شناسایی وجوه اشتراک و همچنین معرفی و شناسایی وجوه افتراق بی اساس، درباره آیات مورد بحث در تفاسیر شیعی و سنی.
3. ارائه الگویی صحیح برای بررسی اینگونه آیات.
5-1-فرضیات تحقیق
فرضیات تصور شده برای این تحقیق عبارتند از:
فرضیه‌ی اول، مفسران شیعی و سنی در تفسیر آیات ولایت وجوه اشتراک متعددی دارند.
فرضیه‌ی دوم، مفسران شیعی و سنی در تفسیر آیات ولایت وجوه افتراق اندکی دارند.
فرضیه ی سوم، تفسیر آیات مورد بحث با تکیه بر دیدگاه جامع فریقین به گونه ای که قابل قبول تمام مسلمین باشد، شدنی است.
فرضیه ی چهارم، آیات ولایت بیشترین و بهترین مناسبت را با آیات قبل و بعد خود و جو سوره‌ی مائده دارند.
6-1- روش تحقیق
این تحقیق به صورت کتابخانه ای و با استناد به منابع فریقین انجام گرفته است.
7-1-نمونه و روش نمونه گیری
تفاسیر قرآن کریم بر دو گونه اند، تفاسیر مأثور و تفاسیر اجتهادی و هر یک از این دو گونه تفسیر یا مربوط به شیعه است و یا مربوط به اهل سنت. روش نمونه گیری به این صورت بوده است که از میان تفاسیر مهم اجتهادی و مأثور شیعه و اهل سنت تفاسیری انتخاب شده اند و در آن‌ها به مطالعه موضوع مورد نظر پرداخته شده است.
از میان تفاسیر معروف شیعه این تفاسیر برگزیده شده اند:
1. تفسیر روض الجنان و روح الجنان تألیف ابوالفتوح رازی(متوفی بین 510-533 هـ)
2. تفسیر التبیان تألیف ابوجعفر محمد بن حسن طوسی(م 430 هـ)
3. تفسیر نمونه تألیف جمعی از فضلاء زیر نظر ناصر مکارم شیرازی(تألیف 1395- 1410 هـ)
علاوه بر این تفاسیر از تفاسیر مأثور این تفاسیر برگزیده شده اند:
4. تفسیر صافی تألیف ملا محسن محمد بن مرتضی فیض(1070 هـ)
5. تفسیر البرهان تألیف سید هاشم بحرانی(1107هـ)
6. تفسیر المیزان تألیف علامه طباطبایی.
و چند تفسیر دیگر که در قسمت فهرست منابع نام آن‌ها آمده است.
از میان تفاسیر معروف اهل سنت این تفاسیر انتخاب شده اند:
1. تفسیر الکشاف تألیف جارالله محمود زمشخری(م538 هـ)
2. تفسیرمفاتیح الغیب (تفسیر الکبیر) تألیف محمد بن عمر بن حسین رازی(603هـ)
3. تفسیر البحر المحیط تألیف ابوحیان محمد بن یوسف بن حیان(741هـ)
4. تفسیر روح المعانی تألیف محمود آلوسی(1263هـ)
5. تفسیر المنار تألیف محمد رشید رضا(م1354هـ)
علاوه بر این تفاسیر، از تفاسیر مأثور این تفاسیر برگزیده شده اند:
1. تفسیر جامع البیان تآلیف محمد بن جریر طبری (م 310هـ)
2. تفسیر الدرالمنثور تآلیف.جلال الدین عبدالرحمن سیوطی(911 هـ)
و چند تفسیر دیگر که در قسمت فهرست منابع نام آن‌ها آمده است.
در انتخاب نمونه‌ها سعی شده است تفاسیری انتخاب شوند که مشهورتر از بقیه تفاسیراند و یا بیشتر از بقیه به بحث درباره موضوع ولایت پردخته اند:
1. اسباب النزول تألیف علی ابن احمد واحدی نیشابوری(468 هـ)
2. لباب النقول فی اسباب النزول تألیف جلال الدین عبدالرحمن سیوطی (991هـ)
3. اسباب النزول تألیف سید محمد باقر حجتی(چاپ اول1365)
علاوه بر تفاسیر و کتابهای اسباب النزول از کتابهای دیگری که درباره ولایت نگارش شده اند نمونه‌های برگزیده شده است که در قسمت فهرست منابع معرفی شده اند.
در خاتمه امیدوارم این کوشش مورد قبول حق قرار گیرد و سعی مشکور بحساب آید. مجدداً لازم می‌دانم از راهنماییهای ارزشمند استادان محترم که زمینه ساز انجام این تحقیق بوده اند، تشکر و قدردانی نمایم و چنانچه اشکالات ونقائصی در بین مطالب این نوشته مشاهده می‌شود عذر خواهی نموده، امیدوارم با انجام مطالعات گسترده‌تر و استفاده از تجربیات بدست آمده از این تحقیق بتوانم کارهای بهتری را ارائه نمایم.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

فصل دوم
زندگانی سیوطی
1-2-زندگانی30
سیوطی اول رجب سال 849 هجری قمری در مصر متولد شده است. به جلال الدین فرزند کتاب می گویند زیرا روایت است که والعیدروسی 31 پدر جلال الدین که اهل علم بود از همسر باردارش خواست تا کتابی از بین کتابها برای او بیاورد در این هنگام جلال الدین در بین کتاب‌ها بدنیا آمد. محل زندگی جلال الدین در جزیره “روضه المقیاس”- که در کتاب “بلبل الروضه” آن را مدح کرده است-بود. البته مشخص نیست که تا آخر عمر در همان جا ساکن بوده باشد، یا به جای دیگری نقل مکان کرده است. تنها چیزی که از اطلاعات تاریخی در دست می باشد این است که در منطقه‌ی المنیل شهر قاهره، خیابانی به اسم ((جلال الدین سیوطی)) در نزدیکی الروضه وجود دارد، و چه بسا محل اقامت او در همان مکان باشد.
سیوطی بعد از اینکه برای یادگیری علوم فراوان از دانشمندان شهرش قانع گردید راهی شهرها و کشورهای دیگر شد، و با علمای زیادی دیدار کرد و از آنان بهره جست. سیوطی از جمله دانشمندانی است که برای سفرهای علمی اهمیت ویژه ای قائل بود، از جمله سفرهای علمی که برای تحقیق برای کشف اسرار علوم قرآن داشت، سفر به حجاز، و همچنین سفرهای متعدد درون کشوری بود.
سیوطی (ره) به دلیل ابتلاء به بیماری ورم شدید در سحرگاه شب جمعه نوزدهم جمادی الأول سال 911 هجری در “روضه المقیاس” در حالی که شصت و یک سال و ده ماه و هیجده روز از عمرش را گذرانده بود، چشم از جهان فرو بست. نقل شده است سیوطی در حال احتضار، سوره “یس” را قرائت کرد و مردم زیادی در مسجد جامع اباریقی در روضه پس از نماز جمعه بر او نماز خواندند. چنانچه، شاگردش شاذلی می‌گوید: “به دلیل کثرت جمعیت مردم کسی به تابوت وی نرسید در حوش قوصون در بیرون از باب القرافه به خاک سپرده شد و همین طور در مسجد جامع اموی در دمشق در روز جمعه هشتم رجب سال یازدهم فوق الذکر، به صورت غیابی بر وی نماز خوانده شد”.2
2-2-تحصیلات سیوطی32
سیوطی از راویان زیادی حدیث نقل کرده است که مشاهیر آن‌ها عبارت اند از:
1) ابراهیم بن احمد بن یونس الغزی ثم الحلبی، برهان الدین، المعروف بابن الضعیف، المولود سنه 792 هجری؛ 2) إبراهیم بن محمد بن عبدالله بن الدیری الحنفی، برهان الدین(876 هجری)؛ 3) أبوبکر بن صدقه بن علی المناوی، زکی الدین(880 هجری)؛ 4) أبوبکر بن محمد بن شادی الحصنی(الحصکفی) الشافعی، تقی الدین(881 هجری)، حضر عنده دروساً کثیره؛ 5) أحمد بن إبراهیم بن محمد موفق الدین أبوذر، الحلبی(884 هجری)؛ 6) أحمد بن اسماعیل بن إبراهیم المنوفی، شهاب الدین(870 هجری)؛ 7) أحمد بن خلیل بن أحمد البعلی الأصل الدمشقی الصالحی شهاب الدین أبوالعباس، الشهیر بابن اللبودی(896 هجری)؛ 8) احمد بن علی بن محمد، ابن حجر العسقلانی؛ 9) أحمد بن محمد بن احمد العویضی الصالحی الحنبلی، شهاب الدین أبو العباس(870 هجری)؛ 10) إسماعیل بن السباع، مجد الدین، قرأ علیه فی المیقات “رساله المقنطرات” للمزی؛ 11) صالح بن عمر بن رسلان الکنانی البلقینی، علم الدین(868 هجری؛ 12) عبدالقادر بن محمد بن محمد الطوخی، محیی الدین أبو البقاء(880 هجری)؛ 13) عمر بن إبراهیم بن محمد، ابن مفلح الدمشقی الحنبلی، نظام الدین، أبو حفص(872 هجری)؛ 14) قاسم بن قطلوبغا بن عبدالله الحمالی الحنفی، زین الدین، أبوالعدل(879 هجری)؛ 15) محمد بن أحمد بن محمد، جلال الدین المحلی الشافعی(864 هجری)؛ 16) محمد بن سلیمان بن مسعود الرومی البرغمی، محیی الدین، أبو عبدالله، الکافیجی الحنفی(879هـ)؛ 17) محمد بن عبدالواحد بن عبدالحمید السیواسی ثم الا سکندری، المعروف بالکمال ابن الهمام (861 هجری)، و تقدم التعریف به؛ 18) محمد بن جعفر، المعروف بابن قمر الحسنی شمس الدین (876 هجری).
البته سیوطی (ره) فقط از مردان دانشمند روایت نمی‌کرد، بلکه از گروهی از زنان دانشمند نیز روایت کرده است که از آن جمله می توان به افراد زیر اشاره کرد:
1) آسیه دختر جارالله بن صالح طبری مکی، مکّنی به ام محمد (-873 هجری)؛ 2) الف دختر جمال عبدالله بن علی کنانی حنبلی (-879 هجری)؛3) ام هانی دختر ابوالقاسم بن احمد (-879 هجری)؛ 4) امه الخالق دختر عبداللطیف بن صدقه مناوی عقبی (-902 هجری)؛ 5) تقیه مادر ریم بانوی خانواده دختر حافظ تقی الدین محمد بن محمد بن محمد بن فهد (-891 هجری)؛ 6) خدیجه، ملقب به