این حال شرکا در بین شرکت همیشه دریک خط انتظاراتی نیستند. مطالعات تجربی مختلف مشارکتهایی را در بحرانهای موجود مشخص میکنند(داس و تینگ75، 2000؛ پارک و یونگسون76، 2001). بنابراین مدیریت روابط خارجی سازمان یک موضوع استراتژیکی برای شرکتهاست یک موضوع مشخص برای محققین آکادمیک. تحقیقات و مطالعات بر روی راهکارهای استراتژیکی مهم تلقی شده و همین طور موقعیت و عملکرد پیوستگیها تاکید زیادی روی متغیرهایی چون اعتماد، تعهد، مکانیسمهای نظارتی(حکومتی) و تکمیل منابع دارد(موهر و اسپیکمن77، 1994؛ اینک پین78، 2001؛ ایریلاند، هیت و وایدیاناث79، 2002). که درعین حال نقش شبکههای اجتماعی در تکامل شرکتها نیز مهم تلقی شده است(هیوت، استافورد، والکیر و رینگین80، 2000). بسیاری از مسئولین مفهوم یکسانی را برای تلاش مشارکتی در نظر گرفتند که این موضوع هم بیشتر به میزان و درجه اعتماد، ارتباط و هماهنگی رابطهها در میان واحدهای سازمانی مختلف بستگی دارد(سیواداس و دویر، 2000). شرکتهای دیگر نیز نگرشهای بیرونی درباره ساختار شرکتها مطرح میکنند که اجرای فعالیتهای مشترک را با شرکای خارجی تاکید میکنند(لورین زونی و لیپارینی، 1999؛ کاپالدو، 2007؛ کالی و سینگ81، 2007) و باز هم قابلیتهای ارتباطی و توانایی ایجاد اتحاد و هماهنگی و صلاحیتهای یکسان را مطرح میکنند.
قابلتهای ارتباطی سه ویژگی اصلی را دنبال میکند:
1) تاکید شدیدی روی تجربه و فرآیند یادگیری دارد که در عین حال سازمان قادر به پیشرفت دانش و آگاهی خود درباره چگونگی مدیریت محیط میباشد(کالی و سینگ، 2007).
2) فرآیندهای مرتبط با دانش گاهی ممکن است منجر به برقراری مکانیسم های سازمانی ویژه درجهت مدیریت روابط خارجی شود(کالی و همکاران82، 2002). که در این خصوص مکانیسمها یک منبع مکمل و تکمیلی را با توجه به داراییهای شرکت ارائه میدهند که در این درباره حس اعتماد در ارتباط از نظر اجتماعی بسیار مهم و موثر است. گاهی ممکن است منابع سازمان منجر به مشکلاتی شوند که به علت رقابت با دیگر شرکتها به وجود میآید.
3) این قابلیتهای ارتباطی بیشتر روی تعقیب مدیریتی تاکید میکند که مکانیسمهای سازمانی در این امر بسیار دخیلاند(هیمیریکس83، 2004؛ کاپالدو، 2007).
دستاندرکاران مختلف در این خصوص تاکید زیادی روی عمق تحقیقات و روی عناصر اصلی قابلیتها و شرایط لازم برای پیشرفتشان دارند(زاجاک84، 1998؛ کالی و همکاران، 2002؛ هیمیریکس، 2004). بر طبق نظریه کالی و همکاران(2002) تحقیقات مختصری روی ساختار و تواناییهای یکپارچه، دیده شده که این که این نشان میدهد ما هنوز اطلاعات کمی برای پیشرفت قابلیت اتحادی و همسانی داریم. شرکتهای اخیر سعی داشتند که این مشکلات را حل کنند.
اسچرینیر و کورستین85 در سال 2004 مفهوم قابلیت همکاری را بصورت اتحاد و تکمیل سه بعد اصلی پیشنهاد کردند:
بعد ساختاری که مرتبط با حمایت از سرمایههای ارتباطی با معاملات داخل شرکتی است.
بعد شناختی که اهمیت ویژهای به انتقال یادگیری و دانش میدهد.
بعد عاطفی که تاکید زیادی روی پیوندهای اجتماعی و عاطفی در بین افراد دارد.
پژوهشگران دیگری (هیمیریکس، 2004؛ هیمیریکس و دیوستیرس، 2007) یک تحلیل عمیق روی مکانیسمهای داخل سازمان و برای مدیریت روابط خارجی نشان میدهند. هدف اصلی این است که تواناییها و قابلیتهای ارتباطی در سطوح گوناگون بررسی شوند. مکانیسمهای که در رابطه با فرایندهای یادگیری هستند به چهار عامل اصلی تقسیم میشوند:
دستورالعملها: مثل بخش اتحاد و پیوستگیها در ارتباط با امور کارها
ابزارها: مثل یک سیستم اطلاعاتی که جریانهای مرتبط به دانش مدیریتی را حمایت میکند
مدیریت و فرایندهای کنترل: مثل یک سیستم محرک برای پیشرفت در امور یادگیری
پیشرفت حامیان خارجی: مثل مشاورین که قادر به تهیه و مدارک منابع دانشی و علمی در رابطه با مدیریت شرکا هستند.
2-2-1-3) نقش قابلیتهای ارتباطی به عنوان یک ساختار واسطهگر
طرح و ساختار قابلیتهای ارتباطی، همانطور که شامل منابع انسانی است که امکان ارتباط درون سازمانی، تبادل اطلاعات و همکاریهای متقابل حساب شده را فراهم میکند، میتواند به اهمیت اساسی در اوضاع و شرایط محیط تجاری پیچیده، ناپایدار و پویا همانطور که برای تغییر ساختارهای تجاری در اقتصادهای موقت دلالت میکند. بیان میشود که چنین پیچیدگی دلیل از بین رفتن امکانات و قابلیتهاست(اتیواهینی- گیما86، 2005). بنابراین قابلیتهای ارتباطی تاکنون به عنوان توصیف اهمیت کارآیی و تواناییهای مهم تعبیر میشود. ویژگی دیگر نظامهای اقتصادی موقت نقش تعاملات(همکاری متقابل) و شبکهها به عنوان جبرانی برای کمبود سازمانها و موسسات حامی تجارت است(سالمی87، 2004). تیسی، پیسانو و شین88 در سال 1997 در این زمینه معتقداند که در تغییر سریع فضاها و محیطها ارزش بدیهی در توانایی فهمیدن نیاز به پیکربندی دوباره ساختار امتیاز شرکت و دست یافتن به ضرورت تغییر درونی و بیرونی وجود دارد. این قابلیتهای ارتباطی(یعنی پیکربندی دوباره ساختار امتیاز شرکت در مقابل نیروهای خارجی) منجر به فهمیدن نیازهای اجرایی یا نسبی سهامداران خارجی میشود(کوویلو، برودیو، داناهیر و جانستون89، 2002).
2-2-1-4) تاثیرات قابلیتهای ارتباطی روی معیار تولیدی و نوآوری و ابداع: