لاثرفی المهدی المنتظرص189)
ابن قیم جوزیه “متوفی751ه”: می گوید: والاحادیث علی خروج المهدی اصح اسنادا،(همان ص191-192)
عبدالعزیز بن باز می گوید: “اما انکارالمهدی المنتظربالکلیه کما زعم ذلک بعض المتاخرین ، فهوقول باطل ، لان احادیث خروجه فی آخرالزمان ، وانه یملاءالارض عدلاوقسطا ،کما ملئت جورا ، قدتواترت تواترا معنویا ، وکثرت جدا واستفاضت کما صرح بذلک جماعه من العلما…
ترجمه: واما انکار موضوع مهدویت به طور کامل همانگونه که برخی معاصرین پنداشتند، سخن نادرستی است ، زیرا که احادیث ظهورآن حضرت درآخر زمان ، واینکه زمین را پراز عدل وداد می کند ، همان گونه که پر از ظلم وستم شد ، متواتر معنوی است ، واین احادیث بسیار نقل شده وبه حد استفاضه رسیدند به طوری که برخی از علماء به آن تصریح کردند.(ترجمه از ماتن) ( حیدری ،1389 ،ص90)
محی الدین عربی عارف برجسته‌ی جهان تسنن درباره‌ی مهدی(ع) چنین می‌گوید?
اعلم ایدنا الله ان لله خلیفه یخرج وقد امتلات الارض جورا وظلما فیملوها قسطا وعدلا ، ولو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتی یلی هذا الخلیفه من عتره رسول الله “ص” من ولد فاطمه یواطیء اسمه اسم رسول الله “ص” جده الحسن بن علی بن ابی طالب یبایع بین الرکن والمقام …
” وبدان که خدا ما را پیروز می گرداند ، قطعا برای خداوند خلیفه ای ظهور می کند وزمانی که زمین ازظلم وستم پرشده او زمین را از عدل وداد پر خواهد کرد ، واگر از از عمر دنیا حتی یک روز هم باقی نماند خداوند آن روز را چنان طولانی خواهد کرد که این خلیفه از خاندان پیامبر”ص” ظهور می کند از فرزندان فاطمه”س” که نامش ، همنام پیامبر”ص” است پدربزرگش حسن بن علی ابن ابی طالب “ع” است ، که میان رکن ومقام با او بیعت می کنند…”ترجمه ماتن” (ابن عربی ،1414ق ،ص63.)
7-1 روش تحقیق : روش کتابخانه ای که شامل فیش برداری ، جمع آوری اطلاعات وتجزیه وتحلیل آنها است.
8-1 هدف تحقیق : هدف از نگارش این تحقیق ، ایجاد وحدت نظر بین دو مذهب بزرگ اسلامی (شیعه واهل سنت) ، وآن هم دردوره ای بسیارخطیر، وآن زمانی است که دشمنان اسلام سعی بر آن دارند تا هر چه در توان وقدرت دارند از طریق تالیف کتب ، رسانه های جمعی ، ماهواره واینترنت و… شکاف بیشتری میان مسلمانان ایجاد کنند ، تا به آرزوی خود “تفرقه بینداز وحکومت کن” برسند . پس لازم دانستم پژوهش “پایان نامه” خود را دراین زمینه انتخاب نمایم و طبق آیه شریفه” واعتصموا بحبل الله جمیعا ولاتفرقوا واذکروا نعمه الله علیکم ان کنتم اعداء فالف بین قلوبکم واصبحتم بنعمته اخوانا”(آل عمران103)، یکی از مباحث مهم عقایدی و اصول دین یعنی” امامت ” نزد شیعه واز مباحث فروع دین نزد مذهب اهل سنت ، می باشد را تحقق نمایم.”ماتن”

2- توضیحی مختصردرمورد صحیحین (صحیح بخاری ومسلم) وروش گزینش حدیث :
درصحاح سته ، بخاری ومسلم نامی از امام مهدی”ع” نیاورده اند ، وفقط به ذکراوصاف آن حضرت اکتفا نمودند وآن هم نماز خواندن عیسی”ع” درپشت سرآن حضرت وخروج دجال و… ، ولی سنن ابن ماجه ، ابی داوود ، ترمذی ونسایی ، هم نام مبارک آن حضرت هم اینکه از نسل پیامبر”ص” وشبیه پیامبردرخلق وچهره واندام و… احادیثی چند، آمده است. تا جایی که علمای سنت همچون ابن تیمیه وبن بازو… تصریح کردند احادیث مهدی”عج” صحیح الاسناد هستند ، وآن هم بخاطر اینکه ازبزرگان صحابه نقل شده اند. اگر سوال شود که چرا صحیحین(بخاری ومسلم) احادیثی روشن ودقیق از “امام مهدی” نیاوردند، پاسخ به آن روشن است ؛ اولا: آندودرمقدمه صحیح خود اعتراف واذعان نمودند که همه احادیث موجود را نیاوردند واحادیثی که گردآوری کردند را ، از میان هزاران حدیث انتخاب کردند وآن هم بخاطر روش خاص هرکدام اقدام به گزینش حدیث کردند.
همانگونه که نووی در شرح خود بر صحیح مسلم گوید : ” قال الشیخ الامام أبو عمرو بن الصلاح رحمه الله شرط مسلم رحمه الله تعالى فی صحیحه أن یکون الحدیث متصل الاسناد بنقل الثقه عن الثقه من أوله إلى منتهاه سالما من الشذوذ والعله قال وهذا حد الصحیح فکل حدیث اجتمعت فیه هذه الشروط فهو صحیح بلا خلاف بین أهل الحدیث وما اختلفوا فی صحته من الأحادیث فقد یکون سبب اختلافهم انتفاء شرط من هذه الشروط وبینهم خلاف فی اشتراطه کما اذا کان بعض الرواه مستورا أو کان الحدیث مرسلا وقد یکون سبب اختلافهم أنه هل اجتمعت فیه هذه الشروط أم انتفى بعضها وهذا هو الأغلب فی ذلک کما اذا کان الحدیث فی رواته من اختلف فی کونه من شرط الصحیح فاذا کان الحدیث رواته کلهم ثقات غیر أن فیهم أبا الزبیر المکی مثلا أو سهیل بن أبی صالح أو العلاء بن عبد الرحمن أو حماد بن سلمه قالوا فیه هذا حدیث صحیح على شرط مسلم ولیس بصحیح على شرط البخاری لکون هؤلاء عند مسلم ممن اجتمعت فیهم الشروط المعتبره ولم یثبت عند البخاری ذلک فیهم وکذا حال البخاری فیما خرجه من حدیث عکرمه مولى بن عباس واسحاق بن محمد الفروی وعمرو بن مرزوق وغیرهم ممن احتج بهم البخاری ولم یحتج بهم مسلم قال الحاکم أبو عبد الله الحافظ النیسابوری فی کتابه المدخل إلى معرفه المستدرک عدد من خرج لهم البخاری فی الجامع الصحیح ولم یخرج لهم مسلم أربعمائه وأربعه وثلاثون شیخا وعدد من احتج بهم مسلم فی المسند الصحیح ولم یحتج بهم البخاری فی الجامع الصحیح ستمائه وخمسه وعشرون شیخا والله أعلم وأما قول مسلم رحمه الله فی صحیحه فی باب صفه صلاه رسول الله صلى الله علیه و سلم لیس کل شیء صحیح عندی وضعته ها هنا یعنى فی کتابه هذا الصحیح وانما وضعت ها هنا ما أجمعوا علیه فمشکل فقد وضع فیه أحادیث کثیره مختلفا فی صحتها لکونها من حدیث من ذکرناه ومن لم نذکره ممن اختلفوا فی صحه حدیثه قال الشیخ وجوابه من وجهین أحدهما أن مراده أنه لم یضع فیه الا ما وجد عنده فیه شروط الصحیح المجمع علیه وان لم یظهر اجتماعها فی بعض الاحادیث عند بعضهم والثانی أنه أراد أنه لم یضع فیه ما اختلفت الثقات فیه فی نفس الحدیث متنا أو اسنادا.”
امام ابوعمروبن صلاح گفت که شرط مسلم رحمه الله در گزینش احادیث درصحیح خود این است که سلسله سند حدیث باید پیوسته ومتصل باشد واینکه ناقل حدیث ثقه ومورد اعتماد باشد وآن راوی هم باید ازثقه ومورد اعتماد نقل کند تا آخرسلسله روایت باید راویان آن ثقه باشند واز ضعف عاری باشند، وگفت که حدیث صحیح این شرایط را دارد وهر حدیثی که این شرایط را داشته باشد ، صحیح است ودراین سخن اختلاف نظری بین علماء حدیث نیست ، ولی اختلاف آنان در فقدان یکی از شروط ذکر شده می باشد. همان طور که بعضی از راویان ناشناس باشند یا حدیث مرسل ، همچنین اختلاف دیگر آنها اینکه همه ی این شرایط در نقل حدیث رعایت شده است یا خیر؛ مثلا اگرراویان حدیث همه ثقه باشند ودرمیان آنها ابوزبیرمکی یا سهیل بن ابی صالح یا علاء بن عبدالرحمن یا حماد بن سلمه باشند گفتند که این حدیث صحیح است وبرشرایط مسلم است ونه برشرایط بخاری ، زیرا که این شرایط وراویان نزد مسلم معتبر هستند ولی نزد بخاری معتبر نیستند وهمچنین وضعیت بخاری این گونه است یعنی آن احادیثی که از عکرمه نوکر ابن عباس واسحاق ابن محمد فروی وعمرو بن مرزوق و… که بخاری روایت آنها را آورده در حالی که مسلم از آنها ابا داشته است واز آنها حدیثی نقل نکرده است وحاکم نیشابوری در کتابش المدخل الی معرفه المستدرک گوید : تعداد راویانی که بخاری در صحیح خود از آنان حدیث نقل کرده ومسلم از آنان حدیث نقل نکرده است 434 نفرهستند وتعداد راویانی که مسلم در صحیح خود از آنان حدیث نقل کرده وبخاری ازآنان حدیث نقل نکرده 625 نفر می باشند مثلا مسلم در صحیح خود در باب”صفه صلاه رسول الله ص ” گفته است: من همه ی احادیث صحیح را نیاوردم وفقط احادیثی که بر آنها اجماع شده را آوردم وبسیاری از احادیث که درصحت آنها اختلاف نظر بوده را ترک کرده است مسلم فقط احادیثی را آورده که به نظرش شرایط صحیح را دارد ونمی خواست احادیثی نقل کند که ثقات آن را نپذیرند وخواه در متن حدیث اشکالی وجود داشته باشد ویا در سند آن اشکال باشد “ترجمه از ماتن”.(النووی ، 1392 ، ص 13.)
آنچه از گفتارفوق بر می آید این است که :
1-2 : معلوم شد بخاری از رجالی نقل کرده که مسلم از آنها ابا داشت ومسلم نیز همینگونه بود. هردو قائل نیستند که همه ی احادیث صحیح را نقل کردند.
2-2 : اینکه آنها ادعا نکردند که فقط احادیث صحیح را نقل کرده اند.
3-2 : اگرملاک صحت حدیث فقط این دو(صحیحین) است پس چه لزومی به صحاح دیگراست