نشست.
روز تابستانی بسیار گرمی بود. مردها قسمتی از عبایشان را بر سر و قسمتی را از شدّت حرارت زمین، زیر پایشان گذاشته بودند، و با انداختن جامه ای بر روی یکی از درختان برای رسول خدا(ص) سایبانی ساخته بودند. وقت نماز ظهر فرا می رسد، پیامبر(ص) به سمت جایگاه رفته و با مردم نماز می گذارد.
پس از نماز، در میان مردم 40، بر منبری از زین شتران ایستاده 41 و با صدایی بلند خطبه اش را به گوش همگان می رساند و می فرماید : “الحمد لله و نستعینه و نؤمن به، و نتوکّل علیه، و نعوذ بالله من شرور أنفسنا، و من سیئات أعمالنا، الذی لا هادی لمن أضل، و لا مضل لمن هدی، و أشهد أن لا اله ألا الله، و أن محمدا عبده و رسوله.
أما بعد : أیها الناس ! قد نبأنی اللطیف الخبیر : أنه لم یعمرّ نبیّ إلا مثل نصف عمر الذی قبله. و إنی اوشک أن ادعی فاجیب، و إنی مسؤول، و أنتم مسوولون، فماذا أنتم قائلون؟”.
هر سپاس و ستایشی از آن خداوند است و از او یاری می جوییم. به او ایمان داشته و بر او توکّل می کنیم. از شرّ نفس و بدیهای اعمالمان به او پناه می بریم. آن که را خداوند گمراه نموده هدایت گری نیست و آن را که هدایت فرموده گمراه گری نباشد. شهادت می دهم که معبودی جز خداوند نیست و محمد بنده و فرستاده اوست.
ای مردم! خداوند لطیف( نغز تدبیر42) و خبیر( دانای بر مصالح ) به من خبر داد : عمر هر پیامبری، برابر نیمی از عمر پیامبر پیش از خود است 43 و نزدیک است که من دعوت حق را اجابت نمایم . من مسئولیّتی دارم و شما نیز به نوبه خود مسئولید. چه می گویید ؟
و مردم می گویند : شهادت میدهیم که ابلاغ دین نموده و نصیحتمان کردی، و در این راه تلاش وافر نمودی، خداوند پاداش خیر به تو دهد!
می فرماید : “ألستم تشهدون أن لا إله الا الله، و أن محمدا عبده و رسوله، و أن جنّته حقّ و ناره حقّ، و أنَّ الموت حقّ، و أنَّ الساعه آتیه لاریب فیها، و أن الله یبعث من فی القبور؟
آیا شهادت نمی دهید که معبودی جز خداوند نیست و محمد بنده و رسول اوست، بهشت و جهنم او حقّ است، مرگ حقّ است و قیامت بدون تردید می آید و او مردگان را بر می انگیزد!
می گویند :‌شهادت می دهیم.
می فرماید : “اللهم اشهد “؛ خداوندا شاهد باش!
سپس می فرماید : “ایها الناس! ألا تسمعون “؛ ای مردم آیا نمی شنوید!
می گویند : می شنویم .
می فرماید : “فإنی فرط علی الحوض و أنتم واردون علی الحوض، و إن عرضه ما بین صنعاء‌و بصری، فیه أقداح عدد النجوم من فضّه، فانظروا کیف تخلفونی فی الثقلین “.44
من زودتر از شما به ‍]بهشت و ] نزد حوص [کوثر] می رسم و شما نیز در آینده در کنار همان حوض بر من وارد خواهید شد.
حوضی که فاصله صنعاء45 و بُصری 46 دامنه آن است و جام های نقره در آن به بی شماری ستارگان آسمان است. مراقب باشید که پس از من با آن دو وجود گرانقدر چگونه رفتاری خواهید داشت.
کسی ندا بر می آورد : ای رسول خدا ! این دو “ثقل ” و دو “وجود ارزشمند” چیست؟
می فرماید :”الثقل الأکبر کتاب الله طرف بید الله عزّوجلّ و طرف بأیدیکم فتمسکوا به لا تضلّوا، و الآخر الأصغر عترتی . و إن اللطیف الخبیر نبّأنی أنهما لن یتفرّقا حتّی یردا علی الحوض ؛ فسألت ذلک لها ربّی “.
“ثقل اکبر “، “کتاب خدا ” می باشد ؛ یک سر آن به دست خداوند عزّوجلّ و سر دیگر آن به دست شماست ؛ آن را محکم نگه داشته تا گمراه نشوید.
و “ثقل اصغر ” “عترت و اهل بیت ” من است. و خداوند لطیف و خبیر به من خبر داده که آن دو تا هنگامه ورود بر من نزد حوض، از هم جدا نخواهند شد ؛ و من نیز از پروردگار خواستم که آن دو چنین باشند( هرگز از هم جدا نشوند) .
“فلا تقدموهما فتهلکوا، و لا تقصروا عنهما فتهلکوا”؛ بر آن دو پیشی نگیرید، که هلاک می شوید و از آنها دست بر ندارید که باز هلاک خواهید شد.
در این هنگام، دست علی(ع) را گرفته تا آنجا بالا آورد که سپیدی زیر بغل هر دو نمایان شده و مردم علی(ع) را می شناسند.
می فرماید : “أیها الناس ! من أولی الناس بالمؤمنین من أنفسهم ؟” ؛ ای مردم ! چه کسی بر مؤمنین از خودشان سزاوارتر است و اولویّت دارد ؟
می گویند :‌خداوند و رسولش بهتر می دانند.
می فرماید : “أن الله مولای و أنا مولی المؤمنین، و أنا أولی بهم من أنفسهم، فمن کنت مولاه فعلیّ مولاه”؛ خداوند، مولای من، و من مولای مؤمنین هستم و بر ایشان از خودشان سزاوارترم؛ پس هر که را من مولای اویم، علی هم مولای اوست.
و این جمله را سه بار تکرار می فرماید‌؛احمد بن حنبل می گوید که چهار مرتبه تکرار فرموده است.
آن گاه می فرماید : “اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه، و أحبّ من أحبّه، و أبغض من أبغضه 47، و انصر من نصره، واخذل من خذله، و أدر الحقَّ معه حیث دار. ألا فلیبلغ الشاهد الغائب “.
بار خدایا! هر که را دوست و یاور بود، دوست و یاورش باش و هر که با او دشمنی کند، دشمنش بدار! هر کس که از روی محبّت او را بزرگ داشت و بر شکوه و شوکتش افزود، تو نیز او را از روی محبّت تعظیم و تجلیل کن . هر که از روی بغض او را خوار و حقیر خواست، تو هم خوار و حقیرش بدار!
یاری ده هر که او را یاری کند وهرکس او را بی یاور گذاشت یاریش مکن. و حقّ را دائر مدار او قرار ده. هان! که این سخن را باید حاضر به غایب برساند.
هنوز جمعیت پراکنده نشده بود که امین وحی الهی این آیه را فرود آورد :(الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی ….) 48.
[امروز دینتان را برایتان کامل گردانیده و نعمتم را برایتان به اتمام رسانیدم ].
اینجاست که خاتم الانبیاء(ص) می فرماید‌: “الله أکبر علی إکمال الدین، و إتمام النعمه، و رضا الربّ برسالتی، و الولایه لعلیّ من بعدی “؛ الله اکبر بر اکمال دین، و اتمام نعمت و رضای پروردگار بر رسالت من وولایت علی بعد از من.
آن گاه مردم شروع به تبریک و تهینت گویی به امیر المؤمنین(ع) می نمایند.