ربخشی سه عنصر عمده است:1- اهداف ارزیابی اثربخشی،2- ابزارهایی اندازه گیری اثربخشی و 3- گزارش ارزیابی.ابزارهای ارزیابی سه دسته اند:رضایت شغلی،یادگیری وعملکرد.گزارش ارزیابی شامل آن دسته اطلاعاتی است که مدیران آموزشی باید بطور قطعی تصمیم بگیرند .گزارش ارزیابی شامل موارد زیر است :
1- نیازهای اولیه شغلی کارکنان
2- اهداف عملکرد
3- پیشنهاد یک راه حل معتبر
4- خلاصه ای از اثربخشی آموزشی
5- خلاصه ای از ارزیابی
6- اصلاح طرح
پال دیویس(1990)در دانشگاه ایلونز جنوبی به بررسی اثربخشی آموزش ضمن خدمت در زمینه شایستگی های فنی و شغلی پرداخت. این بررسی برآن بود تا اثربخشی یک برنامه آموزش ضمن خدمت را در زمینه هدف هایی که آموزگاران کودکان استثنایی تدوین کرده اند، ارزیابی کند.
در سال 1994 شرکت xerox به منظور ایجاد سیستمی که میزان یادگیری کارکنان را تعیین کند آغاز بکار کرد. آنان از مدل کرک پاتریک بعنوان پایه و اساس کار استفاده کردند. اثر کسب و کار از طریق ارزیابی نیازها، طراحی، توسعه و منابع معین شد. استانداردهای صلاحیت و شایستگی توسعه یافت، کارکنان بوسیله خود ارزیابی از طریق این استانداردها و با استفاده از مقیاس های رفتاری مورد بررسی قرار گرفتند. از آنجا که اولین پیامد یادگیری بود، در سه سطح ارزیابی انجام شد، که با نیت اصلی نیروی کار و انتقال آموزش فرا گرفته شده به شغل مورد ارزیابی قرار گرفت. با این سیستم کارکنان می توانند استاندارد های شایستگی خود را بالا ببرند. اگر چه این ابزار برای پاداش یا تشویق بکار نرفته است، ولی بسیار توسعه دهنده است و کارکنان را آماده می کند که بتوانند در محیطی رها از ترس و استرس رشد یابند. این سیستم نه تنها برای شرکت xerox در افزایش سطوح شایستگی مفید است بلکه در رضایت شغلی کارکنان نیز تاثیر دارد.
در سال 1991 تامپسون(Thompson) به ارزیابی اثربخشی دو رویکرد تدریس هنر،(برنامه درسی سنتی کارگاهی و برنامه درسی ضابطه مند با روش تدریس علمی) در سطح مدارس متوسطه در منطقهNorth Georgia پرداخت. او این دو برنامه را بوسیله روش گروه کنترل با پیش آزمون و پس آزمون مورد بررسی قرار داد. جامعه آماری او 39 نفر از دانش آموزان پایه هفتم بود. بر اساس نتایج تحقیق گروه کنترل نمره بالایی در تفکر خلاق و فعالیت هنری و اشتیاق به برنامه درسی نشان دادند و این بیان کننده این موضوع بود که برنامه درسی سنتی کارگاهی یک روش موثر برای تدریس مهارتهای تفکر خلاق می باشد.
در سال 2000 تایلر مارجیوریدر تحقیقی به طراحی ابزاری برای ارزیابی واکنش مشارکت کنندکان و سرپرستان آنان به اثربخشی برنامه های آموزشی محل کار در دلتای می سی سی پی پرداخت. این تحقیق در دو مرحله یا گام انجام گرفت. گام اول تدوین و طراحی ابزاری برای ثبت واکنش مشارکت کنندگان و سرپرستان نسبت به اثربخشی برنامه های آموزشی بود، گام دوم شامل آزمایش ابزار طراحی شده در دو دانشکده محلی بود. نتایج گام دوم برای مقایسه پاسخ مشارکت کنندگان در برنامه آموزشی و سرپرستان بکار برده شده است. براساس نتایج مطالعه اثربخشی برنامه های آموزشی ضمن کار را می توان بلافاصله با استفاده از ابزار طراحی شده برای تحقیق ارزیابی نمود اما اثربخشی بیرونی دوره ها نمی توان بلافاصله بوسیله ابزار طراحی شده برای مطالعه، ارزیابی کرد.
نتایج پژوهش گارسیا و همکاران (2004) دردانشگاه تگزاس باعنوان بررسی میزان استفاده اعضای هیأت علمی ازاینترنت نشان داد که میزان استفاده اعضاى هیأت علمى جوانتراز اینترنت بیشتراست . همچنین برخى از اساتید از فناورى اطلاعات استفاده نمى کردند ،زیرا بعضی ازآنان معتقد بودند که روشهاى قدیمى و سنتى آموزش ،تأثیر و کارآیى بیشتر و بهترى دارند وبعضی دیگر نمى خواستند براى یادگیرى اینترنت زمان صرف کنند. در این تحقیق همبستگى منفى و معنى دارى بین میزان موانع موجود در مسیراستفاده از اینترنت ومیزان استفاده اعضاى هیأت علمى از این فناورى مشاهده شد.
در تحقیقی که توسط پت واردان9 (2008)، با هدف ارزیابی برنامه‏های آموزش ضمن خدمت سازمانی انجام شد، مدل سه بعدی برای ارزشیابی دوره‏های آموزش ضمن خدمت ارائه شده است که شامل بررسی عوامل قبل از آموزش، درونداد‏ها و عوامل بعد از آموزش است. در این تحقیق 125 نفر از افراد که دوره‏های فنی و نظری را گذارنده بودند مشارکت داشتند. ابزار‏های گردآوری اطلاعات شامل دو پرسشنامه و نیز روش بازخورد و انجام مصاحبه با فرادستان بود. نتایج این پژوهش نشان داد که این برنامه‏ها نتایج مثبتی داشته اند و علاوه بر آن محققین ادعا می‏کنند که مدل سه بعدی قابل کاربرد در سایر جاها (جوامع) است.

هانگ10 و همکاران (2009)، در تحقیق خود در یک برنامه آموزش همزمان الکترونیکی نشان دادند که برای ارتقای این برنامه‏ها باید به عوامل مؤثری چون: انگیزش کارکنان، نگرش آنها نسبت به اینترنت، توانمندی‏های فنی آنها در زمینه رایانه و تجربه‏های قبلی کارکنان توجه کرد. همچنین در تحقیقی دیگر لیم11 و همکاران(2007)، عوامل مربوط به طرح برنامه آموزش بر خط را مهمترین عامل در اثربخشی دوره‏های الکترونیکی می دانند.
نتایج تحقیق ونگ و ژی12 (2009)، در زمینه تأثیر محیط جالب و برانگیزاننده بر اثربخشی آموزشی نشان داد که برگزاری کلاسهای آموزشی در محیطی جذاب و برانگیزاننده بیشترین تأثیر و تسهیلات رفاهی کمترین تأثیر را در اثربخشی دوره‏های آموزش دارد. همچنین یافته‏ها نشان دادند که ارزشیابی مستمر را موثقی برای اطمینان از ارتقای اثربخشی دوره‏های آموزشی است.
نتایج تحقیق ویلیامز13 (2010)، درباره نقش مدرس یا مربی در اثربخشی دوره‏های آموزش نشان داد که تخصص و توانایی علمی بالای مدرس در این زمینه بسیار موثر است. و ماهیت آموزش‏های کارکنان و متخصصان به نحوی است که مربی باید از تخصص و صلاحیت حرفهای بالایی برخوردار باشد.
پیروگ و کیوکو14 (2010) در مطالعه ای با هدف ارزیابی برنامه‏های ارتقای آموزش در کشور باربادوس15 که جامعه آنها مدارس بخش آموزش این کشور بود، به این نتیجه رسیدند که در ارزیابی‏های دوره‏های آموزشی تغییراتی صورت گرفته است. به عبارت دیگر سیستم‏های ارزیابی در برنامه‏های آموزشی نسبت به قبل دچار تغییر و تحولاتی شده اند که با توجه به تغییر و تحولات کنونی و محیط پویای سازمان‏ها قابل پیش بینی است. آنها پیشنهاد می‏کنند که با توجه به شرایط حاکم بر سازمان‏ها سایر بخش‏های سیستم نیز باید متناسب با نیازمندیهای بخش آموزش در آن مشارکت داشته باشند.