د در حوزه MCDM قابل اعتماد نباشند، پس کل این مجموعه با مشکل عدم اطمینان مواجه خواهد شد. این عدم اطمینان موجب می‌گردد که تصمیم‌گیرندگان واقعی جهت حل مسائل خود کمتر به این حوزه رجوع کنند. در منابع [5،6] مهمترین دلیل تردید تصمیم‌گیرندگان- به ویژه تصمیم‌گیرندگانی که در این حوزه متخصص نیستند- در استفاده از روش‌های این حوزه، همین عدم اطمینان ذکر شده است. از این رو جلب اعتماد تصمیم‌گیرندگان به صحت نتایج روش‌های MCDM امری کاملاً ضروری است و لازم است برای آن چاره اندیشی شود.
به منظور برطرف کردن عدم اطمینان تصمیم‌گیرندگان در استفاده از روش‌های MCDM، سه راهکار کلی را می‌توان متصور شد:
* راهکار اول: ابداع یا انتخاب روشی جامع جهت حل تمامی مسائل چندمعیاره.
* راهکار دوم: طراحی یک روش چندمعیاره با توجه به نوع مسئله تصمیم‌گیری.
* راهکار سوم: انتخاب یک روش چندمعیاره از بین روش‌های موجود با توجه به شرایط مسئله تصمیم‌گیری.
به دلیل تنوع مسائل تصمیم‌گیری و با توجه به این که هر مسئله تصمیم‌گیری، ویژگی‌ها و مفروضات خاص خود را دارد، ابداع یا انتخاب یک روش که بتواند تمام این فرضیات و ویژگی‌ها را پوشش دهد، عملاً غیرممکن است. حتی در صورت امکان‌پذیر بودن این کار، روشی بسیار پیچیده پدیدار خواهد شد که استفاده کنندگان از آن را با مشکل مواجه می‌سازد. وجود روش‌های متعدد و مختلف در حوزه MCDM بیانگر آن است که یک روش خاص نمی‌تواند پاسخگوی تمام مسائل تصمیم‌گیری باشد. از این رو راهکار اول عملاً امکان پذیر نیست.
در خصوص راهکار دوم باید گفت که توسعه یک روش جدید متناسب با شرایط مسئله تصمیم‌گیری، اولاً بسیار سخت و پیچیده است؛ ثانیاً نیاز به یک زمان نسبتاً طولانی دارد؛ و ثالثاً مستلزم صرف هزینه‌های سنگین می‌باشد. این شرایط شاید تنها برای آن دسته از تصمیم‌گیری‌های کلان و حساسی توجیه‌پذیر باشد که ممکن است عدم تصمیم‌گیری درست ضررهای فراوانی را به همراه داشته باشد. لذا راهکار دوم نیز در اغلب مواقع غیر منطقی است.
هر روش MCDM دارای فرضیات و ویژگی‌هایی مختص به خود است. چرا که یک فرد طراح بر اساس مجموعه‌ای از فرضیات، یک روش را ابداع می‌کند. لذا اگر بتوان با تحلیل و ارزیابی هر روش به فرضیات و ویژگی‌های آن پی برد، به راحتی می‌توان گفت که این روش برای تمامی مسائلی که متناسب با این فرضیات و ویژگی‌ها باشد، قابل استفاده است. به عبارت دیگر اگر فرد تصمیم‌گیرنده3(DM) فرضیات و ویژگی‌های یک روش را بپذیرد، و آن را با شرایط مسئله خود مطابق ببیند، می‌تواند از صحت نتایج آن نیز اطمینان حاصل نماید. از آنجا که دستیابی به فرضیات و ویژگی‌های روش‌های MCDM با استفاده از تکنیک‌های مختلفی امکان پذیر است، لذا راهکار سوم منطقی به نظر می‌رسد. ضمناً این راهکار به مراتب ساده‌تر از دو راهکار قبلی است.
از این‌رو هدف تحقیق حاضر، با درنظرگرفتن راهکار سوم به عنوان یک راهکار منطقی، دستیابی به رویکردی مناسب جهت تسهیل فرآیند انتخاب روش می‌باشد.
1-3 پرسش‌های تحقیق
تحقیق حاضر در راستای دستیابی به رویکردی مناسب جهت تسهیل فرآیند انتخاب روش، به دنبال پاسخگویی به پرسش‌های زیر است:
1- چه رویکردهایی تاکنون جهت انتخاب مناسب‌ترین روش تصمیم‌گیری چندمعیاره اتخاذ گردیده است؟ نقاط قوت و ضعف هر یک از این رویکردها چیست؟
2- یک رویکرد مناسب جهت انتخاب مناسب‌ترین روش تصمیم‌گیری چندمعیاره چه نیازمندی‌هایی را می‌بایست برآورده سازد؟
3- آیا استفاده از یک سیستم خبره می‌تواند رویکردی مناسب جهت انتخاب مناسب‌ترین روش تصمیم‌گیری چندمعیاره باشد؟ در این صورت این سیستم چه ساختاری باید داشته باشد؟
4- یک تصمیم‌گیرنده چگونه می‌تواند با سیستم ارتباط برقرار کرده و سیستم بر چه اساسی مناسب‌ترین روش تصمیم‌گیری چندمعیاره را به او معرفی خواهد کرد؟
1-4 کاربرد نتایج تحقیق
بسیاری از مسائلی که تصمیم‌گیرندگان در محیط‌های مختلف با آن مواجه هستند، در حوزه مسائل تصمیم‌گیری چندمعیاره قرار می‌گیرد و استفاده از یک روش تصمیم‌گیری چندمعیاره مستلزم جلب اعتماد تصمیم‌گیرنده از صحت و اعتبار نتایج حاصل از آن می‌باشد. از این رو تهیه یک سیستم قابل اعتماد جهت کمک به تصمیم‌گیرنده در انتخاب مناسب‌ترین روش تصمیم‌گیری چندمعیاره موجب خواهد شد که تصمیم‌گیرندگان در موضوعات مختلف از این سیستم جهت دستیابی به نتایج مطمئن استفاده نمایند.
1-5 ساختار تحقیق
ساختار این تحقیق از پنج فصل تشکیل گردیده است. در فصل دوم فعالیت‌های انجام شده در زمینه مقایسه و انتخاب مناسب‌ترین روش تصمیم‌گیری چندمعیاره مرور می‌گردد. در فصل سوم مفاهیم اساسی تصمیم‌گیری چندمعیاره و همچنین سیستم‌های خبره معرفی می‌گردد. همچنین در این فصل روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره‌ای که در سیستم خبره موردنظر، روش پیشنهادی از بین آن‌ها پیشنهاد داده خواهد شد، انتخاب گردیده و به اختصار معرفی خواهند شد. فصل چهارم بخش اصلی این تحقیق را تشکیل می‌دهد. در این فصل یک سیستم خبره جهت انتخاب مناسب‌ترین روش تصمیم‌گیری چندمعیاره با توجه به ویژگی‌های مسئله تصمیم‌گیری ارائه می‌شود. در فصل آخر نیز برخی نتایج بدست آمده از این تحقیق به اختصار بررسی شده و پیشنهاداتی جهت توسعه فعالیت‌های این تحقیق ارائه می‌گردد.

2- فصل دوم
فصل دوم: مرور ادبیات
2-1 مقدمه
به طورکلی فعالیت‌هایی که تاکنون به منظور کمک به تصمیم‌گیرنده جهت انتخاب مناسب‌ترین روش تصمیم‌گیری چندمعیاره انجام گرفته است را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: رویکردهای مبتنی بر مقایسه و رویکردهای مبتنی بر انتخاب.
در ادامه، فعالیت‌های مختلف انجام گرفته در هر یک از این دو دسته مورد بررسی قرار می‌گیرد.
2-2 رویکردهای مبتنی بر مقایسه
در این رویکردها روش‌های مختلفMCDM تنها با یکدیگر مقایسه شده‌اند تا از این طریق فهم صحیحی از ویژگی‌های روش‌های مختلف در مقایسه با یکدیگر حاصل گردد. نتایج حاصل از این رویکردها به تصمیم‌گیرنده کمک می‌کند تا در انتخاب و استفاده از یک روش بتواند دقت لازم را اعمال نماید.
عمده فعالیت‌های انجام شده در این دسته را می‌توان در سه رویکرد طبقه‌بندی نمود: مقایسه از طریق تحلیل نظرات کاربران، مقایسه از طریق مدل‌های ریاضی، و مقایسه از طریق تحلیل ساختار و مراحل روش‌ها.
2-2-1 مقایسه از طریق تحلیل نظرات کاربران
در این رویکرد ابتدا روش‌های تصمیم‌گیری موردنظر به مجموعه‌ای از کاربران آموزش داده شده و سپس مسائلی از نوع واقعی طرح می‌گردد تا کاربران این روش‌ها را در این مسائل مورد استفاده قرار دهند. در نهایت نظرات کاربران بر اساس شاخص‌هایی جمع‌آوری شده و تحلیل می‌گردد.
عموماً شاخص‌هایی که در این رویکرد مورد استفاده قرار می‌گیرد، کیفی می‌باشند و عبارتند از: سادگی استفاده، قابلیت اعتماد، کیفیت نتایج، قابلیت فهم و …
هابز و همکاران[7] روش‌های برنامه‌ریزی آرمانی4،5 ELECTRE-I، توابع ارزش جمعی6 و توابع مطلوبیت ضربی7 را به همراه سه روش مختلف وزن‌دهی به منظور شناسایی میزان مناسب بودن و سادگی استفاده، اعتبار نتایج و تفاوت‌های نتایج مورد بررسی قرار داده‌اند. مسئله مورد بررسی در خصوص برنامه‌ریزی منابع آبی بوده است و لذا کاربران از مهندسان متخصص در حوزه منابع آبی انتخاب گردیده‌اند. کُرنر و بوچانان[8] روش‌هایNAIVE ،SMART8 و Zionts-Wallenius را با هدف تعیین توانایی هر روش در دستیابی صحیح به رجحان تصمیم‌گیرنده مورد مقایسه قرار داده‌اند. آن‌ها از سه معیار اطمینان روش، آسانی استفاده، و آسانی فهم بهره برده‌اند و کاربران نیز 84 نفر از دانشجویان بوده‌اند. چو و همکاران[9] نیز سه روش SAW9، TOPSIS10و VIKOR را در چارچوب مسائل تصمیم‌گیری گروهی مقایسه نموده و برای این مقایسه از 16 معیار استفاده کرده‌اند. اَخوی و هایِس[10] دو روش AHP11 و MRO12را به منظور ارائه بینشی به طراحان نرم افزار برای نحوه انتخاب روش تصمیم گیری مورد مقایسه قرار داده اند. برای این مقایسه آن ها از 15 دانشجو و استاد کمک گرفته اند. هابز[11] آزمایش‌هایی را جهت مقایسه برخی روش‌های تصمیم‌گیری از طریق تحلیل نظرات کاربران در خصوص چهار معیار مناسب بودن روش برای مسئله، آسانی استفاده، اعتبار، و حساسیت نتایج انجام داده است.
اولسن و همکاران[12] آزمایشی را ترتیب داده‌اند که از طریق آن مجموعه‌ای از کاربران، یک مسئله تصمیم‌گیری را با استفاده از چهار نرم‌افزار مختلف حل نموده‌اند. این