ز سفر دراز خود به شیراز باز می‌گشت اتابک، پسر سعد زنگی بر این شهر حکومت داشت. اتابکان با سیاست و چاره‌اندیشی توانسته بودند سرزمین را از آتش هجوم ویرانگر تاتار در امان نگه دارند و از آن برای شاعران و صاحب قلمان یک جزیره‌ی ثبات بسازند.
سال‌های آخر حیات بار آور سعدی در شیراز گذشت و سرانجام در سال 690 هجری چراغ عمرش خاموش گشت و جسم خاکی او که با عشق به آدمی و آدمیت سرشته شده بود، در محلی که امروزه به نام سعدیّه زیارتگاه صاحب دلان است، آرام یافت درحالی که نامش زندگانی جاوید را تازه آغاز کرده بود.
1-2- آثار سعدی
1-2-1- بوستان یا سعدی نامه:
این کتاب درواقع اولین اثر مدوّن سعدی است و کار سرودن آن به سال 655 تمام شده است.
ز ششصد فزون بود پنجاه و پنج
که پر درشد این نامبردار گنج
114/37
گویا سعدی این اثر را در ایام سفر بخصوص در دمشق شروع کرده است (هانری ماسه، 1364: 156) و هم چون ارمغانی، در سال ورود به وطن بر دوستانش عرضه داشته است.‌هانری ماسه از قول یکی از شارحان ترک این ابیات بوستان را شاهد مدعای خود می‌آورد:
” تولای مردان این پاک بوم
برانگیختم خاطر از شام و روم
دریغ آمدم زان همه بوستان
تهی دست رفتن سوی دوستان
بدل گفتم از مصرقند آورند
بر دوستان ارمغانی برند
مرا گر تهی بود از آن قند دست
سخن‌های شیرین‌تر از قند هست”
104-101/37
موضوع این کتاب که عالی‌ترین آثار خامه‌ی توانای سعدی و یکی از شاهکارهای بی رقیب شعر فارسی است، اخلاق و تربیت و سیاست و اجتماعیّات است در ده باب: عدل، احسان، عشق، تواضع، ذکر، تربیت، شعر، توبه، مناجات و ختم کتاب.
سعدی این کتاب را که حدود چهارهزار بیت دارد در بحر متقارب سرود و به نام اتابک ابوبکر بن سعد زنگی نام بردار کرده است.
1-2-2- گلستان
یکی از شاهکارهای ادب فارسی گلستان است که سعدی یک سال بعد از تصنیف بوستان یعنی در سال 655 تألیف کرده. این کتاب که هم به نظم است هم به نثر حاصل تجربیات دل پذیر و رنگارنگ سعدی است که برخلاف بوستان که برای خودش دنیایی است مستقل و مطلوب، تصویری زنده از دنیای واقعی عصر سعدی است که در یک مقدمه و هشت باب تصنیف شده است بدین قرار: در سیرت پادشاهان، در اخلاق درویشان، در فضیلت قناعت، در فواید خاموشی، در عشق جوانی، در ضعف و پیری، در تأثیر تربیت و در آداب صحبت.
سایر آُثار و نوشته‌های سعدی عبارتنداز:
1- قصاید عربی، که حدود هفتصد بیت می‌شود و مشتمل است برموضوعات غنایی و مدح و اندرز و مرثیه
2- قصاید فارسی، در ستایش پروردگار و مدح و اندرز و نصیحت بزرگان و پادشاهان معاصر وی
3- مراثی، شامل چند قصیده بلند در رثای مستعصم بالله آخرین خلیفه‌ی عباسی که به فرمان هلاگوخان کشته شد و نیز چکامه‌هایی در رثای چندتن از اتابکان فارس و رجال و وزرای آن عهد
4- ملمعّات و مثلثّات و ترجیعات، که به ویژه ترجیع بندهای زیبا و معروفی در آن دیده می‌شود.
5- غزلیات که خود شامل چهار بخش است: طیّبات، بدایع، خواتیم و غزلیات قدیم
6- مجالس پنج گانه، به نثر که در بردارنده‌ی خطابه‌ها و سخنرانی‌های سعدی است و دارای موضوع ارشادی و نصیحت است.
7- نصیحه الملوک، در پند و اخلاق و چندین رساله‌ی دیگر به نصر در موضوعات گوناگون.
8- صاحبیه که مجموعه‌ی چند قطعه‌ی فارسی و عربی است و بیش‌تر آن‌ها در ستایش شمس الدین صاحب دیوان جوینی، وزیر دانش دوست اتابکان است و به همین دلیل آن را “صاحبیّه” نامیده است.
مجموعه این آثار تحت عنوان “کلیات سعدی” به چاپ رسیده است.
1-3- بوستان از دیدگاه ارباب قلم
“بوستان گواه این است که سعدی در حکمت عملی، محتوی علم الاجتماع و سیاست مدن مهارت داشته است.” (بهار، 1369، ج 3: 112)
“بوستان از نظر معانی و مفاهیم در اوج اعتلاست” (یوسفی، 1369: 240)
“شاید بتوان گفت بوستان نه تنها در زبان فارسی بلکه در هیچ زبانی از جهت فصاحت، بلاغت، روانی و زیبایی، دلربایی، حکمت و معرفت مثل و مانند ندارد.” (به نقل از یوسفی، 1369: 240)
“حتی مخزن الاسرار نظامی هم به پای بوستان سعدی نمی‌رسد سعدی در رشته‌ی شعر اخلاقی گوی سبقت را به استحقاق و شایستگی از همگنان ربوده است. می‌توان گفت مفیدترین و جامع‌ترین و در عین حال ساده‌ترین کتاب منظوم اخلاقی بوستان سعدی است.” (موتمن، 1364: 190)
“بوستان در حقیقت با حکایاتی که دارد یک حماسه اخلاقی است” (ماسه، 1364: 158)
“بوستان خرمنی از حکمت و فضیلت است که باید از آن راه زندگی آموخت” (خزائلی، 1366: 59)
دکتر ذبیح اله صفا می‌کوشد “در رأس اثرهای منظوم سعدی یکی از شاهکارهای بلامنازع شعر فارسی قرار دارد که در نسخه‌های کهن کلیات “سعدی نامه” نامیده شده ولی بعد‌ها به “بوستان” شهرت یافته است” (صفا، ج2، 1361: 128)
دکتر زرین کوب عقیده دارد که: “بوستان عالی‌ترین نمونه سخن پارسی و سخته‌ترین و استوارترین منظومه‌ای است که از شعر آفرینان ما به یادگار هست تفاوت داشته باشد با جنگ و شورش و دگرگونی دفعی به وجود نمی آید. راه نیل به آن که اصلاح احوال جامعه است، تهذیب و تربیت است که انسان را از آن که هست به گونه‌ی آنچه باید باشد در آورد. (زرین کوب،” 1386: 76)
“بوستان از حیث مطلب پرمایه‌ترین آثار سعدیست. در خلال آن بلندی مقصد، استواری فکر، نشر فضایل روحی و اجتماعی و بالجمله بزرگوار وی هویدا می‌شود.” (دشتی، 1380: 280)
علی دشتی از قول ادیب پیشاوری می‌گوید: “وقتی از ادیب درباره‌ی فردوسی و سعدی نظر خواستند گفت: “بوستان به تنهایی می‌تواند با شاهنامه برابری کند.” (دشتی، 1380: 277)
“بوستان گلزاری از معرفت و اخلاق و حکمت عملی و جامعه شناسی و آئین کشورداری است که هر بیت آن مثلی سایر و نمودار اندیشه‌ی ژرف گوینده و رهبر جهانیان به رستگاری و بهروزی است” (خطیب رهبر، 1366: ج )
“بوستان آمیزه‌ای از اخلاق و سیاست مدن و حکمت عملی و دستورهای زندگانی است” (انوری، 1369: 25)
“بوستان سعدی یک دوره کامل از حکمت عملی است و علم سیاست و اخلاق و تدبیر منزل را جوهر کشیده و به دلکش‌ترین عبارات درآورده است.” (فروغی 1363: هشت)
فصل دوم
جلوه‌های پیوند انسان با خداوند

2-1 درآمد
بوستان شیخ شیراز مانند رودخانه‌ای است که از آبشخور معنویت و ملکوتی سرچشمه می‌گیرد و در راه جاری شدن نشتگان معنویت را سیراب می‌کند تا به دریای تحقق آرزوهای سعدی بپیوندد. در سراسر پیوندهایی که سعدی بین آفریده‌های خداوند ایجاد می‌کند، حکم خداوند جاری و نافذ است. گویا خداوند قلم به دست سعدی داده تا بنویسد آنچه را او فرمان می‌دهد.
رابطه و پیوند انسان با خداوند در بوستان یک پیوند و رابطه‌ی دوستی و مهربانی است، نرمی و لطافت، امید است و نیاز و از سر محبت است و عنایت ” نه یک پیوند شخصی که گاهی بعضی از صوفیان ادعا می‌کنند.” (نیکلسون، 1392: 25) رابطه‌ی انسان با خداوند در بوستان رابطه رحمانی و رحیمی است. “خداوند خویشتن را به این که رحمان و رحیم است وصف می‌کند؛ اما رحمت او مساوی رحمتی که در مورد صفت انسانی به کار می‌بریم، نیست وگرنه لازم می‌آید که خداوند محل بروز حوادث قرار گیرد. هم چنین او خود را به عنوان آفریدگار ما و آفریدگار کارهای ما بدون واسطه وصف می‌کند.” (همان: 38)
سعدی از همان بیت اول بوستان که می‌فرماید
به نام خدایی که جان آفرید
سخن گفتن اندر زبان آفرید
1/33
رابطه و پیوند خداوند را با مخلوقات خود آغاز می‌کند. چنانکه در مصراع اول بطور عام به تمام جانداران منشأ هستی بخش را جلوه می‌دهد و در مصراع دوم عنایت خود را خاص می‌کند و انسان ناطق را که همین صفت او را از سایر موجودات متمایز کرده، مورد خطاب قرار می‌دهد ورابطه‌ی تنگاتنگی بین خداوند و انسان ایجاد می‌کند واز همان لحظه‌ی اول انسان را بخاطر این متمایز بودن سنگین بار می‌کند و بلند قدری و ارزشش را در پهنه‌ی هستی به نمایش می‌گذارد. چنانکه در بیت‌های بعد چگونگی این پیوند را ترسیم می‌کند و به تصویر می‌کشد؛ تا جائی که پادشاهان را در برابر او سرافکنده و نیازمند می‌داند.
سرپادشاهان گردن فراز
به درگاه او بر زمین نیاز
4/33
در جای جای بوستان، درخت معرفت وپیوند خداوند ریشه می زند و می‌بالد تا شاخه‌هایی از احسان و کرم شکوفه‌هایی از خوبی‌ها چون شاباش بهاری بر سرتشنگان انسانیت بپاشد.
2-2- تسلیم و رضا در برابر حکم خداوند
مقام رضا و تسلیم یکی از مقاماتی است که خداوند به بندگان شکرگزار خود می‌دهد چنانکه می‌فرماید: “رضوانٌ مِنَ