جایگاه افزوده شد و همین اهمیت موقعیتی پس از پایان جنگ دوم باعث شد قوای شوروی از خاک ایران خارج نشوند و برای اولین بار آمریکا متاثر از این مسئله در مقابل شوروی موضع گیری نمود و ((در حقیقت این حادثه بود که اختلاف نظر آمریکا و شوروی را در امور بین الملل آشکار ساخت)). با خروج قوای شوروی از ایران این کشور به جرگه بلوک غرب پیوست و با شرکت در اتحادیه های نظامی- منطقه ای نقش حلقه واسط بین سیتو و سنتو را بازی نمود.
تحولات ناشی از انقلاب اسلامی اگرچه این کشور را از گردونه حلقه های سد نفوذ خارج ساخت. اما جایگاه ژئو استراتژیک ایران به قوت خود باقی ماند . پس از فروپاشی شوروی و استقلال کشورهای آسیای میانه ارزش ژئواستراتژیک ایران کاهش یافت اما با توجه به دگرگونی در ماهیت رابطه قدرت در نظام بین الملل که سیاست های بین الملل مبتنی بر قدرت اقتصادی جایگزین سیاست های حاد مبتنی بر قدرت نظامی گردیده است. موقعیت ژئوپولتیک ایران در این راستا تحول یافته است. چنانکه هارتریچ (hartrich) در کتابش تحت عنوان فرصت آمریکایی استدلال می کندکه سیاست اقتصادی اکو پلتیک که به نظر وی به معنای قدرت اقتصادی است و نه سیاست اکولوژیکی جایگزین ژئو پو لتیک مبتنی بر قدرت نظامی شده است. در ارتباط با این مسئله مشارکت فعال ایران در سازمان اقتصادی اکو و ویژگی جغرافیایی ایران که در مرکز کشورهای عضو واقع شده است می تواند بعنوان حلقه ای راهبردی برای همکاری های بین منطقه ای مطرح باشد. گذشته از آن امروز کشور ایران بعنوان دروازه ورود کالا و سرمایه های حوزه پاسیفیک به کشورهای تازه استقلال یافته آسیای مرکزی و افغانستان می باشد و این نقشی است که در تاریخ ایران نیز وجود داشته است و جاده ابریشم در همین راستا قابل بحث می باشد . به بیانی دیگر اگر در جنگ جهانی دوم ایران محل ترانزیت تدارکات و تسلیحات متفقین به جبهه شرق قرار گرفت امروز محل ترانزیت کالا و سرمایه های اقتصادی است.
قابل توجه است که اهمیت خلیج فارس در مسائل اقتصادی و اشتراک منافع قدرت های جهانی و تعارض آن با منافع کشورهای منطقه بگونه ای است که موقعیت استراتژیک ایران نیز دارای اهمیت است. چرا که خلیج فارس یکی از کانون های بحران جهانی است و اهمیت آن حوزه برای کشورهای منطقه و اقتصاد جهانی از اولویت برخوردار است. طبیعی است که با توجه به ویژگی ژئوپولتیک ایران از لحاظ وسعت و طول مرزهای ساحلی و جمعیت قابل توجه در خور توجه بالایی است. ویلیام دورمن در کتاب مطبوعات آمریکا و انقلاب 1978 ایران در فصل هفتم کتاب تحت عنوان غرب به ملاقات شرق می رود به اهمیت ایران برای ایالات متحده آمریکا اشاره می کند. ناشر کتاب مذکور (دانشگاه کالیفرنیا) نیز در مقام قضاوت برآمده و معتقد است که در تاریخ آمریکا هیچ یک از کشورهای جهان سوم به اندازه ایران برای آمریکا حائز اهمیت نبوده است.
مروری اجمالی به برخی اظهار نظرهای مقامات آمریکایی علی رغم خصومت آنها با جمهوری اسلامی ایران این مسئله را روشنتر می سازد . سفیر آمریکا در کویت در رابطه با امنیت منطقه خلیج فارس اذعان نمود که ))ایران یکی از عوامل ایجاد امنیت در جامعه بشمار می رود و برای تامین امنیت خلیج فارس نمی توان نقش این کشور را نادیده گرفت)). رئیس جمهور وقت آمریکا (جرج بوش) با آگاهی از موقعیت ایران با تاکید بر اهمیت نقش ایران در منطقه، مقامات ایران را به مذاکره با آمریکا دعوت نمود. این اظهارات در دولت جمهوری خواهان خلاصه نمی شود. این نکته نیز قابل توجه است که دستگاه دیپلماسی آمریکا علی رغم اذعان به این واقعیت تاکنون بجای حسن نیت سوء نیت نشان داده و و سعی نموده است از موضع قدرت با کشوری انقلابی چون ایران برخورد کند. با توجه به این وضعیت شایسته است امروز همه ی ما با هوشیاری تمام و آگاهی از موقعیت ارزشمندی که دارا هستیم در صحنه بین الملل حضور یابیم. (جایگاه ایران در نظام دگرگون شونده جهانی ، 1373 )

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود