‌سنگ‌های قرمز و سنگ‌های ولکانیکی بررسی و آن را قابل قیاس با سازند نیور در ناحیه شیرگشت دانسته که تنها آثار فسیلی بدست آمده از این بخش خرده صدف‌های براکیوپود است.
– ایستو و همکاران Aistov et al., 1984)) نهشته‌های سازند نیور را در ناحیه خور، در دو محل به نام‌های کوه آبریزو و کوه معراجی مطالعه نموده‌اند. سازند نیور در کوه آبریزو شامل 76 متر آهک دولومیتی و متبلور حاوی فسیل است که به طور هم شیب بر روی رسوبات دگرگونی اردویسین بالایی قرار گرفته است. همچنین نهشته‌های این سازند در کوه معراجی شامل 185 تا 205 متر آهک متبلور فسیل دار با لایه های فیلیتی و آهک‌های دولومیتی است که مرز زیرین آن فیلیت‌های اردویسین بالایی و مرز فوقانی آن دولومیت ها و کوارتزیت های سازند پادها می‌باشد. سن سازند نیور بر اساس شناسایی بریوزوئرها و کرینوئیدهای آن سیلورین پیشین و سیلورین- دونین پیشین پیشنهاد شده است.
– سازند نیور در ناحیه انارک یزد با لیتولوژی غالب ماسه سنگ، آهک دولومیتی، سیلتستون و گل سنگ توسط شارکوسکی و همکاران (Sharkovski et al., 1984) مورد مطالعه قرار گرفت که در برش چینه شناسی مذکور سازند نیور به طور هم شیب بر روی سازند شیرگشت و در قاعده سازند پادها قرار گرفته است. حضور مرجان Favosites gothlandicus سبب پیشنهاد سن سیلورین و همچنین شناسایی بریوزوآی Nichlosonella aff. vaupeliformis در بخش تحتانی این سازند، سن اردویسین را برای این بخش از نهشته‌های برش چینه شناسی مذکور پیشنهاد نموده و در واقع سن پیشنهادی گروه‌های مختلف فسیلی با یکدیگر تطابق ندارند.
– رسوبات سازند نیور در نواحی قلّی و رُباط قَرابیل کپه داغ برای اولین بار توسط افشار حرب (Afshar Harb, 1979) مورد مطالعه قرار گرفت و پس از آن قویدل سیوکی (Ghavidel-Syooki, 1990) بر پایه مطالعات پالینولوژی سن خلاندوری- ونلوک را پیشنهاد نمودند.
– سازند نیور در کوه‌های پونه‌زار، واقع در جنوب غربی بینالود توسط ودیج (Wedigge, 1983) مورد مطالعه قرار گرفته که این سازند در برش چینه شناسی مورد مطالعه شامل 100 متر تناوب شیل و آهک ماسه ای با قاعده‌ای گسله بوده و مطالعه کنودونت‌ها و تنتاکولیت‌های آن سبب پیشنهاد سن امسین آغازین شده است.
– قویدل سیوکی Ghavidel-Syooki (2006) زیست چینه‌نگاری کیتینوزوآهای سازند نیور را با ضخامت 750 متر در ناحیه کپه‌داغ، جاده اسفراین- بجنورد انجام و ضمن معرفی چهار زیست زون، سن خلاندوری- ونلوک را برای این سازند پیشنهاد نمود. همچنین وی پیشنهاد نمود که منطقه مورد مطالعه در طی سیلورین پیشین، بخشی از ابرقاره گندوانا بوده و پالینومورف‌های آن مشابه مجموعه فسیلی حوضه زاگرس و کشورهای عربستان سعودی، الجزایر، لیبی، مراکش و اسپانیا می‌باشد.
– قویدل سیوکی (Ghavidel-Syooki, 2000, 2001) ضمن مطالعه آکریتارک‌های سازند نیور در برش چینه‌شناسی کوه سالوک، جنوب غرب بجنورد ضمن معرفی یک بیوزون تجمعی (assemblage zone VI) سن سیلورین پیشین را برای این نهشته‌ها پیشنهاد و محیط رسوبی دریایی را بر پایه حضور آکریتارک‌ها برای سازند نیور پیشنهاد نمود.
– قویدل سیوکی (Ghavidel-Syooki, 2003) ضمن مطالعه پالینومورف‌های سازند سیلورین در برش چینه شناسی کوه بقو، جنوب غربی کاشمر، سن خلاندوری- ونلوک آغازین را پیشنهاد و محیط رسوبگذاری نهشته‌های سازند نیور را در این برش چینه‌شناسی، دریایی توصیف نمودند.
– مطالعه پالینومورف های سازند نیور در البرز شرقی توسط (Ghavidel-Syooki & Vecoli, 2006) سبب معرفی چهار زیست زون و پیشنهاد سن خلاندوری (روآدین-تلیچین) گردید.
– پالینومورف‌های سازند نیور در شمال شهر طبس و در برش چینه‌شناسی تیپ سازند شیرگشت توسط Mehrjerdi (2001) انجام و یک بیوزن تجمعی آکریتارکی به سن سیلورین پیشین (خلاندوری) در این نهشته‌ها شناسایی گردید.
1-5- اهداف مطالعه

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

با توجه به مطالعات پالینولوژی پیشین صورت گرفته سازند نیور و همچنین مزایای استفاده از پالینوستراتیگرافی در تعیین سن نسبی رسوبات، تعیین مرز واحدهای سنگی و دیرینه‌بوم شناسی اطراف حوضه رسوبی مورد مطالعه (Traverse, 2007)، اهداف زیر برای بررسی برش چینه‌شناسی گردنه پلمیس تعریف شده است:
– شناخت انواع پالینومورف‌ها؛ به‌ویژه آکریتارک‌های سازند نیور سیلورین در گردنه پلمیس.
– ایجاد بیوزون‌های آکریتارک و تعیین سن دقیق لایه های منتسب سیلورین (سازند نیور) در برش چینه‌شناسی مورد مطالعه.
– شناسایی جنس‌ها و گونه های جدید در صورت امکان.
– ترسیم ستون چینه شناسی سازندها در مقطع مورد مطالعه.
– تعیین سن لایه های مذکور در ناحیه گردنه پلمیس واقع در جنوب بجنورد.
– مقایسه لایه های سیلورین (سازند نیور) گردنه پلمیس با لایه های تیپ این سازند از طریق مطالعات پالینولوژی.
– یافت شواهد مرتبط با پیش فرض ها.
– مقایسه این سازند در زمان سیلورین (سازند نیور) با سایر نقاط جهان.
– پیمودن مسیری نو بر تأیید سن سازند مذکور در مناطق دیگر.
– بررسی عناصر پالینولوژی منطقه از نقطه نظر اثبات وجود هیدروکربور.
– تعیین موقعیت جغرافیایی منطقه در زمان سیلورین و ارتباط آن با سایر خشکی های جهان (ازطریق نتایج بدست آمده از مطالعات پالئوپالینولوژی منطقه).

– تعیین رخساره ها و تعیین شرایط حاکم بر محیط رسوبی با استفاده از پالینومورف‌ها و فاکتورهای رسوبی.
– بازسازی شرایط اکولوژی منطقه در زمان سیلورین.
– تأثیر حوادث جهانی بر لایه های منسوب به سازند مربوطه در برشی غیر از مقطع تیپ این سازند.
1-6- روش کار
برای انجام مطالعه حاضر 37 نمونه از افق‌های مختلف برش چینه‌شناسی گردنه پلمیس، واقع در جنوب شرقی بجنورد برداشت و اسلاید دائمی (Strew slide) آنها تهیه شد.
1-6-1- نمونه‌برداری
نمونه برداری از برش چینه شناسی سطح الارضی واقع شده در گردنه پلمیس، جنوب شرقی بجنورد بر پایه حضور پالینومورف‌ها در سنگ‌های آواری دانه ریز (Traverse, 2007) صورت گرفته است. در مرحله نمونه‌برداری سعی بر این بوده است که تاحد امکان از اختلاط (Contamination) احتمالی نمونه‌ها با نمونه‌های عهدحاضر جلوگیری شود (Wood et al., 1996).
1-6-2- جداسازی پالینومورف‌ها از رسوبات دربرگیرنده و تهیه اسلایدهای دائمی
برای جدایش پالینومورف‌ها از رسوبات دربرگیرنده، حذف مواد آلی غیرفسیل و تهیه اسلایدهای دائمی جهت مطالعه پالینومورف‌ها از روش‌های معمول استفاده شده است (Phipps & Playford, 1984; Wood et al., 1996)، به طوریکه 100 گرم از هر نمونه را پس از شستشو و خشک کردن، به منظور تأثیر بیشتر اسیدها تا حد 2-1 میلی‌متر خرد کرده و به منظور انحلال مواد کربناتی و اکسیدهای آهن نمونه ها را در بشرهای شیشه ای ریخته و به آن اسید کلریدریک 10% می افزاییم. در این مرحله جهت افزایش سرعت واکنش ها و به منظور انحلال دولومیت (در صورت وجود) می‌توان نمونه ها را حرارت داد. سپس با استفاده از سانتریفیوژ و شستشوی نمونه ها با آب، اسید کلریدریک اضافی خنثی می گردد. (برای حصول اطمینان از خنثی شدن می توان از کاغذ pH متر استفاده نمود).
به منظور از بین بردن ترکیبات سیلیکاته بر روی نمونه ها اسید فلوریدریک (HF) 40 درصد ریخته و پس از گذشت 24 ساعت عمل خنثی سازی مانند مرحله قبل انجام می گیرد. باید توجه داشت که اسید فلوریدریک ترکیبات شیشه ای را حل می کند، بنابراین در این مرحله حتماً باید از بشر و همزن پلاستیکی استفاده کرد. در این مرحله ژل سیلیکاته ای ایجاد می شود که فقط با اسید کلریدریک گرم از بین می رود. به همین منظور از اسید کلریدریک 50% گرم، به مدت 20 دقیقه در بشر شیشه‌ای استفاده نموده و پس از شکسته شدن ژل سیلیکاته، اثر اسید کلریدریک را خنثی می‌کنیم. در مرحله بعدی از هر نمونه یک اسلاید موقت تهیه می گردد تا وجود پالینومورف و رنگ آنها مورد بررسی قرار گیرد. با توجه به رنگ فسیل ها، وجود و یا عدم وجود پیریت می توان از محلول های اکسید کننده مانند اسید نیتریک و یا محلول شولتز (Schultz solution: KClO3 + HNO3) که خاصیت اکسید کنندگی بیشتری دارد،