ا قراین دالّ بر صحت و شهرت، علم بدست آید کافی است. امام خمینی (ره) در این باره میفرمایند، ضابطه این است که باید شهادت با یقین و علم قطعی همراه با حد بنابراین در مواردی که دیدن در دیدنی‌ها و شنیدن در شنیدنی‌ها و… ممکن است از طریق دیگری غیر از حواس پنجگانه مانند تواتر و شهرت هم علم بدست آید بلی اگر از طریق غیر عادّی مثل رمل و جفر باشد اشکال دارد.( موسوی الخمینی ، روح الله ، انتشارات دارالعم ، چاپ هشتم ، تحریر الوسیله، ج 2، ص 403.)

1-1-1 بررسی واژه شهادت و تعریف آن در فقه و حقوق
بررسی واژه
کلمه شهادت در لغت از فعل ثلاثی مجرت شهد ، یشهد ، شهودا و شهاده گرفته شده است . گفته شده این کلمه اگر بدون حرف اضافه استعمال شود به معنای ادراک و حضور است و با حرف اضافه “علی” به معنای اخبار قاطع بوده و استعمال آن با حرف “باء”مانند ( شهد عندالحاکم لفلان علی فلان بکذا”به معنای ادای شهادت و یا قسم است معنای اخیر مترادف جمله “حلف بکذا”(قسم خوردن به کذا )( خلاصه ای از کتب المنجد و اقرب الموارد ذیل کلمه است) علامه راغب اصفهانی (معجم مفردات الفاظ القرآن ذیل کلمه شهد . )کلمات “شهود” و” شهادت ” را به معنای حضور به همراه مشاهده توام با بصر (چشم ) و یا بصیرت و گاهی به معنای حضور تنها معنی نموده و در ادامه مطلب خود اضافه می‌نماید : شهادت گفته ای است که از روی علم صادر شده و به مشاهده توسط بصر یا بصیرت حاصل شده باشد ، از لفظ شهادت تعبیر به شهادت از حکم نیز شده است مانند ” شَهِدَ شاهِدٌ مِن اهل‌ها “(گواهی داد گواهی ، از اهل و خاندان آن زن) (سوره یوسف ،آیه 26 )در کتاب فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامی آمده است : ابلجمله چنان که در کتاب المهذب ولاختیار لتعلیل المختار می‌نویسد شهادت در اصل به معنای ” حضور ” است و در شرع خبر دادن از چیزی ( واقعه ای ) است که هنگام وقوع و حدوق آن حاضر بوده و آن را مشاهده نموده است . باید گفت “شهادت” هم دارای معنی اسمی است و هم دارای معنی مصدری ، معنی اسمی آن مانند استعمال این کلمه در آیه شریفه ” عالِمُ الغَیبِ وَ الشَهادهِ”( سوره انعام ، آیه 73 )(دانای نهان و آشکار) می‌باشد در آیه مزبور کلمه شهادت در مقابل کلمه غیب آمده است . علاوه بر آن این کلمه در معنی خبر قاطع نیز استعمال می‌شود و معنی مصدری آن ” حضور داشتن ” ، “درک نمودن ” و ” اطلاع داشتن ” و همچنین ” اخبار قاطع دادن ” است . (قاسمی حامد ، عباس،تحلیل الحقوقی شهادت در مذهب امامیه ، ص 13و 14).
در قرآن کریم نیز آیاتی که موید استعمال کلمه شهادت در معنای حضور و اخبار قاطع باشد وجود دارد . در آیات ” وَاللهُ یَشهَدُ اِنَّ المُنافِقینَ لَکاذِبون ” (سوره منافقون ، آیه 1) (و خداوند گواهی می‌دهد که منافقین دروغگویانند ) و “لاتقبلوا لهم شهاده ابدا” کلمه شهادت و همین طور فعل آن در معنای ” اخبار قاطع ” استعمال شده است برای این کلمه و مشتقات آن معانی و استعمالات مختلف دیگری نیز ذکر شده است ، اما آنچه در این نوشته بیش تر مورد نظر قرار گرفته است دو معنای اخیر کلمه مزبور است که در هر دو معنا اسم فاعل آن کلمه ” شاهد ” است . (همان ، ص14).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

معادل فارسی ” شهادت ” را کلمه ” گواهی ” دانسته‌اندو فاعل آن که کلمه ” شاهد” است معادل ” گواه ” ذکر شده است گفته شده ” گواهی گاهی به معنای تصدیق است که در این صورت با مفهوم شهادت فرق دارد (-لغت نامه دهخدا ، فرهنگ فارسی دکتر محمد معین ، ترمینولوژی حقوق ، ذیل کلمه شهادت )( قاسمی حامد ، عباس،تحلیل الحقوقی شهادت در مذهب امامیه ، ص 14).
مفهوم گواهی
گواهی ( شهادت ) به مفهوم اعم ، اخبار ( خبر دادن ) فرد نزد مرجع قضاوتی از دیده‌ها یا شنیده‌ها یا سایر آگاهی‌هایی است که به صورت اتفاقی یا به درخواست یکی از اصحاب دعوا از موضوعی پیدا کرده است . بنابراین گواهی با اقرار این تفاوت اساسی را دارد که اقرار به زیان خود و به سوی دیگری است و با ادعا که اخبار به سود خود و به زیان دیگری است نیز تفاوت دارد گواهی با کارشناسی نیز این تفاوت را دارد که کارشناس محسوسات خود را با دخالت دادن تخصص خود و نتیجه گیری از آن‌ها ارائه می‌نماید ، در حالی که گواه از دیده‌ها، شنیده‌ها یا سایر آگاهی‌های خود بدون دخالت دادن تخصص احتمالی خود ، اخبار می‌نماید بی آنکه خود از آن نتیجه گیری نماید .(شمس ، عبدالله ،ادلهی اثبات دعوی حقوق ماهوی و شکلی ،ص136 ) .
1-1-2 تعریف لغوی شهادت
درباره معنای شهادت ، معانی ذیل نقل گردیده است :
در مختار الصحاح آمده است: اشهده علی کذا فشده علیه او را بر مطلب خاصی شاهد گرفت ، پس او بر آن مطالب شهادت داد و ” استشهده ” از کسی درخواست شهادت کردن و “شهده ” حاضر بودن شخصی در حادثه ای و ” شهدله بکذا” درباره مطلبی ادای شهادت کرد .
در لسان العرب آمده است ” اشهدته علی کذا فشهد علیه ” او را شاهد گرفتم ، آنگاه او شاهد آن مطالب واقع گردید . (ابن منظور ، لسان العرب ، جلد 3 ، ص 240 )(گروه پژوهشی حقوق ، دانشگاه علوم اسلامی رضوی ، ادله اثبات دعاوی کیفری ، ص 130).
1-1-3 تعریف اصطلاحی شهادت
شهادت اخبار توام با قطع و جزم است از وجود حقی برای غیر که از سوی غیر قاضی به عمل می آید . (نجفی ، محمد حسن ، جواهر الاحکام ، جلد 41 ، ص 7).
به نظر می رسد تعریف فوق کامل باشد به شرط این که قید مستند بودن شهادت به یکی از حواس را نیز به آن اضافه کنیم ، زیرا همان طور که بعد خواهد آمد ، در پذیرش شهادت شرط استناد به حس لازم و ضروری است . (محقق حلی ، شرایع الاسلام ، ص 364).
1-1-4 تعریف شهادت از منظرفقه
فقها و حقوقدانان برای شهادت تعاریف متعددی بیان کرده‌اند . در کتاب جواهر الکلام آمده است ” شهادت لغتا به معنای حضور است و یا علمی که از آن تعبیر به اخبار از روی یقین شده و شرعا اخبار قطعی از حقی است که برای دیگری لازم و ثابت و محقق شده و این اخبار از ناحیه غیر حاکم است … و مرجع در آن ( در شناخت و فرق گذاری ما بین شهادت و دیگر اخبار ) عرفی است که صلاحیت دارد ما بین شهادت و اخبار فرق بگذارد ” صاحب جواهر (ره) پس از ذکر نظرات عده ای دیگر در انتهای مطلب می‌فرمایند : ” تمامی آنچه که شهادت ، شمرده می‌شود در آن تعدد ( افراد ) و احکام ثابت دیگر آن اعتبار شده در غیر این صورت شهادت نمی‌باشد و ظاهر این است که عرف به همین معنی ملتزم شده و قیود حاکم و غیر آن را دخالت نمی‌دهد ” (نحفی ، محمد حسن ،جواهر الکلام فی الشرح الاسلام، جلد 41، صفحه 7)
در کتاب جامع المدارک پس از ذکر تعریفی که در کتاب جواهر الکلام آمده است آورده شده : “ممکن است گفته شود شهادت به معنای لغوی و عرفی خود باقی است ، پس گاهی (در شهادت ) نظر به اخبار است مانند شهادتی که راجع است به موضوعات خارجیه همچون شهادت به نفع مدعی در مرافعات و گاهی نظر به حضور است مانند شهادت در طلاق ، نهایتا اعتبار تعدد از طرف شرع در موضوعات غالبا وجود دارد بناراین تقیید در تعریف مذکور به این که حقی است که برای غیر ، لازم و ثابت است موجب خروج شهادت در رویت هلال بلکه شهادت در آنچه که موجب حد می‌شود خواهد شد ” (خوانساری ، سید احمد،جامع المدارک ، جلد 6 ، ص 96)
در توضیح شهادت آورده‌اند که : ” … در فقه غالبا شرط می‌کنند که مشهود به باید از دیدنی‌ها ( مبصرات ) و یا شنیدنی‌ها ( مسموعات ) باشد مانند عقد و ایقاع که شنیدنی است و قتل و دزدی که دیدنی است .. کسی که به ترتیب فوق اخبار از وقوع امری در گذشته یا حال ( از مسموعات یا مبصرات ) می‌نماید او را شاهد نامند و امری که از وقوع آن خبر می‌دهد مشهود به نامیده می‌شود و کسی که شهادت به نفع اوست مشهودله خوانده می‌شود و کسی که شهادت به زیان اوست مشهود علیه نام دارد “
به نظر می‌رسد تعریف شهادت بر اساس لغت و نظر عرفی خالی از اشکال است . توضیح و تعریف مفردات راغب جامع‌ترین تعاریف است ، البته با توجه به این مطالب که ملاک در شهادت افراد حضور به توسط حس است اعم از اینکه شهادت به توسط سمع ( شنیدن ) باشد ( مانند شهادت در احکام و اقاریر و عقود و ایقاعات ) و یا به توسط