اقتصادی، به طور ویژه و مشخص به امر توسعه بخش کشاورزی نیز پرداخت.
مشکلات بخش کشاورزی جهان ناشی از دو مساله اساسی است: یکی کمبود امکانات (ضعف زیرساخت) و دیگری کمبود درآمد (ضعف اقتصادی). اگرچه بسیاری از دولت‌ها برنامه‌های گسترده‌ و پرهزینه‌ای را برای بهبود این زیرساخت‌ها انجام داده‌اند (همچون دولت ایران) اما مشاهدات نشانگر آن است که این امر خود به‌ تنهایی نتوانسته است معضلات بخش کشاورزی را حل کرده و بخشی فعال و پویا را بوجود آورد.
ضعف اقتصادی عامل مهمی است که اجازه نمی‌دهد بخش کشاورزی به ثمر بنشیند و این ضعف ناشی از چندین مساله است:
1. بیکاری (کامل یا فصلی) دراین بخش
2. بهره‌وری پایین افراد و منابع
3. عدم‌جذابیت برای سرمایه‌گذاری
4. ضعف فضای کسب‌وکار
علاوه بر مشکلات بخش کشاورزی در جهان که در بالا به آنها شاره شد، در ایران نیز با انزوای بخش کشاورزی نسبت به سایر بخشهای اقتصادی مواجهیم و با وجود نقش تعیین کننده بخش کشاورزی در توسعه کشور، اطلاعات موجود حاکی از وضعیت نامناسبی بخصوص در بحث اشتغال در این بخش میباشد.
همچنین تحقیقات نشان می دهد اشتغال و بیکاری از جمله موضوع‌های اساسی اقتصاد و توسعه است، به گونه‌ای که افزایش اشتغال و کاهش بیکاری به عنوان یکی از شاخص‌های توسعه یافتگی جوامع تلقی می‌شود. بررسی سهم اشتغال در سه بخش کشاورزی، صنعت و خدمات در پاییز 1385 نشان می‌دهد، که میانگین نرخ بیکاری در کل کشور 6/11، سهم اشتغال در بخش کشاورزی 5/21 درصد، بخش صنعت 7/32 درصد و در بخش خدمات 8/45 درصد است (مرکز آمار ایران، 1385).
استان اصفهان نیز در سطح کشور یکی از مناطقی است که بخش کشاورزی سهم ویژه ای در ایجاد اشتغال آن دارد. بر اساس یافته های طرح آمارگیری نیروی کار سال 1386 توسط مرکز آمار ایران، نرخ مشارکت اقتصادی در بخش کشاورزی، در استان اصفهان 1/13 درصد بوده است( که البته هر ساله روند کاهشی نیز داشته است) و از مشکلاتی که در سالهای اخیر مسئولان استان اصفهان با آن مواجهه بودند، چالش بیکاری 2/8 درصدی در بخش کشاورزی میباشد (همان، 1386).
با نگاهی به برخی از اهداف و راهبردهای چشم انداز (بیست ساله) استان اصفهان در امور اقتصادی در افق 1404، که در زیر به آنها اشاره شده است، می توان به چالش موجود در بخش کشاورزی و اهمیت استراتژیک این بخش در استان اصفهان پی برد و به دنبال راه حلی اجرایی در راستای دستیابی بهتر و سریعتر به راهبردهای پیش بینی شده در افق 1404 استان اصفهان بود.
اهداف:
* کاهش نرخ بیکاری به رقمی پایین تر از نرخ بیکاری در چشم انداز مطلوب کشور و اصلاح ساختار اشتغال در راستای جذب بیشتر نیروهای متخصص و تحصیلکرده.
* توسعه و تنوع اشتغال در مناطق روستایی به منظور توانمندی خانوارهای روستایی و کاهش اختلاف بین مناطق.
* توسعه کشاورزی استان با استفاده بهینه از منابع پایه در جهت بهره‌وری و اجرای طرح‌های نوین و الویت تخصیص منابع در این بخش در راستای توسعه پایدار.
* افزایش و جهت دهی مناسب تولیدات بخش کشاورزی، تلاش در جهت اصلاح و تسهیل سازی کارهای قانونی مرتبط، استفاده از فنون نوین تجارت و بازاریابی و توسعه مناسب زیربناها به شکلی که محصولات استان دارای رقابت پذیری مطلوب در عرصه اقتصاد ملی و بین المللی باشند.
راهبردها:
* ارتقاء سطح مهارت و تخصص نیروی کار استان از طریق اجرای برنامه‌های آموزشی متناسب با فعالیت‌های اقتصادی.
* ایجاد فرصت‌های شغلی مناسب با توجه به رشد جمعیت فعال و افزایش عرضه نیروی کار و وجود مازاد نیروی کار.
* شناسایی قابلیتها و مزیتهای رقابتی کشاورزی مناطق مستعد استان و حمایت در جهت صدور محصولات آنها.
* گسترش مراکز آموزش عالی با اولویت دوره‌های دکترا و کارشناسی ارشد به همراه مراکز تحقیقاتی و پژوهشی کاربردی و کارآفرینی (سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، 1384 ).
مطالعات نشان داده است که یکی از مهمترین راهکارهای توسعه اقتصادی بخش کشاورزی ایجاد اشتغال و مهمترین سازوکار و ابزار آن، کارآفرینی است. کارآفرینی باعث کاهش بیکاری و افزایش بهره‌وری افراد و منابع، جذب سرمایهگذار، ایجاد فضای مساعد برای کسب و کار و بالتبع افزایش درآمد مردم جامعه می‌گردد و در این میان آنچه کارآفرینی را تحرک می بخشد و زمینه را برای حل مشکلات بخش کشاورزی فراهم مینماید، آموزش کارآفرینی می باشد.
با وجود تجارب بینالمللی مفید در زمینه بهره گیری از کارآفرینی برای افزایش رشد اشتغال و بالا بودن نسبی نرخ بیکاری بخش کشاورزی در استان اصفهان، در کشور ما در چند برنامه اخیر توسعه، توجه خاصی به این موضوع مهم نگردیده است و به همین دلیل هم برنامهریزی و بسترسازی مناسبی در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و نظام آموزشی کشور برای توسعهوآموزش کارآفرینی صورت نگرفته است (شالفروشان، 1387).
بنابراین با توجه به وجود بیکاری در بخش کشاورزی استان اصفهان و وجود منابع انسانی و طبیعی موجود و با عنایت به نقش توسعه روستایی در توانمند سازی کارآفرینان و افراد مستعد در مناطق روستایی، این مطالعه در صدد است تا به بررسی نقش آموزشهای کوتاه مدت کارآفرینی در ایجاد اشتغال بخش کشاورزی