، اجرای یکی از استراتژی‌هایی است که از طریق آن یک شرکت تلاش می‌کند میزان فروش و سهم بازار خود را افزایش دهد. این کار از طریق بهبودبخشیدن یا اصلاح محصولات و خدمات کنونی یا ارائه محصولات جدید انجام می‌شود.
اولین گام در نوآوری محصول، تشکیل تیمی برای نوآوری محصول می باشد. تیم مذکور وظیفه توسعه و نوآوری محصول جدید را برعهده خواهد داشت. تیم تشکیل شده، باید متشکل از افرادی با وظایف، دانشها و تواناییهای متنوع باشد. بهکارگیری تیمهای چندوظیفهای مستقیماً به اثربخشی کلی نوآوری محصول کمک میکند. همچنین تیمهای منعطف با وظایف متقاطع، در توسعه فعالیتهای جدید موفقتر هستند چون دارای ترکیب دانشی جدید بوده و به سازمانها قابلیتهای جدیدی عرضه میکنند. این تیمها توانایی حل مسأله را در هنگام بروز مشکل و موانع سر راه اجرا، افزایش میدهند.
با توجه به آنچه گفته شد، افراد زیادی در سالیان مختلف به مدلسازی مسأله شکلگیری تیم پرداختهاند. در این فصل ابتدا مروری بر مطالعات انجامشده در زمینه تیمهای کاری و چگونگی تخصیص بهینه نیروی انسانی خواهیم داشت. سپس با توجه به محتوای پژوهش پیشرو به شرح مفاهیمی از جمله توسعه محصول جدید، منطق فازی، آزمون شخصیتی MBTI و مبانی رفتار گروه وتیم میچردازیم. پس از آن با توجه به مدل ریاضی مسأله، مطالبی پیرامون بهینهسازی چندهدفه ارائه خواهد شد.
2-2- پیشینه تحقیق
اَسکین و فیتزپاتریک در سال 2005، یک مدل ریاضی برای شکلگیری تیمهای انسانی اثربخش ارائه دادند. در این مدل اعضای تیم به نحوی انتخاب میشوند که مهارتهای فنی موردنیاز را پوشش دهند. علاوه بر آن برای تشکیل تیمهایی با کارایی بیشینه، از شاخص کنش( یا تمایلات طبیعی )5 کالب ( KCI )6 استفاده میکند ( شاخص کالب روشهای عملکرد غریزی انسان را اندازهگیری میکند. به گفته کالب، کنشها در فرایند یادگیری فرد نقشی اساسی دارند. ). در نهایت مدل را با روشی ابتکاری حل کردند. ]19[
محقر و مصطفوی در سال 2007، الگو و مدلی برای انتخاب نظاممند گروه ( تیم ) یک پروژه و یا مراحلی از آن ارائه کردند. این مدل براساس الگوی سازگاری فازی پایهگذاری شده است. مفهوم سازگاری فازی برای سنجش میزان تناسب بین دو مجموعه فازی استفاده میشود که در این تحقیق، تناسب بین دو مجموعه فازی مهارتهای هدف پروژه و مهارتهای گروههای بالقوه مورد نظر است. درپایان، با استفاده از روش مجموع ساده وزین (SAW )7 ، گروهها رتبهبندی شده، گروه بهینه انتخاب و به پروژه تخصیص داده میشود.] 1[
در سال 2008، مدرس و همکاران ضمن بررسی عواملی که در بستر سازمانی تیم توسعه محصول، موفقیت آن را تضمین مینمایند، با تشریح دو عامل مهم در سازماندهی تیم توسعه محصول یعنی استراتژی توسعه محصول و ویژگیهای سازمانی، مقدمات و پیشنیازهای لازم جهت سازماندهی تیم توسعه محصول را بیان کردند.]2[
مویانگ و همکاران در سال 2009، مدلی مفهومی برای انتخاب از میان کاندیداهای رهبران و اعضای تیم ارائه دادند. به این منظور، اطلاعات بهدستآمده از آن که شامل امتیاز دانشی هر فرد و امتیاز آشنایی بین افراد میباشد را وارد مدل ریاضی میکنند. در نهایت با ارائه یک الگوریتم ژنتیک و معیارهای ارتباطات اجتماعی، به انتخاب اعضای تیم و مدیر تیم میپردازد.]11[
هشام عبدالسلام در سال 2009، مدلی برای تخصیص تیمهای چندوظیفهای به سازمانهای توسعه محصول یکپارچه ( IPD )8 یا هر سازمان برمبنای پروژه دیگر ارائه داد. این مدل مواردی از قبیل محدودیت در دسترسبودن کارکنان، مهارتهای موردنیاز و همگنبودن تیم را در نظر میگیرد. همچنین با فرموله کردن و اختصاص تیم به پروژههای با بازدهی بالاتر، موجب بیشینهسازی بازدهی سازمان میشود.]8[
زولال گونگر و همکاران در سال 2009، یک سیستم انتخاب کارمند بر اساس فرایند تحلیل سلسلهمراتبی فازی (FAHP) ارائه دادند.FAHP برای تعیین کارمند با بیشترین صلاحیت بهکار میرود که با رتبهبندی معیارهای کمی و کیفی سروکار دارد. در نهایت نتایج بهدستآمده از روش FAHP را با نتایج روش اهداف وزندار یاگر9 مقایسه شد. روشهای ارائه شده در این مطالعه، یک روش حمایتی تصمیمگیری برای تهیه اطلاعات بیشتر و کمک به مدیران برای تصمیمگیری بهتر تحت رویدادهای فازی معرفی کرد.]12[
در سال 2010 ژی پینگ فَن و همکاران، روشی برای انتخاب اعضای تیمهای میانکارکردی ارائه کردند که در آن هر دو عملکرد فردی و عملکرد همکاری بین اعضا ( درون و بیرون سازمان ) در نظر گرفته شده است. برای این منظور از یک مدل برنامهریزی چندهدفه 0-1 استفاده کردند.]13[
کریستف دُرن و همکاران در سال 2011، یک مسأله توسعه یافته شکلگیری تیم را عنوان کردند که نه تنها نیازمند تعاملات مستقیم برای تعریف تیم است، بلکه علاوه بر آن به بررسی شبکههای ارتباطی پراکنده بین همکاران میپردازد. آنها از دو روش ابتکاری بر اساس الگوریتمهای ژنتیک و تبرید شبیهسازیشده استفاده کردند که در نهایت منجر به پیداکردن بهترین ترکیب از تعاملات مستقیم و ارتباطات مشتقشده از آنها میشود.]20[

در سال 2012، توانا و همکاران یک چارچوب دومرحلهای برای انتخاب بازیکنان و شکلگیری تیم در فوتبال ارائه کردند. مرحله اول بازیکنان پیشنهادی را با استفاده از یک روش رتبهبندی فازی ارزیابی کرده و بهترینها را انتخاب میکند. مرحله دوم ترکیبهای پیشنهادی بازیکنان انتخاب شده را با استفاده از یک سیستم استنتاج فازی (FIS)10 ارزیابی کرده و بهترین ترکیبها را برای تشکیل تیم انتخاب میکند.]14[
نشاطی و همکاران در سال 2013، با ارائه یک چارچوب بهینهسازی براساس تحلیل جایابی تسهیلات برای شکلگیری تیم متخصص سه حالت زیر را در نظر گرفتند. مسأله اول شامل یافتن بهترین k متخصص برای کارهای مفروض است در حالی که به مهارتهای موردنیاز بهصورت ضمنی اشاره شده، در مسأله دوم مهارتهای کارها صریحاً بیان شده ولی هر متخصص یک ظرفیت محدود برای اجرای این کارها دارد و در نهایت مسأله سوم ترکیبی از دو مسأله اول است. در نهایت روش پیشنهادی خود را با روشهای معمول و بهروز مسائل شکلگیری تیم مقایسه میکنند.]15[
لیانینگ ژانگ و ژیانگ ژانگ در سال 2013، یک مدل بهینهسازی شکلگیری تیم برای پروژههای توسعه محصول جدید (NPD ) پیشنهاد دادند که تواناییهای جامع و روابط بینفردی تمام اعضا را در نظر میگیرد. برای نشاندادن تواناییهای اعضا یک فرایند تحلیل سلسلهمراتبی فازی (FAHP) براساس روابط ارجحیت زبانی فازی (LinPreRa) بهکار گرفته شده است؛ همچنین آزمون شخصیتی مایرز- بریگز (MBTI) برای مدلسازی روابط بین فردی بهکار رفته است.]6[
در سال 2013، مهدوی و همکاران یک روش مجهز به تکنیک ابتکاری خوشهبندی ارائه کردند که کارمندان را با توجه به پارامترهای خلاقیت دستهبندی میکند. پس از بهکاربردن ماتریس خلاقیت (که یک ماتریس 3بعدی کارمند- کار- کارمند است)، خوشهبندی توسط برنامهریزی ریاضی اجرا میشود. در نهایت این مسأله در ابعاد بزرگ به وسیله الگوریتم ژنتیک ( GA )11 حل میشود.]7[
2-3- توسعه محصول جدید ( NPD )12
راجرز و شومِیکر (1972) بیان می کنند که نو بودن یک محصول یک مفهوم کاملا نسبی است و بستگی به ادراک مصرف کنندگان از محصول دارد. علاوه بر این، اکثریت فراگیر معتقدند که محصولات جدید حاصل توسعه و یا تغییر روی محصول فعلی هستند. تحقیقات در این حوزه نشان می دهد که تنها 10 درصد محصولات جدیدِ معرفی شده هم برای شرکت و هم برای بازار جدید هستند (بوز و همکاران، 1982).
امروزه سرعت فرایندهای توسعه محصول و ارائه سریع‌تر محصولات و خدمات در بازار مسأله‌ای است که شرکت‌ها و سازمان‌ها توجه خاصی به آن دارند. هر محصول یا خدمتی که در حال حاضر در بازار وجود دارد دوره و زمانی دارد و بعد از مدتی منسوخ می‌شود و محصول جدیدتر جایگزین آن می‌شود.
اگر فرآیند توسعه محصول را به مسابقهای شامل سه زمان:
1) زمان تولید : مرحله توسعه ایده اولیه برای محصول جدید تا مرحله قبل از عرضه محصول در بازار
2) زمان ورود به بازار : مرحله عرضه و ارائه محصول در بازار ( بازار سنجی محصول )
3) زمان کسب سود : مرحله گذر از نقطه سربه سر و کسب سود
در نظر بگیریم شرکت و سازمانی برنده واقعی خواهد بود که در این مسابقه برنده هر سه بخش باشد. کسب چنین موفقیتی منجر به این خواهد شد که فرآیند توسعه محصول را یک فرآیند زمان رسیدن به موفقیت بنامیم.]23[
2-3-1- اهداف فرایند توسعه محصول جدید
اهداف اصلی